«فريب ظاهر را مخوريد، حتي صديق‌ترين

افراد نيز ممكن است خيانت كنند»

فردريش نيچه

 مدتي پيش جريده وزينه همشهري، خبري با عنوان «مصوبه مهم مجمع تشخيص براي رفع تصرف از اراضي طبيعي» منتشر كرد. فحواي خبر حكايت از آن دارد كه «همه اراضي طبيعي تصرف شده قبل و بعد از سال 1365 تحت هر عنواني كه واگذار يا تصرف شده باشد حتي آنها كه از سال‌ها پيش تحت عنوان تعاوني‌هاي مسكن مورد ساخت‌وساز قرار گرفته‌اند به وضعيت سابق بازگردانده مي‌شوند. اين مصوبه اخيرا براي اجرا به دستگاه‌هاي ذي‌ربط ابلاغ شده است».

همچنين در ليد خبر آمده است « مجمع تشخيص مصلحت نظام قانوني را تصويب كرد كه كارشناسان از آن به‌عنوان مهم‌ترين اقدام براي حفظ محيط‌زيست در 50 سال گذشته نام مي‌برند».

در ارتباط از با اين خبر البته دو موضوع قابل بحث است:

1- كارشناسان مدعي كه افاضه فرموده‌اند اين مصوبه مهمترين اقدام براي حفظ محيط‌زيست بوده است، چه كساني هستند؟ تنها منبع خبر، محمدباقر صدوق، مديركل حفاظت محيط‌زيست استان تهران است و اثري از ساير كارشناسان در خبر يافت نمي‌شود. به علاوه آقاي مدير كل نيز اشاره‌اي به اهميت پنجاه ساله نكرده است.

شايد كساني اين بزرگ‌نمايي را شيوه‌اي ژورناليستي تلقي كنند كه با توسل به آن مي‌توان اهميت محيط‌زيست را بيشتر جلوه‌داد و سازمان‌هاي مسئول حفاظت محيط‌زيست و طبيعت را تشجيع كرد كه وظايف قانوني خود را جدي‌بگيرند.

بدين ترتيب پرسش اين است كه آيا اولين قانون محيط‌زيست ايران با عنوان «قانون حفاظت و بهسازي محيط‌زيست»، مصوبه سال 1353 را خوانده‌اند؟ آيا آن قانون در شرايطي كه تنها توسعه مد نظر بود و محيط‌زيستي‌ها مخالف آن قلمداد مي‌شدند، فاقد اهميت است؟ آيا كنوانسيون رامسر كه به همت ايرانيان شكل گرفت در سال 1349، اقدامي كم اهميت‌تر از مصوبه مورد نظر است؟

به عبارت ديگر، سوال اين است متر و معيار براي به كار بردن عبارت دهان‌پركن « مهم‌ترين اقدام براي حفظ محيط‌زيست در 50 سال گذشته» چيست؟ چرا با استفاده از اين گونه عبارت بايد اقدامات گذشته را يك‌سره نانديده گرفت؟

2- اگرچه اقدام مجمع، ستودني است اما با نگاهي گذرا مي‌توان دريافت كه بخش عمده تصرف‌ها در سال‌هاي پس از انقلاب توسط ارگان‌هاي نظامي و انتظامي صورت گرفته است، منطقه حفاظت شده كوير، پارك‌هاي ملي خجير و سرخه‌حصار، پارك ملي نايبند، منطقه حفاظت شده گنو نمونه‌هايي از اين مناطق هستند. در واقع جنگ عاملي شد تا اراضي طبيعي تصرف شود. آن زمان دفاع از ايران، در درجه نخست اولويت قرار داشت و مي‌شد چنين تصميمي را توجيه كرد. اما پس از پايان يافتن جنگ آيا اين توجيه هنوز اعتبار لازم را دارد؟ بعد از گذشت 20 سال از پايان آن چطور؟ بدين ترتيب بايد سوال كرد سازوكار پس گرفتن اين اراضي چگونه است و دستورالعمل و آئين‌نامه اجرايي آن چيست؟

بنابراين بايد منتظر شد و ديد بزرگ‌ترين رخداد زيست محيطي 50 سال گذشته چنان كه ادعا شده است، مي‌تواند اراضي اشغالي نيروهاي نظامي را باز پس گيرد و در اختيار متوليان اداره و مديريت آن قرار دهد؟

البته اگر نيمه پر ظرف مد نظر قرار گيرد، بايد شادمان بود و به نشانه ادب كلاه از سر برداشت كه بالاخره مجمع يا محفل تشخيص مصلحت نظام به اين نتيجه رسيده است كه حفاظت محيط‌زيست نيز به مصلحت است و بايد به فكر آن بود حتي اگر اين بار هم بازي سياسي ديگري پس پرده باشد.

 

اصل خبر را اینحا می توانید بخوانید.

پي‌نوشت: مدتي بعد از انتشار خبر مورد اشاره گروهي البته ساكت ننشستند. اينجا را بخوانيد.