واقعيت كدام است؟
آيا كسي ميتواند پاسخي روشن ارائه كند؟
روزنامه اعتماد ملي مطلبي در بهمن ماه سال 1385 منتشر كرد با عنوان «ايران هنوز استراتژي زيستمحيطي ندارد». كل مطلب به وضعيت تاسفبار طبيعت ايران ميپرداخت و آن را با ساير كشورها بر اساس شاخصهاي توسعه جهان تدوين شده توسط بانك جهاني مقايسه ميكرد.
در اين مطلب آمده است در حالي كه بسياري از كشورها و مهم ترين آنها شامل استراليا از سال 1992، افغانستان از سال 1993، آذربايجان از سال 1998، چين از سال 1994، فرانسه از سال 1990، هند از سال 1993، روسيه از سال 1999، تركيه از سال 1998، انگليس از سال 1995 و بالا خره آمريكا از سال 1995 از جمله كشورهايي هستند كه استراتژي ها و طرح هاي عمل زيست محيطي را به كار گرفته اند اما ايران هنوز در به كارگيري اين راهكارها و طرح هاي عمل زيست محيطي اقدامي نكرده است (براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد).
اين موضوع در ذهن نگارنده باقي ماند تا اين كه در يك اقدام انتحاري هنگام جمعآوري مجلات و كاغذهاي قديمي، نشريهاي رنگي با عنوان Biodiversity Conservation Planning in Iran به دست آمد كه سازمان محيطزيست آن را (6 سال قبل از مطلب روزنامه اعتماد ملي) منتشر كرده بود تا در كنفرانس 2002 ژوهانسبورگ ارائه كند؛ تمام رنگي با عكسهايي زيبا كه شماري از آنها به مدد شبكه جهاني اينترنت دريافت شده و با كجسليقي خاص دوران ما كنار هم قرار گرفته بود. وسوسه تورق خود را به ميان افكند. كل اين نشريه 28 صفحهاي شامل پنج عنوان است:
- محيطزيست و برنامههاي توسعه در ايران (شامل سابقهاي از موضوع محيطزيست در برنامههاي اول، دوم و سوم توسعه كشور)؛
- استراتژي ملي محيطزيست و توسعه پايدار؛
- برنامه سوم توسعه؛
- قوانين و مقررات كنترل آلودگيها؛
- برنامه اقدام ملي محيطزيست
اين تناقض آشكار باعث شد بخش مربوط به استراتژي ملي محيطزيست بار ديگر مرور شود: استراتژي ملي محيطزيست و توسعه پايدار پروژهاي مشاركتي بين دولت جمهوري اسلامي (سازمان محيطزيست)، برنامه عمران سازمان ملل و بانك جهاني است. اين موضوع همراه بود با نخستين اقدامات ظرفيت 21 و تدوين برنامه پنج ساله دوم توسعه كشور. تدوين آن اوايل 1993 شروع شد و يكي از نخستين پروژههايي بود كه ظرفيت21 آن را پذيرفت...سرانجام گزارش نهايي در دسامبر 1996 تهيه و به كميته ملي توسعه پايدار تقديم شد (يعني 10 سال پيش از چاپ مطلب اعتماد ملي).
در بخش ديگري زير عنوان «برنامه اقدام ملي محيطزيست» به اين نكته اشاره شده كه اين برنامه نخستين بار در سال 1997 به كابينه تقديم شد. سازمان محيطزيست نيز ملزم شد با همكاري ساير ارگانهاي دولتي دستورالعملي تدوين كند تا به موجب آن بتوان با تخريب زيستگاههاي طبيعي مقابله كرد.

نكته اينجاست كه بالاخره استراتژي و برنامه اقدام ملي محيطزيست در ايران وجود دارد يا نه؟ پاسخ به اين پرسش البته ارضاي يك كنجكاوي كودكانه است كه در دنياي بزرگسالان تنها چيزي كه اهميت ندارد فعاليتهاي سيستماتيك و قاعدهمند و مشخص است. وقتي ميتوان هياتي موضوعي را حل و فصل كرد، بهرهگيري از روشهاي منظم و مديريت علمي ضرورت خود را از دست ميدهد.