در روز جهاني محيط‌زيست مي‌توان فهرستي بلند بالا ارائه داد از وضعيت محيط‌زيست در ايران:

- تبديل 730 هكتار از پارك ملي بمو به شهرك صدرا

- احداث سد كرخه (بدون توجه به اثرات آن بر تالاب هورالعظيم)

- احداث سد روي تالاب بين‌المللي شورگل

- احداث سد‌هاي متعدد بر روي رودخانه‌هاي منتهي به درياچه اروميه

- احداث سدهاي ملاصدرا و سيوند بر روي رود كر(عامل اصلي خشك شدن طشك و بختگان)

- عبور خطوط انتقال نيرو،‌ گاز و نفت در پارك‌هاي ملي (به ويژه در خجير)

- عبور خط لوله از قمیشلو

- طرح ناموفق جاده بر روي درياچه اروميه(كه تنها هدر دادن بيت‌‌المال بوده است)

- اجراي پروژه آزاد راه تهران-شمال (همراه با حيف و ميل انفال)

- احداث جاده نهبندان-زابل در ميان تالاب هامون

- احداث میانگذر انزلی

- احداث جاده نور- گرمابدر (عبور از 4 منطقه حفاظت شده)

- تعريض جاده پارك ملي گلستان (و ساخت اتوبان با نام جعلي بازسازي جاده)

- ورود مواد نفتي و زهاب نيشكر به تالاب شادگان

- احداث كارخانه سيمان در محدود پارك ملي بختگان

- طراحي مخزن ذخيره‌گاه گاز در پارك ملي كوير

- تصاحب زمين‌هاي ميانكاله و سرخه‌حصار

- خشک شدن درختان حرای پارک ملی نایبند

 

                    tree       

اين فهرست كه تنها به مناطق تحت مديريت سازمان محيط‌زيست تعلق دارد مي‌تواند به طوماري طولاني بدل شود، چنان چه فعاليت‌هاي مخرب خارج از مناطق حفاظت شده (نظیر احداث جاده در جنگل ابر یا فرسایش بی مانند خاک یا تخریب جنگل ها و مراتع) را نيز به آن بيافزاييم، درازاي اين طومار چندين برابر خواهد شد. در روز جهاني محيط‌زيست، شايد لازم باشد اندكي آبروداري كرد. گرچه غريبه‌اي درجمع نيست، همه از اين ماجراها خبر دارند و برخي سكوت عافيت‌طلبانه‌اي پيشه مي‌كنند و گاه با اين سكوت دنيا و امروز خود را رونقي مي‌بخشند. گيرم كه اين رونق پرجلال و جبروت نباشد، اما به هر حال ضيافتي است هر چند با ريخت و پاش كمتر.

به هر حال در روز جهاني محيط‌زيست مي‌توان شعري خواند و اميد داشت كه اوضاع به سامان خواهد شد:

The Day After              

در واپسين دم

واپسين خردمندِ غمخوارِ حيات

ارابه‌ي جنگي را تمهيدي كرد

كه از دودِ سوختِ رانه و احتراقِ خرجِ سلاح‌اش

اكسيري مي‌ساخت

كه خاك را بارورتر مي‌كرد و

فضا را از آلودگي مانع مي‌شد!

                               احمد شاملو