برای درویش و رحمانی
تنظیم آن گزارش که
چندي پيش دوست خبرنگاري مرا تشويق كرد براي نخستين جشنواره رسانه و
محيطزيست مطالبي ارسال كنم. ابتدا قبول نكردم. معتقد بودم و هستم كه چنين
مراسمي براي تشويق كساني است كه «خودي» ناميده ميشوند و تنها به شماري از
«غيرخودي»ها آن هم براي خالي نبودن عريضه و خواباندن قال جايزهاي
ميدهند. خاصه اين كه بودجهاي هست بايد خرج شود و سفرهاي كه عدهاي بايد
هياتي و برادرانه كنار هم لقمهاي بردارند.
دوست خبرنگار باور ديگري داشت و متقاعد شدني نبود. بهانه دوري از
روز جهاني توريسم با توجه به تنوع زيستي برگزار شد. تمام خبرهايي كه اينجا و آنجا منتشر شده به تنوعزيستي پرداخته و آن را ركن ركين گردشگري پايدار لقب دادهاند.
دكتر برهان رياضي، استادي كه بسيار از او آموختم نيز يادداشتي نوشته است و حفاظت تنوع زيستي را مورد تاكيد قرار داده است. به اعتقاد او براي رسيدن به اين هدف باید در نسل امروز برای درست شناختن طبیعت و حفاظت از آن انگیزه ایجاد کنیم. یعنی به جای
يك خبر خوب و دهها خبر بد
هفته پيش از رونمايي كتاب «راه تعيين شده» مجموعه عكسهاي نفيسه مطلق خبر
دادم. اين مراسم با حضور مارينا ماهاتير و دو عكاس معتبر و دو نماينده مجلس
اين كشور و نيز شاعري مالزيايي تبار كانديداي جايزه ادبي نوبل برگزار شد.
مارينا ماهاتير در اين مراسم گفت: «در سال 1993 پروژه تقریبا مشابهای
بین کشورهای آ.س.آن تعریف شد که با موفقیت زیادی همراه بود. زمانی که
عکسهای این مجموعه را دیدم از آن استقبال کردم چرا که این پروژه به طور
اختصاصی به کشور من تعلق داشت. سپس آن را به چند ناشر معرفی کردم اما با
کمال تعجب متوجه شدم که آنها از درگیرشدن در این مسالهمهم امتناع
میکنند.»
وی با اشاره به ناشر کتاب از وی بابت شجاعت و احساس مسئولیتش قدردانی کرد و
گفت: «ما باید به این نکته فکر کنیم که چه اتفاقی برای جامعه ما افتاده که
تا به این حد پرداختن به مسائل اجتماعی حساسیت برانگیز شده است.» مارینا
که مقدمه کتاب را نیز نوشته درباره عکسهای مجموعه گفت:
شير ايراني، صدمين كتاب مجموعه «از ايران چه ميدانم؟» به همين قلم از سوي انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي به زودي راهي بازار نشر ميشود.
در اين اثر نيز همانند ميراث طبيعي ايران،
سعي شده آنچه درباره شير ايراني تا كنون به ثبت رسيده و در دسترس بوده از
لابهلاي متون تاريخي و علمي با بياني ساده و روان كنار هم قرار گيرد و در
قالبي
نزديك 60 سال از ملي شدن صنعت نفت ميگذرد اما در عمل اين صنعت ملي نتوانسته به تمامي در عنان اختيار ملت قرار گيرد. محمد مصدق با تلاش بسيار شركت نفت ايران و انگليس
را عقب راند و زير بار پيشنهاد پنجاه-پنجاه نرفت تا اعتبارش خدشهدار
نشود. با اين همه ثمره قراردادهاي نفتي تا امروز ماحصلي بيش از پيشنهاد شش
دهه پيش نداشته است. هوش سرشار و دست توانگر ايراني حتي نتوانسته است در
اين مدت، خود را از بنزينِ اجنبي بينياز كند و همچنان به جاي رونق صادرات
محصولات نفتي، اين طلاي سياه را به صورت خام بشكه بشكه به ماوراي بحار
ميرود.
دست توانگر ايراني اگر نتوانسته برگ زريني به كارنامه صنعت نفت اضافه كند، لابد ميتواند در ايران خشك و كمآب بزرگترين درياچه مصنوعي خاورميانه را درست در غرب پايتخت آماسكرده بسازد. وقتي عربها در دوبيِ پر حرارت و داغ،
از لرستان خبرهاي خوشي نميرسد. پلنگي در قاليكوه را شكاركشها از پاي
درآوردند و تصاوير جسد بيجان آن را خبرگزاري مهر منتشر كرده است. اما از
آن تاسفبارتر خبري است كه باز هم خبرگزاري مهر منتشر كرده از آسفالت كردن
جادهاي كه به درياچه گهر منتهي ميشود.
هر از گاهي شماري از مسولان استاني و نمايندگان مجلس براي اين كه عملكرد
موجهي از خود نشان بدهند جان طبيعت را نشانه ميروند و اين بار نوبت گهر
است به بهانه
سازماني به نام Institute for War and Peace Reporting كه در فارسي موسسه خبرنگاران جنگ و صلح معنياش كردهاند، چندي پيش از نگارنده خواست تا درباره موضوعات داغ محيطزيستي گزارشي تهيه كند. وضعيت درياچه اروميه نخستين مطلبي بود كه براي آن موسسه نوشته شد.
شيوه مورد توجه آن موسسه،
تهيه گزارشي است كه ميتوان آن را گزارشگري متوازن تعبير كرد و به قول
اجانب Balancing Reporting . يعني نظرات موافقان و مخالفان يك جريان كنار
هم قرار ميگيرد، جمعبندي گزارش نگاهي كلي به ماجراست و در نهايت
نتيجهگيري به خواننده واگذار ميشود.
آنچه در پي ميآيد گزارشي است منتشر شده در 26 آوريل سالجاري از وضعيت اسفبار درياچه اورميه با عنوان:
Campaigners Fear Lake Urmia Drying Up
خبر كوتاه اين است: شكم خالي شيرهاي گرسنه در يك پارك ملي كنيا با زبراهاي وحشي پر خواهد شد.
شبكه خبري Nam گزارش داد محيط بانان هفت هزار چهارپا كه به طور عمده از زبراها تشكيل شده اند را به پارك ملي امبوسلي منتقل مي كنند. سازمان حيات وحش در اين باره اعلام كرده هدف از چنين اقدامي متوقف كردن حمله شيرها و كفتارها به دام هاي اهلي است كه به ساكنان حاشيه پارك تعلق دارند. در واقع حمله اين جانوران به دام هاي اهلي پس از مردن هزاران ويلدبيست و زبرا در اثر خشكسالي سال گذشته صورت گرفته و شيرها به دليل فقدان طمعه كافي به حاشيه منطقه رفته اند. برنامه منتقل كردن غذا براي شيرها و كفتارها يك ميليون و سيصد هزار دلار
در گشت هاي اينترنتي گاه مي توان اخبار جالبي به دست آورد. گرچه برخي اوقات خبر قديمي است اما پيگيري آن مي تواند براي اهل فن خبري جديد به وجود آورد.
يكي از اين اخبار كه ارديبهشت ماه منتشر شد از چاپ پنج كتاب در حوزه اكوتوريسم حكايت داشت. خبر اميدوار كننده اي است و البته افتخاري براي نگارنده كه چهار نفر از نويسندگان كتاب ها را از نزديك مي شناسد: هومن جوكار درباره اكوتوريسم، عليرضا نادري درباره حشرات، كامران كمالي درباره دوزيستان و خزندگان و پرويز بختياري درباره پرندگان كتاب روانه بازار نشر خواهند كرد. كتاب پنجم اثر سيد امير توكلي درباره زمين شناسي از منظر اكوتوريسم خواهد بود.
در اين آشفته بازار كه كتاب و مطالعه، تحصيل علم و دانش همچون دشنه اي است در دست
توصيه دانشپژوهي هم در عرف و هم در متون ديني به وفور مشاهده ميشود. اين پندها و اندرزها به قدري جدي است كه حتي يكي از مديران صاحبنام عرصه حياتوحش را وادار كرده طريقه ز گهواره تا گور دانش بجوي را پيشه كند و به تحصيل زبان انگليسي بپردازد. اما تا شنوندگان اين خبر ميخواهند هورا بكشند و به افتخار او سوت بزنند، موضوعي ديگر اضافه ميشود كه حضرتش از بودجهاي كه در اختيار دارد دستمزد معلم سختكوش را ميپردازد نه از جيب مبارك! البته پيش از آن يكي- دو تني متقاعد شدهاند كه براي چنين اقدامي عذر شرعي بتراشند و رديف مشخص براي آن باز كنند. به هر حال آنان كه ميدانند و صاحب كمالات هستند بايد نظر بدهند اين شيوه آيا صحيح است یا نه؟ آيا اينجا هم هدف وسيله را توجيه ميكند؟ (يعني پرداخت هزينه تحصيل زبان انگليسي با بودجهاي كه براي انجام كاري ديگر به او سپرده شده چه ناميده ميشود؟)
در آن سوي جهان البته عدهاي
كرهايها پوزاري ساختهاند تا محيطزيست آسيب كمتري ببيند و الكتريسته توليد شود. اكو استپ(Eco Step)، نام كفش جديدي است كه با استفاده از فنآوري نانو كار ميكند و سازندگانش لقب دوستدار محيطزيست را به آن دادهاند.
اين پايافزار، فشار بين سطح زمين و كف پا را با استفاده از ژنراتوري به انرژي الكتريكي تبديل ميكند. اين عمل توسط
اسكله شناور 32 ميليون دلاري هرمز، هنگام افتتاح شكست، چند نفر از مقامات دولتي به آب افتادند و در نهايت برگ زريني ديگر در تاريخ ايران رقم خورد. اين خبر يك روز پيش از 22 بهمن منتشر شد اما توجه چنداني را به خود جلب نكرد.
شكسته شدن اسكله هرمز و از ريل خارج شدن قطار اصفهان-شيراز به يكديگر شبيهاند؛ هر دو در روز افتتاح نتوانستند آبروي كارفرما، مشاور و پيمانكار را حفظ كنند و در لحظات نخست تشت رسوايي دست اندر كاران را به ميانه انداختند. خودباوري گرچه همواره توصيه شده اما انگار دست تواناي ايراني همچنان دوران آزمون و خطا را سپري ميكند تا بدون بررسيها و مطالعه كافي شايد روزي نتيجه دلخواه با دگنك هم كه شده حاصل شود.
نمونهاي از اين پروژههاي دگنكي، جادهاي است كه درياچه اروميه را دو نيم كرده است؛ با همت و لجاجت، جادهاي ساخته شد به مدد نابودي
گونههاي مهاجم غيربومي، از بيماريها و گياهان تا موشها و بزها، يكي از سه تهديد عمده حيات در كره زمين به شمار ميرود.
به گزارش پايگاه اينترنتي اتحاديه جهاني حفاظت، مقالهاي تخصصي با همكاري برنامه گونههاي مهاجم غير بومي (GISP) به چاپ رسيده كه در آن اثرات اين گونهها بررسي شده است. بر اساس اين مقاله، در اكثركشورها كميتهاي بينالمللي تشكيل شده تا براي مقابله با گونههاي مهاجم راه حلي بيابند؛ اما تنها شمار اندكي از اين كشورها قانونهاي مرتبط را به تصويب رساندهاند و تعداد اندكي نيز دست به اقدامات عملي زدهاند.
اين گزارش ميافزايد: در مقاله «شاخصهاي جهانيِ تهاجم بيولوژيكي: گونهها، اثر بر تنوع زيستي و تدابير» 57 كشور مورد بررسي قرار گرفته و مشخص شده است كه
دوم فوريه روز جهاني تالاب نام گرفته است. روزي كه كنوانسيون حفاظت از تالابهاي مهم بينالمللي و زيستگاه پرندگان آبزي به همت اسكندر فيروز در 1971 منعقد شد و كنوانسيون رامسر نام گرفت.
اسكندر فيروز نام آشنايي است براي آنان كه به محيطزيست و ايران گرايش دارند. چند سال پيش در مراسمي كه در شهر رامسر برگزار ميشد، پيتر بريجواتر دبير كل كنوانسيون، پيامي ارسال كرده بود به مناسبت تبريك روز جهاني تالاب و در آن از فيروز به نام پدر تالابهاي جهان نام برد. آن كس كه قرار بود
روزهاي سهشنبه مجموعه مستندي از شبكه يك سيماي جمهوري اسلامي پخش ميشود به نام گنجينه تتيس. آنان كه هفته گذشته اين مجموعه را در ساعت 20:10 از دست دادهاند اين هفته را دريابند. به ادعاي تهيهكنندهاش سعيد نبي مجموعهاي است بينظير.
البته حضور كساني چون فرهاد ورهرام، دكتر كيابي و دكتر عبدلي تا حدي ميتواند اين
روزگار غريبي است و غريبتر اخباري كه چپ و راست از ميهن اسلامي ميرسد. در مواجهه نخست چنين اخباري سبب خنده ميشود اما اندكي تامل اشك حسرت به ديده ميآورد و رنگي از تاسف به دل مينشاند.
خبر اين است: راننده شهردار لوندويل در آستارا، رييس محيط زيست اين شهر را زير گرفت آن هم به دستور شهردار! آن گونه كه در خبر آمده است: «در اين حادثه شهردار صراحتاً فرياد ميزد که