خبري خندهدار و گريهدار
روزگار غريبي است و غريبتر اخباري كه چپ و راست از ميهن اسلامي ميرسد. در مواجهه نخست چنين اخباري سبب خنده ميشود اما اندكي تامل اشك حسرت به ديده ميآورد و رنگي از تاسف به دل مينشاند.
خبر اين است: راننده شهردار لوندويل در آستارا، رييس محيط زيست اين شهر را زير گرفت آن هم به دستور شهردار! آن گونه كه در خبر آمده است: «در اين حادثه شهردار صراحتاً فرياد ميزد که رييس اداره محيط زيست را زير بگيريد، خودم ديه آن را پرداخت ميکنم.»
دردآور دليل چنين توحشي است. شهرداري از رودخانهاي در پناهگاه حياتوحش لوندويل شن و ماسه برداشت ميكرده و محيطزيست مانع شده اما طبق معمول صداي محيطزيست به جايي نميرسد و كسي اساسا حرفهاي آن دستگاه را -كه جزو نهاد رياست جمهوري شناخته ميشود- به هيچ جايش حساب نميكند. ناچار محيطزيست به نيروي انتظامي متوسل ميشود و باقي ماجرا البته خواندني است...
بيش از هر چيز تاسف بايد خورد به حال رفتاري چنين قرون وسطايي و وحشيانه، گويي افرادي از اعماق تاريخ به هوش آمدهاند در عصري نو و نميدانند بايد چگونه رفتار كنند. پس ميتوان تصور كرد كه «دروازه تمدن» تا سالهاي بعد هم رويايي بيتعبير است. به علاوه بايد به حال محيطزيست گريست... دليل آن هم روشن است.