انتقال غيرقانوني گوزن به يك پارك ملي
نجات جانوران با اندكي مديريت و مبتني بر اصول اوليه حفاظت هم ارزانتر است و هم عقلايي. از نظر علم اكولوژي نيز مشكلي در بر نخواهد داشت. اما در ايران اصرار عجيبي وجود دارد تا اصول اوليه اين علم را بر هم بزنيم و دردآورتر اين كه در كار آفريننده با دخالتهاي بيجا دستاندازي ميشود.
يكي از دخالتهاي بيجا انتقال گوزن زرد به كرمان است؛ منطقهاي كه نه زيستگاه اين جانور است و نه سابقه تاريخي ميتوان براي حضور آن در كتب قديمي تراشيد. ظاهرا گوزن زرد و گور اسباببازي آدم بزرگهايي شده است كه البته چندان بزرگ نيستند، ايرنا ششم خرداد ماه امسال خبري را منتشر كرده است مبني بر انتقال گوزن زرد ايراني به پارك ملي خبر از زبان مدير كل محيطزيست كرمان(براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد).

شگفتانگيز اين كه ورود گونههاي غير بومي به پاركهاي ملي بر اساس قانون ممنوع است. سازمان محيطزيست كه بايد ناظر بر اجراي اين قانون باشد، با انتقال گور به پارك ملي خبر تخلفي قانون انجام ميدهد. چگونه ميتوان اين سازمان را نسبت به عواقب كاري كه تصميم به انجام آن دارد مطلع كرد؟ اي كاش مديران اين سازمان نگاهي به كتاب قوانين و مقررات محيطزيست در ايران ميانداختند.
وقتي هرمز اسدي مرحوم شد، يكي از شاگردانش ميگفت او تلاش داشت گونههاي غير بومي را به مناطق ديگر و به ويژه پاركهاي ملي نبرند ولي با رفتن او ديگر كسي نيست كه بتواند جلوي اين تصميمات بايستد. شايد هم آن دانشجوي قديم و دوستدار اسدي راست ميگفت.