چه كساني پشت جادهسازي در ايران هستند؟
احداث جاده در ايران به معضلي ابدي-ازلي بدل شده است و به نظر ميرسد هيچكس را ياراي مقاومت در برابر تخريبهاي بيامان طبيعت نيست؛ در برخي موارد با تغيير نام آزادراه يا اتوبان موضوع حل ميشود. چنانچه اين پيشنهاد براي جاده گلستان نيز ارائه شده است. گويي با تغيير نام ميتوان مشروعيت بخشيد به اهدافي كه نيت خير آن از ابتدا مورد ترديد است.
موضوع جاده گلستان و البته اظهارات عجيب شماري از مديران دولت نهم كار را به جايي رساند كه بالاخره معصومه ابتكار قفل سكوت را براي دومين بار شكست. بار نخست زماني بود كه فاطمه واعظ جوادي بر مسند رياست سازمان محيطزيست تكيه زد و در مصاحبه با محمد علي اينانلو گفت ويرانهاي تحويل گرفته است (اينجا را ببينيد) و بعد آن را سهو یا عمد دیگران نامید. اين جمله را براي نخستين بار آيتالله شاهرودي بر زبان جاري كرد و آن زماني بود كه رياست قوه قضاييه را به عهده گرفت. البته كسي درباره اظهارات آيتالله چندان واكنشي نشان نداد چرا كه او با دليل و مدرك سخن گفته بود. اما سخنان واعظ جوادي از سوي معصومه ابتكار بيجواب نماند و رييس سابق محيطزيست گفت با هر كس كه معتقد است از سازمان محيط زيست، ويرانه تحويل گرفته، آماده مناظره هستم (اينجا را ببينيد).
گزارشها و اظهارات اخير درباره جاده گلستان باعث شده رييس پيشين سازمان محيطزيست بار ديگر واكنش نشان دهد. او درباره جاده گلستان گفته است : «از سال 1379 كه بحث تعریض جاده تهران- مشهد مراحل مقدماتیاش انجام شده بود مقدمات تعریض آن قطعه داخل پارك هم جدی شد كه محیط زیست استان در آن زمان جلوگیری كرد و اعلام كرد كه اجازه نمیدهیم. این بحثها از مدتها قبل بین ما و استان و وزارت راه شروع شده بود و در یك مقطعی من حتی اسناد مربوط به این جاده و خروج آن از داخل پارك را در رژیم سابق در آوردم، در این اسناد مشخص بود كه به درخواست رئیس وقت سازمان محیط زیست، رئیس وقت مملكت كه شاه بود حتی دستور خروج این جاده را از داخل پارك صادر كرده بود. یعنی آن زمان هم سازمان محیط زیست به دنبال این رفته بود كه دست خطی را از شاه بگیرد تا جاده داخل پارك ملی گلستان تعریض نشود و جاده كمكم با ساخت یك محور دیگر، از پارك خارج شود. پس بحث مربوط به خروج جاده و درخواست سازمان برای خروج آن از داخل پارك از سالها قبل شروع شده بود و اینطور نبود كه ما شروع كرده باشیم.»

اين نخستين بار است كه به طور ضمني نام« اسكندر فيروز» پدر محیط زیست ایران و تلاشهاي مثبت او را يك مقام ارشد نظام جمهوري اسلامي بيان ميكند و ميتوان نتيجه گرفت برخي در اين نظام هستند كه عقيده دارند در آن زمان هم كارهاي عقلاني و تصميمات درستي اتخاذ ميشده است، اشاره ابتكار به نامهاي است كه در سال 53 نگاشته شده و در آن شاه دستور اكيد داده است تا جاده از جنگل گلستان خارج شود، چون دلايل كارشناسي سازمان حفاظت محيطزيست از همه نظر كافي بود و توانسته بود شخص اول مملكت را متقاعد كند؛ فردي كه براي توسعه و پيشرفت ايران، صداي هيچ ساز مخالفي را برنميتافت و اين رويه سرانجام به پاشنه آشيلاش بدل شد.
ابتكار به نكته ديگري نيز اشاره كرده است:« مشكل جاده گلستان و كنارگذر انزلی میبایست با این پول نفت حل میشد ولی چرا تا امروز حل نشده است؟» و در بخش ديگري نيز گفته است: «میگویند سازمان محیط زیست الان در مواجهه با دستگاههای دولتی تنهاست، بله تنهاست و علتش هم این است كه خودشان كار نكردند. با ارائه گزارشهای آماری، توصیفی و توجیه مباحث توسعه پایدار باید كار میكردند و این كه بعضا عنوان میشود مقصر در جاده پارك ملی گلستان ما هستیم من قبول ندارم. اين مصوبه دولت در مورد پارك ملی گلستان است، در مورد كنارگذر انزلی هم كه مصوبه دولت از آن زمان وجود دارد. اینها راهكارهای خوبی بودند و هستند ولی باید پرسید چرا امروز اجرا نمیشود؟ برای این كه نرفتند دنبالش و پیگیری نكردند. سازمان محیط زیست واقعا تلاش كرد و كلی انرژی صرف كرد تا توانستیم جلوي عبور جاده از پارك ملی لار را بگیریم. حتی اخیرا آقای ناطق نوری را كه دیدم ایشان گفتند ما كماكان پایبند هستیم و به پارك ملی لار ورود نكردیم.» گرچه خبرها خلاف گفته رييس سابق مجلس شوراي اسلامي را نمايان ميسازد (اينجا را ببينيد).
از گفتههاي اين عضو شوراي شهر تهران ميتوان نتيجهاي ديگر هم گرفت؛ شايعاتي كه درباره جاده لار شنيده ميشد صحت داشته است و ناطق نوري از آمران، عاملان و پشتيبانان احداث اين جاده بودهاست. اگر با نگاهي كلي اين موضوع كه هر جاده سبب انتفاع كس يا كساني خواهد شد تعميم داده شود، بايد به دنبال سرنخهايي گشت كه از احداث جاده سود ميبرند؛ چه نمايندگاني كه قصد دارند به موكلان حوزه انتخابي خود نشان دهند كاري كردهاند، چه آنان كه با احداث جاده بر قيمت زمينهايي كه تصاحب كردهاند، افزوده می شود. البته نه دولت نهم و نه ساير دولتهاي جمهوري اسلامي ميتوانند مقابل خواست آنان ايستادگي كنند. هر زمان كه فهرست مفسدان اقتصادي از سوي رييس دولت فاش شد، بيترديد ميتوان نام كساني را ديد كه براي دستيابي به منافع شخصي ميراث طبيعي ايران را نابود كردهاند.