روش‌هاي گوناگوني براي تخمين جمعيت جانوران وجود دارد كه هر يك براي شرايط خاص و گونه‌اي خاص به كار مي‌رود. به عبارت ديگر نمي‌توان تمام روش‌ها را براي تمام گونه‌ها به كار برد؛ به عنوان مثال روش تخمين جمعيت گوشتخواران با ماهي‌ها و يا علفخواران يك‌سره متفاوت است. طبيعي است انتخاب اشتباه روش و يا اجراي نادرست آن باعث خواهد شد، نتيجه با واقعيت تطابق نداشته باشد. به همين دليل لازم است براي به كارگيري از هر تكنيك، روش‌هاي گذشته و پيش‌فرض‌هاي قديمي را كنار گذاشت و بر روي انتخاب و اجراي روش جديد متمركز شد.

نشانه‌گذاري و دوباره‌گيري جانوران يكي از روش‌هاي تخمين جمعيت و تراكم آنهاست. اين روش زماني به كار مي‌آيد كه شمارش گونه مورد نظر هر بار با دفعه قبل بسيار متفاوت باشد. نام‌هاي ديگر اين روش (يا بسيار شبيه و نزديك به آن) عبارتند از: گرفتن و دوباره گرفتن (capture-recapture)، گرفتن، نشانه‌گذاري و دوباره گرفتن (capture-mark-recapture)، ديدن و دوباره ديدن(mark-recapture)، نشانه‌گذاري، رها كردن و دوباره گرفتن(mark-release-recapture)، بازيابي گروهي(band recovery).

يكي از مهمترين كاربرد‌هاي اين روش به منظور شناسايي و آگاهي وضعيت همه‌گيري يك بيماري(epidemiology) است و جالب اين كه اين روش تنها براي حيات‌وحش كاربرد ندارد. به عنوان مثال براي بررسي وضعيت ميزان افراد آلوده به ايدز در يك جامعه يا سالمندان نيازمند به خدمات خاص نيز از اين روش استفاده مي‌شود. در عين حال مي‌توان دو گروه را هم‌زمان مورد مطالعه قرار داد، مثلا افراد مبتلا به ايدز و سالمند در يك جامعه آماري.

 

                                    bird

روش كار

به طور معمول محقق پس از بررسي منطقه، از تله‌هايي براي به دام انداختن شماري از جانوران مورد مطالعه خود استفاده مي‌كند (انتخاب تله نيز كاملا وابسته به نوع گونه و شرايط محيطي متفاوت است). هر يك از اين جانوران به دام افتاده با نشانه خاصي علامت‌گذاري و سپس رها مي‌شوند. اين روش نخستين بار توسط ميريون(Meirion)، نيم سلم (Naim Salam) و نيك دارلينگ(Nick Darling) در سال 1894 به مورد اجرا گذاشته شد.

يكي از نكات حائز اهميت در اين ارتباط، مدت زمان زنده‌گيري، علامتگذاري و رها كردن جانور است كه بايد در حداقل زمان ممكن انجام شود. مدتي بعد، لازم است دوباره به زنده‌گيري جانوران مورد مطالعه اقدام كرد. پيشنهاد مي‌شود، زنده‌گيري مجدد زماني انجام شود كه آشفتگي محيط برطرف شده و شرايط طبيعي برقرار است. برخي از افرادي كه براي بار دوم به تله مي‌افتند همان‌هايي هستند كه نشانه‌گذاري شده‌اند و برخي ديگر براي نخستين بار در دام مي‌افتند. بديهي است نشانه‌گذاري اين گروه كه براي نخستين بار به تله افتاده‌اند بايد با گروه نخست متفاوت باشد. تخمين جمعيت در اين روش با حداقل دوبار زنده‌گيري قابل انجام است اما دفعات بيشتر مي‌تواند به دقت كار كمك كند.

روش لينكولن-پترسون براي آناليز داده‌ها

اين روش زماني كه كاربرد دارد كه تنها زنده‌گيري گونه دوبار انجام شده باشد. در اين روش فرض شده است كه جمعيت مورد مطالعه، بسته است به عبارت ديگر فرض اين است كه در فاصله دو بار زنده‌‌گيري، مرگ و مير، تولد و مهاجرت صورت نگرفته است. بنابراين از فرمول زير مي‌توان به محاسبه جمعيت پرداخت:

N= M*C

 R      

كه در اين فرمول،

N= جمعيت گونه مورد بررسي

M= تعداد گونه به دام افتاده و نشانه‌گذاري شده بار نخست

C= تعداد گونه به دام افتاده و نشانه‌گذاري شده بار دوم

R= تعداد جانوران نشانه دار که بار دوم به تله افتاده اند.

فرمول فوق براي تخمين دقيق‌تر،‌اندكي اصلاح شده و به صورت زير درآمده است:

N= (M+1) (C+1) _1

(R+1)         

براي دستيابي به عدد دقيق‌تر مي‌توان واريانس N را نيز محاسبه كرد.

بيش از دوبار زنده‌گيري

روش مورد بحث، اوايل دهه 1990 تكامل يافت و با بهر‌ه‌گيري از فرمول‌ها و روابط رياضي، كه بر اساس به تجربه گذاشتن روش‌هاي گوناگون حاصل شده بود، به شكلي ايده‌آل مبدل شد. يكي از آسان‌ترين اين روش‌ها،‌رگرسيون پوسن (Poisson) است كه براي نمونه‌گيري بيش از دو بار نيز كاربردي مفيد دارد.

امروز با به‌كارگيري نرم‌افزارهاي مربوط حتي از ميزان محاسبات نيز كاسته شده است و بيشتر محاسبات رياضي را نرم‌افزارهايي نظير مارك (MARK) يا ام‌شوگر (M-SURGE) انجام مي‌دهند.