«خيال‌پرداز حقيقت را نزد خود انكار مي‌كند

و دروغگو، ديگران»

فردريش نيچه

وضعيت تالاب هامون رقت‌بارتر از آن است كه حتي بتوان برايش مرثيه‌سرايي كرد. بيش از 8 سال خشك‌سالي بهترين بهانه است براي عدم مديريت صحيح منابع آب در اين سامان. اما مهمتر از خشكسالي‌هاي پي‌درپي، آنچه كمتر مورد بحث قرار مي‌گيرد ميزان حقابه ايران است؛ حقابه‌اي كه سال‌هاست برادران افغان از سرازير شدن آن به ايران جلوگيري مي‌كنند. آنان نيز مدتي خشكسالي و مدتي بعد جنگ و نزاع و حضور اجانبِ ينگه دنيايي را بهانه كردند.

از معاهده‌اي كه بين ايران و افغانستان به امضا رسيد تا حقابه هامون‌ها و زادگاه رستم‌دستان رعايت شود،‌قريب 33 سال مي‌گذرد. در زمان نخست‌وزيري اميرعباس هويدا اين معاهده تنظيم و امضا شد. البته مديران ايرانيِ آن زمان به اين معاهده بسنده نكردند و با ياري گرفتن از تيم‌هاي كارآزموده ژاپني (و نه دست توانگر وطني) با احداث چاه نيمه‌ها در نزديكي زابل درصدد بودند هر گونه بد قلقيِ احتماليِ افغان‌ها را پيشاپيش چاره‌اي به دست كرده‌باشند. وظيفه اساسي اين چاه‌نيمه‌ها انباشت و نگهداري آب براي مردم زابل بود. بي‌ترديد پس از 8 سال خشكسالي نمي‌توان انتظار معجزه داشت و اين مخازن را همچنان پر آب ديد.

رييس پژوهشكده تالاب بين‌المللي هامون در دانشگاه زابل در مصاحبه‌اي گفته است:«منشاء آب هامون از افغانستان است اما به دليل ممانعت افغانستان از ورود آب هيرمند به ايران، در حال حاضر تنها 5 درصد از کل مجموعه تالاب داراي آب است از اين رو بايد قوانيني وضع شود تا سهم ايران از هيرمند گرفته شود تا از نابودي اين تالاب بين‌المللي و پرندگان مهاجر جلوگيري شود. گرفتن اين سهم به عزم فرامنطقه‌اي و بين‌المللي نياز دارد و اولين کنفرانس بين‌المللي بحران آب در زابل به همين منظور برگزار خواهد شد تا با حضور مسؤولاني از کشور افغانستان، رژيم حقوقي هيرمند مورد بررسي قرار گيرد».

زمان شامحمدي‌حيدري به نكته درستي اشاره كرده است، چاره كار اين است كه برادران افغان راضي شوند، حقابه را رعايت كنند و گرنه قانون و مصوبه، چنان كه او گفته است، چگونه مي‌تواند هامون را از مرگ نجات دهد. بهره‌گيري از عزم فراملي به استناد حرف‌هاي مصاحبه شونده- يكي از بهترين راه‌هاي حل اين معضل است اما نه با كلي گويي. با يك بررسي اجمالي مي‌توان دريافت كه افغانستان در حال حاضر سر بر بالين آمريكا مي‌برد و ايران با چين، كره شمالي، روسيه و چند كشور آفريقايي روي خوشتر دارد. به نظر مي‌رسد بايد فاتحه عزم فرامنطقه‌اي و بين‌المللي را قرائت كرد.

 اما زماني به تغيير شرايط مي‌توان دل‌خوش كرد كه شطرنج‌بازان عرصه سياست ايران چند روزي را در زابل و روستاهاي پيرامون همچون مردمان دلاور آن ديار، بدون تشريفات و توجه ويژه افراد خاص، سپري كنند و با گوشت و پوست و استخوان وضعيت دشوار زندگي در جنوب شرق ايران را دريابند. موضوع، تنها تالاب هامون و پرندگانش نيست. مردمي در آن نواحي زندگي مي‌كنند كه از قضا ايراني‌اند و هم‌وطن خطاب مي‌شوند. بدين ترتيب لازم است قبل از عزم فرامنطقه‌اي و بين‌المللي، عزم ملي و وطني بو‌جود آيد، سپس مي‌توان به همان معاهده سال 1354 استناد كرد و با ديپلماسي صحيح گام به گام پيش رفت. در اين ارتباط هم لازم است وزارت خارجه پيش قدم شود، كه البته چون آب و منابع آب در حوزه اختيارات وزارت نيرو است، توپ در زمين اين وزارتخانه مي‌افتد، و از آنجايي كه هامون حائز عنوان تالاب بين‌المللي است، لابد به سازمان محيط‌زيست پاس داده مي‌شود تا اداره امور را در عنانِ اختيار خود گيرد. بدين ترتيب چرخه باطلي شكل مي‌گيرد كه در نهايت نه هامون مي‌ماند و نه دريا.

شامحمدي حيدري به اهميت تالاب هامون در زندگي مردم اشاره كرده و گفته است با توجه به اين اهميت، پژوهشکده تالاب بين‌المللي هامون از سال قبل با مجوز وزارت علوم فعاليت‌هاي خود را با سه گروه پژوهشي منابع آب، اکوسيستم آب و شيلات آغاز کرده است.

پيش از آن كه تحقيقات مورد نظر گوينده، مهم باشد و براي آن رييس و مرئوس، بودجه و رديف در نظر بگيرند، حيات و بقاي هامون واجد اهميت است، اي كاش توان و هزينه، سرمايه و وقت -كه لابد، الي‌الابد در ايران موجود است- صرف آن مي‌شد تا زندگي بار ديگر در هامون جريان يابد.

پيوست مرتبط:اصل مصاحبه را از اينجا مي‌توانيد بخوانيد.

پيوست مرتبط: درباره وضعيت سيستان و بلوچستان و بادهاي 120 روزه