بسياري را گمان بر اين است كه رقابتِ سازنده مي‌تواند موجب پيشرفت باشد. چندان كه در مواجههء نخستين به نظر مي‌رسد، اين گزاره به تمامي درست مي‌نمايد، اما نكته‌اي وراي آن نهفته است كه كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد؛ عده‌اي حاضرند براي دستيابي به پيروزي، شهرت و موفقيت هر بهايي را پرداخت كنند و راه‌هاي ناصواب را نيز به بوته آزمايش بگذارند. نگاهي به اخبار بازي‌هاي المپيك نشان مي‌دهد، برخي از ورزشكاران ماكياوليست از آبرو در اين راه مايه مي‌گذارند و براي دستيابي به هدف به داروهاي نيروزا متوسل مي‌شوند تا خود را رستم‌دستان، سرآمد ورزشكاران و پهلوانِ پهلوانان به ديگران بنمايانند. در برخي موارد (كه البته بيشتر به كشورهايي نظير ايران مربوط مي‌شود) دستي از غيب به مدد ورزشكاران خطاكار مي‌‌آيد تا آبروي به زحمت جمع‌شده آنان يك‌باره بر زمين جاري نشود (اين جا را بخوانيد).

چنين رقابت‌هاي ناسالمي البته تنها خاص ميدان‌هاي ورزشي نيست، رقابت‌هاي انتخاباتي نيز اسير اين ترفندهاست و عده‌اي را گمان اين است كه تقلب، ابتدا از سياست كار خود را آغاز كرده و اينك به ورزش و ساير زمينه‌هاي رقابتي ديگر نيز كشيده شده است.

در مطالعات حيات‌وحش و طبيعت ايران نيز رقابت‌هايي وجود دارد و كارشناسان و بزرگان قوم معتقدند اين رقابت‌ها باعث خواهد شد بخش بيشتري از اين دانش كه به كوه يخ ماننده‌است، آشكاره‌تر شود. ترديدي نيست كه مي‌توان با نگاهي خوش‌بينانه تمامي فعاليت‌ها را مثبت ارزيابي كرد،‌ اما وقتي فعاليتي به بيراهه كشيده شد ديگر نمي‌توان اميد داشت در فراسوي افق خورشيدي طلوع كند. برخي از مدعيان مطالعات حيات‌وحش در ايران با ابتياع يك دستگاه دوربين ديجيتال سعي دارند از گونه‌هاي نادر جانوري و گاه گياهي عكس و فيلم تهيه كنند و براي دستيابي به هدف خود از هيچ فنِ زير جُلَكي و سخيفي نيز در نمي‌گذرند. حساب اين عده را بايد يك‌سره از كساني كه كارشان عكاسي، فيلمبرداري و فيلم‌سازي است، جدا كرد. به عبارت ديگر، با پيشرفت فن‌آوري، دوربين‌هاي ديجيتال به مدد اين مدعيان تحقيقات ميداني حيات‌وحش آمد تا خود را كارشناسان تراز اول معرفي كنند. جالب اين كه در بسياري از موارد نظرات استادان،‌ صاحب‌نظران و كارشناسان اين شاخه از علم را نيز با صراحت رد مي‌كنن، بي‌آن كه دريافته باشند حيات‌وحش نيز بخشي از علوم تجربي است و آنان كه بيشتر در اين راه تجربه‌اي حاصل كرده‌اند، نظرات صائب‌تري دارند.

                        w

وقتي جرج‌ شلر در سال 2006 به دعوت هوشنگ ضيايي براي بررسي وضعيت يوز آسيايي و زيستگاه‌هاي آن به ايران آمد، در شروع كارگاهي كه به اين منظور در منطقه توران برگزار شد، گفت كه برخورداري از دوربين عكاسي و فيلمبرداري، جي‌پي‌‌اس، لپ‌تاپ و ... بسيار ايده‌آل است اما براي كار ميداني حيات‌وحش لازم است دوربين دوچشمي داشت، دفترچه يادداشت و يك قلم. باقي لوازم اگرچه مفيد، اما لازم نيستند.

بدين ترتيب زماني مي‌توان به آينده تحقيقات حيات‌وحش در ايران اميدوار بود كه كارشناسان براي ثبت وقايع و مستند‌سازي گزارش‌هاي خود، دوربين‌هاي عكاسي و فيلمبرداري را بيرون بكشند و از ديگر سو، عكاسان و فيلمبرداران حيات‌وحش نيز با دانش كارشناسان قدم در طبيعت بگذارند. در غير اين صورت،‌ همان گونه كه رقابت‌هاي ورزشي گاه به بيراهه رفته است، اين شاخه از علم و هنر نيز راه به جايي نخواهد برد. اما مگر علمي است كه يك رشته با ساير حرف و رشته‌ها همسو و هماهنگ نباشد؟ به حال قرار است كه تمام بخش‌ها از ورزش و سياست گرفته تا ادبيات و مطالعات حيات‌وحش -به قول مشهور- به هم بيايند!