مدتي پس از آن كه دكتر حبيب‌الله ثابتي فوت كرد، يكي‌ دو تني از همكاران سابق‌اش درصدد بودند مطلبي بنويسند و در نشريه‌اي به چاپ برسانند، درباره او و خدمات گرانقدرش در حوزه‌ گياه‌شناسي. درباره دكتر ثابتي مطلبي را كه از بيژن‌ فرهنگ‌دره‌شوري شنيده بودم براي‌شان نقل كردم.

قرار شد آنان يادداشتي درباره اين استاد بي‌بديل گياه‌شناسي بنويسند بدون آن كه نام‌شان در ميان باشد، و من هم خاطره‌اي كه شنيده بودم را به آن اضافه كنم و به يكي از روزنامه‌هاي كثير الانتشار بسپارم. بدين ترتيب يادداشتي بدون نام و به نسبت طولاني در روزنامه اعتماد به چاپ رسيد و لطف دوستان مطبوعاتي ( به ويژه مريم خورسند)، سبب شد نام مرا به عنوان نويسنده درج كنند، شايد به اين دليل كه فرستنده مطلب بودم.

خاطره‌اي كه سال‌ها پيش از بيژن دره‌شوري شنيده بودم شايد به اين دليل در يادم ماند كه كتاب دكتر ثابتي با عنوان درختان، درختچه‌ها و پرديسان ايران را بايد به عنوان مرجع يكي از درس‌هاي دانشگاه مطالعه مي‌كردم و در شگفت بودم كه چگونه يك نفر در آن سال‌هاي دور مي‌توانست چنين كار شگرفي انجام بدهد و امروز با وجود تكنولوژي پيشرفته ديگر چنين نمي‌شود؟ آن خاطره كليد معماي ذهني‌ام بود: «دكتر ثابتي براي بررسي مناطقي كه حوزه نفوذ كوچ‌نشينان قشقايي بود، به فارس رفت، اما پيش از عزيمت به منطقه مورد مطالعه‌اش، معرفي نامه‌اي از جبهه ملي دريافت كرد چرا كه به درستي مي‌دانست روابط ناصرخان قشقايي با جبهه ملي بر سبيل دوستي و مودت است. نامه را تسليم خان كرد، او نيز نهايت همكاري را با ثابتي به عمل آورد، دو اسب، يك قاطر، يك بلد و مقداري قابل ملاحظه‌اي آذوقه به او داد تا كارهاي مطالعاتي‌اش را انجام دهد. پس از بازگشت، ناصرخان از بلدي كه همراه دكتر ثابتي فرستاده بود، سئوال مي‌كند: اين چند روز چگونه سپري شد؟ بلد نيز پاسخ مي‌دهد كه دكتر ثابتي از طلوع تا غروب آفتاب مرتب راه مي‌رفت، دولا مي‌شد و از روي زمين علف و شاخه و برگ جمع مي‌كرد، از هنگام غروب تا نصف شب هم زير نور فانوس آنها را نگاه مي‌كرد و چيزهايي مي‌نوشت».

دكتر ثابتي حدود 30 سال پيش از ايران مهاجرت كرد اما كتاب درختان، درختچه‌ها و پرديسان ايران او در اين مدت تدريس شده است و البته سال‌هاي بعد نيز به عنوان يكي از مهمتر‌ين مراجع اين رشته از علم باقي خواهد ماند. مي‌توان به قدرت و توانايي اين استاد دست‌مريزاد گفت كه سال‌ها در وطن نبوده است، اما اثر جاودانه‌اش پيوسته تدريس مي‌شود و البته نكته دردآور و متناقض نيز همين جاست.

دكتر ثابتي در 1314 هجري شمسي دوره دانشكده كشاورزي كرج را به پايان رسانيده بود، پس از فراغت از تحصيل از دانشكده مزبور، مدتي در همان دستگاه به كار پرداخت و در زمينه رشته مورد علاقه خود، گياه‌شناسي، با پروفسور گائوبا، كه در آن دانشكده سمت استادي داشت همكاري نمود و اين همكاريها سالهاي متمادي در زمينه شناخت فلور جنگلي ايران دوام داشت. متاسفانه از مرحوم ثابتي اتوبيوگرافي و يا رزومه معيني در دست نيست.

 

پيوست مرتبط: كل يادداشت را از اينجا مي‌توانيد بخوانيد.