وقتي خبر درگذشت لوئيز فيروز منتشر شد، همه خبرگزاري‌ها او را به عنوان ناجي اسبچه خزري معرفي كردند. اما او دختر كسي بود كه در شرايطي بحراني به ايرانيان كمك كرد.

                                     louis1

لوئيز سال 1937  در آمريكا به دنيا آمد، پدرش جان ليلين وكيل بود و در دهه 40 ميلادي يكي از سرآمدان اين حرفه به شمار مي‌رفت. او وكالت ايران را در سازمان ملل به عهده گرفت تا آذربايجان از ايران جدا نشود؛ ماجرايي كه به نام بحران آذربايجان يا قائله پيشه‌وري مشهور شد. سيد جعفر پيشه‌وري زندگي پرفراز ونشيبي داشت تا اين كه در سال 1324 خودمختاري آذربايجان را اعلام كرد (براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد).

«در سال 1945/1324 كه پيروزي متفقين در جنگ سرد محرز شده بود، خط مشي شوروي در قبال ايران جهت ديگري به خود گرفت. دولت‌هاي صدر‌الاشراف و حكيمي كه بلافاصله بر سر كار آمدند،‌ آماج حملات خصمانه شوروي‌ها قرار گرفتند. در عين حال خودمختاري و تجزيه‌طلبي قومي مورد حمايت فعالانه روس‌ها قرار گرفت. در آذربايجان ناگهان مقامات قواي اشغالگر شوروي به نحوي چشمگير بر ميزان حمايت خود از جعفر پيشه‌وري افزودند. طولي نكشيد كه جرايد محلي و تبليغات رسمي شوروي‌ها به نحو فزاينده اي خواستار رعايت ويژگي تركي فرهنگ آذربايجان و از جمله خواندن و نوشتن و آموزش به زبان تركي شدند. از ادغام گروه پيشه‌وري و حزب توده و جدايي‌طلب‌هاي آذربايجاني حزبي به نام فرقه دموكرات آذربايجان تشكيل شد» (منبع: نفت ايران، جنگ سرد و بحران آذربايجان. ترجمه كاوه بيات. نشر ني).

قوام به نخست‌وزيري رسيد و با اتخاذ استراتژي خاصي باعث حل مسئله آذربايجان شد. اول آنکه وي با راضي کردن شوروي از طريق وعدۀ دادن امتياز نفت شمال، دولت انگليس را به مبارزه با روس‌ها واداشت، از آمريکا و سازمان ملل متحد جهت خروج نيروهاي شوروي کمک گرفت و نظر مساعد حزب توده و حزب دموکرات را به خود جلب کرد.

 به دنبال ايجاد شرايط مساعد در نواحي جنوبي در آذر ماه 1325 از طرف نخست‌وزير اعلاميه اعزام نيرو به زنجان و خمسه صادر شد و در 19 آذر 1325 طبق دستور نخست‌وزير، نيروهاي ارتش از زنجان به طرف ميانه و تبريز حرکت کردند. در چند ستون جنگ در گرفت. پس از مدتي زد و خورد تمام افراد فرقه دمکرات دستگير شدند. در 20 آذر نيروهاي نظامي شهر ميانه را تصرف کردند و به سمت تبريز پيشروي نمودند.

پيشه‌وري و وزيران فرقه دموکرات از مرز گذشته وارد خاک شوروي شدند. در 21 آذر نيروهاي دولتي به فرماندهي سرهنگ حسين هاشمي وارد شهر تبريز شدند و زمام امور تبريز را در دست گرفتند. اين اقدامات پس از خروج کامل نيروهاي روسيه از ايران شور و شوق ملي را افزود و مردم را به آينده کشور پس از جنگ دوم جهاني اميدوار نمود.

پيش از اين نياز بود ايران نظر سازمان‌هاي جهاني را نسبت به شرايط پيش آمده جلب كند از اين رو در 6 فروردين همان سال گروميکو نماينده دولت شوروي در شوراي امنيت اشاره به تخليه ايران از قواي شوروي نمود و اضافه کرد که به تدريج تخليه اجرا خواهد شد و نيازي به مذاکره در شوراي امنيت نيست. نمايندگان آمريکا و انگليس معتقد بودند تخليه ايران از قواي شوروي بايد در شوراي امنيت مطرح شود. موضوع طرح مسئله در شوراي امنيت به رأي گذارده شد؛ 9 رأي موافق و 2 رأي مخالف داده شد. در همين جلسه حسين علاء نماينده ايران در شوراي امنيت نطق مفصلي ايراد و گفت شوروي از ايران توقعاتي دارد که با حاکميت و استقلال ايران مغاير است (براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد).

 در اين زمان جان ليلين پدر لوئيز، وكالت ايران را به عهده داشت و بسياري از فعاليت‌ها و رايزني‌ها در سازمان ملل با راهنمايي و نظر او انجام مي‌شد.

 

                                    luis

لوئيز 24 دسامبر 1933 در واشنگتن به دنيا آمد و بخشي از دوران كودكي خود را در گريت‌فالز ويرجينيا گذراند، جايي كه او به نگهداري از حيوانات علاقمند شد. او اواسط دهه 30 شمسي  به همراه مادرش به ايران سفر كرد و به شيراز رفت، شهري كه نرسي ، فرزند سرتيپ محمد حسين‌ميرزا فيروز، در آن به عنوان مهندس ناظر پروژه‌هاي آب لوله‌كشي و بيمارستان نمازي شيراز فعاليت داشت. نرسي دانش‌آموخته رشته مكانيك از دانشگاه ييل آمريكا بود و موفق شد درجه فوق‌ليسانس خود را از دانشگاه ويسكانسين بگيرد. او وارد عرصه‌ها و مشاغل دولتي نشد و شايد به همين دليل است كه او را از برادر بزرگترش اسكندر فيروز، پدر محيط‌زيست ايران كمتر مي‌شناسند. لوئيز و نرسي در سال 1336 در واشنگتن ازدواج كردند. اين دو پيست نوروز آباد راه انداختند اما لوئيز مرتب در فكر سواركاري كودكان بود و در عين حال اسب‌هاي كوچكي كه بر روي آثار تخت‌جمشيد و ساير آثار باستاني ديده بود ذهنش را مشغول كرد. تا اين كه يك روز بر حسب تصادف در روستايي اطراف آمل اسب كوچكي را ديد كه به گاري بسته شده است. آن را از صاحبش خريد و بدين ترتيب نخستين گام براي بررسي و نجات اسبچه خزري برداشته شد،‌ مطالعات مفصلي انجام گرفت و در كنار آن فعاليت‌هاي مستمري نيز اجرا شد تا اسبچه خزري از انقراض نجات يابد.لوئیز و نرسی در قره تپه‌شيخ كلاله، مزرعه پرورش اسب احداث كردند و به احيا اسب‌هاي کاسپين(اسبچه خزر) در دنيا پرداختند. پس از 40 سال لوئيز بانوي اسب ايران لقب گرفت. او در مصاحبه‌اي هشدار داد كه وضعيت اسب‌هاي تركمن به هيچ رو در شرايط مطلوبي قرار ندارد و حلقه انقراض به زودي گريبان اين نژاد را خواهد گرفت (براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد).

 

                                    luis2

لوئيز که داراي سه فرزند، شش نوه، يك خواهر ناتني و يك برادر بود ۱۴ سال پیش همسرش را از دست داد و خود در 5 خرداد ۱۳۸۷پس از يك دوره طولاني بيماري در بیمارستان بروزیه شهرستان گنبد درگذشت، شهري كه تمام ساكنانش او را به خاطر زحماتش براي نجات اسبچه خزري (متفاوت با اسب تركمن) مي‌‌شناسند.

 

 

منابع تصاویر:

عکس اول و سوم: www.horse.ir

عکس دوم: بی بی سی. رکسانا فاضلی