تاملي بر توسعه پايدار
توسعه پايدار چيست؟ اين سوالي است كه ميتوان از كساني كه بيدليل آن را به كار ميبرند پرسيد و بعد منتظر پاسخ ماند. امروزه توسعه پايدار به دستآويزي بدل شده است تا بسياري از طرحهاي ناهمگون با ظرفيتهاي محيطي، مجوز بگيرند و در اين راستا بيشترین آسيب را كارشناساني به پيكر محيط وارد ميكنند كه از قضا از ديگران نامآورتر نيز هستند. با اين حال هنوز تعريف جامعي از سوي اين نامداران و نامخواهان ارائه نشده است. در حالي كه سالها پيش، زماني كه مجله طبيعت و منابع چاپ ميشد، اين عبارت به تمامي توسط فرانچسكو ديكاسترو تعريف و تفسير شد.
او در اين مقاله توسعه پايدار را به صندلي دوران رنسانس تشبيه كرد؛ صندلي محكمي كه با چهار پايه استوار بر روي زمين قرار ميگيرد. بر اساس نظريه ديكاسترو، هر يك از پايهها لازم و ملزوم برقراري توسعه پايدارند و اگر يكي از پايهها به هر دليلي وجود نداشته و يا كوتاهتر از بقيه باشد، صندلي از حالت تعادل خارج شده و به سرعت سقوط ميكند. اين چهارپايه عبارتند از مسائل اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و محيطي. در اين دوران لازم است به مسائل سياسي نيز نظري افكند؛ چرا كه بدون در نظر داشتن بازيهاي سياسي به ويژه معادلات بينالمللي نميتوان انتظار داشت توسعه (بهويژه از نوع پايدار آن) محقق شود.
تعاريف متعددي از توسعه پايدار ارائه شده است كه بسياري از آنها را صاحبنظران غير ايراني به نام خود ثبت و ضبط كردهاند، اما نسخه ايراني آن را ميتوان«بهرهبرداري عقلايي از منابع» ناميد كه نخستين بار توسط اسكندر فيروز، پدر محيطزيست ايران در اولين اجلاس زيستمحيطي جهان، كنفرانس استكهلم (1972) ارائه شد. بيست سال بعد در اجلاس ريو، اين عبارت به توسعه پايدار تغيير كرد و به دليل وضعيت رو به وخامت جهان مورد پذيرش بسياري از كشورهاي جهان قرار گرفت. توسعه پايدار داراي تعاريف وسيعي است اما در كوتاهترين شكل ممكن ميتوان آن را چنين بيان كرد: «ايجاد تعادل ميان توسعه و محيطزيست». بديهي است چنين تعريفي نه كاربردي است و نه واقعگرايانه. پس با صرف نظر از كوتاهي تعريف ميتوان عبارتي كاملتر ارائه داد: «توسعه پايدار فرايند تغييري است در استفاده از منابع، هدايت سرمايهگذاريها، سمتگيري توسعه تكنولوژي به طور كه با نيازهاي حال و آينده سازگار باشد.» اين تعريف را كميسيون جهاني محيطزيست و توسعه پايدار در سال 1997 ارائه كرده است.
در تعريفي ديگر آمده است:«توسعه پايدار عبارت است از افزايش كيفيت شهروندان، بدون آن كه منابع طبيعي در اثر فشار بيش از حد نابود شود. توسعه پايدار، ايده جديدي نيست، بسياري از فرهنگها با آن آشنا بوده و به اجبار بايد بين محيطزيست، اقتصاد و اجتماع تعادل و هماهنگي برقرار ميكردند. آنچه به تازگي مد نظر قرار گرفته اين است كه كشورها به يك توافق جمعي براي دستيابي به توسعه پايدار –حداقل در ظاهر- رسيدهاند.»
در ایران اما این عبارت زمانی به کار می روند تا طرح های مخرب طبیعت و اقتصاد و اجتماع با کلامی مردم پسند به مورد اجرا درآید.