جاده‌ها را شاهرگ حياتي هر كشور مي‌دانند و البته اين رگ‌هاي اصلي، لابد وظيفه‌اي خطیر دارند كه همانا دستيابي به توسعه و پيشرفت است. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت، كساني كه با جاده و جاده‌سازي مخالف باشند با توسعه و پيشرفت نيز سر ناسازگاري دارند. اما مگر مي‌توان با پيشرفت مخالفت كرد؟ بي‌ترديد زماني دوستداران محيط‌زيست مي‌توانند به ساخت افسار گسيخته جاده‌ در كشور اعتراض كنند كه توجيه فني و اقتصادي در دست داشته باشند. در غير اين صورت انگي به آنان مي‌خورد كه از سر احساسات، ساز مخالف كوك كرده‌اند.

***

جاده علي‌آباد كتول- شاهرود شروع (مطالعات سال 69 )، ارژن- ميانكتل در فارس (آغاز فعاليت 65)، ميانگذر درياچه اروميه (شروع فعاليت 58، 14 كيلومتر ناقابل!)، جاده بلده- گرمابدر (عبور از 4 منطقه حفاظت شده)، آزاد راه تهران شمال (بلز هم عبور از 4 منطقه حفاظت شده)، كنارگذر انزلي (فقط 16 كيلومتر ناقابل!) تعدادي از جاده‌هايي هستند كه مناطق بكر و به نسبت بكر را تخريب مي‌كند. به اين فهرست جاده‌هاي خرم‌آباد- انديمشك، ميانگذر پناهگاه حيات‌وحش قمشلو (جايي كه بقاياي سراي ظل‌السلطان هنوز وجود دارد)، اتوبان اصفهان- شيراز و ...  را نيز مي‌توان افزود.

اما دو نكته قابل توجه در اين ميان خودنمايي مي‌كند؛ نخست آن كه تلفات جاده‌اي در ايران بر اساس آمارهاي رسمي (كه در بسياري موارد خوش‌بينانه و مسول‌پسند ارائه مي‌شود) شمار تلفات جاده‌اي 27 هزار نفر و تعداد مصدومان 270 هزار نفر اعلام شده است (اينجا را بخوانيد). در عين حال خسارات ناشي از اين تصادفات نيز هفت تا هشت هزار ميليارد تومان است، رقمي كه با توجه به قيمت امروز نفت چندان هم قابل توجه نيست (اينجا را ببينيد).

 گرچه لازم است به خطاي رانندگان و مشكلات فني خودروهاي ساخت داخل نيز توجه كرد اما بي‌ترديد وضعيت جاده‌ها در اين ميان نقشي اساسي دارند. گرچه اين موضوع همانند توپ فوتبال ميان وزارتخانه‌هاي صنايع (متولي خودروسازي وطني) و راه (متولي جاده‌سازي) رد و بدل مي‌شود، بي‌آن كه توجه کنند ايران از نظر تصادفات جاده‌اي سرآمد ممالك جهان است (با اين آمار دلمان مي‌خواهد توريست فرنگي هم داشته باشيم و ارز برايمان جايزه بياورد).

                    road

 

نكته دوم، احداث جاده‌ها را گاه كساني پيگيري مي‌كنند و به آن اصرار مي‌ورزند كه تعجب برانگيز است. موضوع ساخت جاده زرين گل، كه از جنگل ابر مي‌گذرد، با دستور دادستان كل كشور مورد بررسي قرار گرفت. اما مدتي بعد «ستاد مردمي پيگيري جاده علي‌آباد به شاهرود» (كه لازم است وجاهت قانوني آن نيز به اطلاع عموم برسد) نامه‌اي به امضاي الياس نادران نماينده مردم تهران در مجلس هفتم به روزنامه همشهري ارسال مي‌كند و با توجيهاتي عامه‌پسند،‌ سعي دارد طبيعت‌دوستان را متقاعد كند (براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد).

به طور كلي به نظر مي‌رسد نيروهايي مايل به ساخت جاده، سد، پتروشيمي، شهرك‌هاي صنعتي، شهرهاي جديد، و به عبارتي عمران و آباداني ايران هستند بي‌آن كه در نظر بگيرند اين خواست آنان چه عوارض سنگيني به دنبال دارد هم براي مردم و اقتصاد  كشور و هم براي محيط‌‌زيست.