جلسهاي با رييسجمهور؛ يك طرح ناتمام
تابستان سال گذشته نگارنده طرحي را با دوستان دانشآموخته محيطزيست در ميان گذاشت، تشويق كردند كه اجرايش كند. طرح سادهاي كه براي بهبود وضعيت محيطزيست شايد اندكي چارهساز ميبود؛ نشست استادان و كارشناسان طراز اول طبيعت (و نه محيطزيست) با رييسجمهوري! در واقع مبناي اين ايده آن بود كه بالاترين مقام اجرايي كشور بيشتر با معضلات و گرفتاريهاي پيش روي محيطهاي طبيعي آشنا شود و هشداري كارشناسانه را دريافت كند كه ميوه توسعه لجام گسيخته به هيچ رو شيرين نخواهد بود.
ابتدا مديرعامل يكي از تشكلهاي زيستمحيطي موضوع را پسنديد و قرار شد در دفتر آنان جلسات هماهنگي با استادان مورد اشاره برگزار شود؛ بالاخره بايد يك وحدت كلمهاي ميان اين افراد پديد ميآمد و جلسه به صورت كارشناسي با آمار و ادله كافي از سوي يك مجري اداره ميشد و استادان هم هر يك به فرا خور حال دقايقي كوتاه،موجز و مختصر سخن ميگفتند. در اين ارتباط البته طراحي چند اسلايد و نمايش آن نيز مورد نظر بود كه بايد از سوي كارشناسان مورد تاييد قرار ميگرفت.
مدير عامل آن تشكل، اندكي ارادهاش شل شد. با اين حال موضوع براي طرحكننده آن چندان جدي بود كه از پاي ننشست. برگزاري جلسات هماهنگي به شركت مهندسين مشاور رهشهر پيشنهاد شد كه در كمال ناباوري مورد پذيرش مدير آن نيز قرار گرفت. فهرستي بيش از 30 كارشناس آماده شد و رهشهر تقبل كرد سالن جلسه، وسايل پذيرايي و امكانات سمعي و بصري در اختيار قرار دهد (نامههايش بايد هنوز در آن شركت موجود باشد).

به نظر ميرسيد همه چيز در حال جور شدن است. تماس تلفني هم با چند كارشناس طبيعت اين اطمينان را داد كه همه چيز مهياست؛ هوشنگ ضيايي، بيژن درهشوري، اسماعيل كهرم، هدايت تاجبخش، شيرين ابوالقاسمي و مرحوم هرمز اسدي از كساني بودند كه قاطعانه آمادگي خود را براي شركت در اين جلسات هماهنگي و سپس جلسه در حضور رييس جمهور اعلام كردند. تماس با ديگر كارشناسان ادامه داشت در اين ميان يكي- دو تني ديگر نيز كه از قضا از افراد كاركشته در مباحث طبيعي هستند وقتي مقابل اين گزاره قرار گرفتند كه هدف از تشكيل جلسات هماهنگي در نهايت، نشست با رييس جمهور است، زهرخندي تحويل دادند كه مگر اقتصاددانها كه چنين جلسهاي داشتند اوضاع اقتصادي سامان گرفت؟ با اين كار خود را خسته ميكنيد و عاقبتي هم ندارد. البته پاسخبه آنان اين بود كه اين حداقل تلاشي است كه ميتوان براي حفاظت طبيعت ايران صرف كرد. مخالفان اين طرح هم گفتند بيانيه صادر كردن كه بهتر است چگونه ممكن است اين كارشناسان دور هم جمع شوند.
قبح بيانيه صادر كردن مثل بسياري از فعاليتهاي ديگر شكسته شده است. همچنان كه بزرگنمايي اخبار كوچك و كم اهميت، آستانه حساسيت مخاطبان را افزايش داده است. شايد تنها واكنش مخاطبان به اخبار دردآور زيستمحيطي تنها تكان دادن سر باشد به معناي وا اسفا يا عجبا! اما ديدار رييسجمهور كه بالاترين مقام اجرايي كشور است در حضور رسانهها و البته پيگيري مطالبات از سوي ناظران (همان ركن مشهور و چهارم دموكراسي) ميتوانست موثرتر واقع شود كه هيچگاه عملي نشد.
اما علت عملي نشدن آن ربطي به هيچ كس ندارد و البته دارد. از آنجا كه همه چيز در ايران اسلامي، قائم به فرد است. به دليل پيشآمدهاي نهچندان خوشايند براي پيشنهاددهنده طرح و نيز حلول ماه مبارك رمضان، و بعد سفر طولاني مدت مدير بخش محيطزيست شركت رهشهر، باعث تا موضوع به فراموشي سپرده شود و البته با مطرح كردن آن هم بعيد است كسي توان و تاب پيگيريها و هماهنگيهاي اين كار پردردسر را داشته باشد. آيا ارادهاي براي از سر گيري اين پيشنهاد وجود دارد؟ همه كارشناسان بدون خطكشي و تنگنظري دعوت شوند تا طرحي نو دراندازند؟