چرا اين گونه شد؟
سه نكته براي قرائت بهتر آتشنوشت، ميتواند مفيد فايده باشد و بسياري از ابهامات با اين سه نكته برطرف خواهد شد:
1- مدتي پيش از دوستي سوال كردم چرا اجازه نميدهد نظرات در وبلاگش فيالفور به نمايش درآيد و نيازمند تاييد اوست. پاسخش روشن بود: كامنتهاي بيادبانه و ناسزاهاي ناروا! اين تجربه خوشبختانه هنوز نصيبم نشده است اما بيربط بودن برخي كامنتها و لحن ناپسند آنها سبب شد تا همچون آن دوست عزيز عمل كنم. روزهاي اول البته به همين سياق وبلاگ را راه انداختم تا اين كه وحيد نوروزي برايم از آزادي بيان و يا موضوعي شبيه به اين نوشت. من هم باور كردم كه موسم آن فرا رسيده است كه همگان نظرات خود را اعلام دارند. اما با نگاهي به برخي مطالب ارسالي از سوي عدهمعدودي كه از روي نثر و موضوع مورد اشاره، و يا حتي از روي نام مستعاري كه براي خود انتخاب ميكنند ميتوان تشخيص داد چه كساني هستند، همان رويه نخستين به كار بسته شد.
عمل ناپسند اين عده را ميتوان خرابكاري و دشمني با علم و هنر، و وحشيگري-خرابكاري ناميد كه متاسفانه در فارسي واژه كامل و شاملي براي آن نيست. اما انگليسيزبانان آن را (VANDALISM) ناميدهاند. همان گونه كه بر در و ديوار شهر شعارهاي نامربوط و گاه كلمات مشمئز كننده مينويسند، اتوبوسها را خراب ميكنند و شيشه مغازهها و فروشگاه را ميشكنند چون مثلا تيم محبوبشان برنده نشده، يا كانديداي مورد نظر راي نياورده است. پس در اين دوره از زمان نيز هر گاه كه موضوعي با ميل و خواست ما سازگار نبود، به خود حق ميدهيم دست برآريم و شيوه ويرانگري پيشبگيريم.

2- يكي از همين حضراتي كه گاه سركي به بلاگ من ميزند و بيربط مينويسد اخيرا نيز نوشته است:«... من قبلاَ به شما گفتم که شما مثل بقیه فقط حرف می زنید و با حرف و نوشتن کاری از پیش نمی ره ... مطالبتون ته کشیده اگه بنویسید هم فایدهای نداره. همه و یکی هم شما کنار نشستید و از همدیگه انتظار دارید. هیچکس عمل و کاری نمی کنه.کنار گود نشستید میگیه لنگش کن».
به راستي نظر جالبي است. اما اين خواننده گرامي نميداند كاركردهاي وبلاگ، مطبوعات و رسانه چيست. و دردآورتر اين كه از نويسندگان و كارشناسان انتظار معجره دارد. افزون بر اين، بايد از چنين فردي سوال كرد كه نقش او در بهبود شرايط موجود چيست؟ بايد پرسيد با نقزدن، بهانهجويي، و مايوس كردنديگران ميتوان شرايط را بهتر كرد؟ بسياري از وبلاگ نويسان براي اطلاعرساني مينويسند، خبر، گزارش، تحليل، مطالب علمي-آموزشي و گاه تخصصي براي آن كه دانش و داشتههايشان را با ديگران قسمت كنند، تا شايد از اين طريق سهمي در بهبود شرايط داشته باشند. برخي از اين افراد وقتي شنيدند كه پروژه يوز تعطيل شده مقابل سازمان ايستادند و خواستند كه پروژه تعطيل نشود (و البته بعد موضع نوع ديگري تعبير شد). حال بايد از اين فرد و افرادي چون او سوال كرد كه نقش آنان چه بوده است جز اين كه مدام محيطزيست را مصرف كردهاند.
3- وبلاگ، محيطي است كه نياز به سردبير و سانسورچي ندارد، پس سليقه و علم و نظر شخص گرداننده آن است كه تبلور مييابد، و در معرض نظر و ديد ديگران قرار ميگيرد. به همين جهت هر از گاهي مطالب علمي و برخي موارد تحليلها و برداشتهاي خود را از وقايع پيرامون محيطزيست ايران نوشتهام به اين اميد كه سهمي در بهبود شرايط داشته باشم. مدتي است كه به اين نتيجه رسيدهام يكي از مهمترين ضعفها در حيطه محيطزيست فقدان مطالب كاربردي و بيخبري از وقايع علمي روز در اين باره است. از اين رو، لازم ديدم به مطالب ماندگارتر بيشتر توجه كنم و آنها را در بلاگم بازتاب دهم، در اين ميان از موضوعات روز نيز البته نميتوان غافل بود.