مطلبي با عنوان «كفش‌هاي زرد در پاي تشكل‌هاي زيست‌محيطي» در اين وبلاگ درج شد كه نظرات متفاوتي را برانگيخت. برخي گمان مي‌كردند نوشتار مذكور، تشكلي خاص را نشانه رفته است در حالي كه چنين نبود و مقصود، تشكل‌هايي بودند كه در برابر وضع نابه‌سامان محيط‌زيست سكوت كرده‌اند. اين گمان ناروا تنها به اين دليل شكل گرفت كه يكي از خوانندگان (با نام رفيق قديمي) در نظرهاي ارسالي خود نام تشكلي را به ميان كشيده بود. سو تفاهم بالا گرفت سرباز زمين، در پاسخ به رفيق قديمي نظراتي ارسال كرد. بحثي در گرفت و در نهايت موضوع ختم به خير شد.

امروز روزنامه اعتماد مطلبي با عنوان «کفش‌هاي آويخته‌NGOهاي زيست‌محيطي» به قلم سرباز زمين (حميدرضا ميرزاده) به چاپ رسانده است (و در عین حال در وبلاگ نویسنده نیز موجوداست)؛ مطلبي كه البته از نظر نگرش و ديدگاه شبيه « کفش های زرد در پای تشکل های زیست محیطی» است. نويسنده متن چاپ شده در اعتماد به نكته ظريفي اشاره كرده است:

«تمامي سازمان‌هاي غيردولتي براي بقاي خود نيازمند درآمد هستند. آنها مجبورند دست به دامن دولت (و بعضاً سازمان هاي بين المللي) شوند تا در طرح ها و پروژه‌هاي مطالعاتي و فرهنگي و... همکاري کرده و از اين طريق کسب درآمد کنند. اما همين همکاري با دولت سبب مي‌شود NGOها، گاهي در نقد بعضي از عملکردهاي دولت جانب احتياط را بگيرند ( و معمولاً سکوت کنند) تا مبادا از اين درآمدهاي حياتي محروم شوند».

 

                                   etemad

اما راه ديگري هم براي جذب منابع مالي و كسب درآمد وجود دارد كه از نگاه اين نويسنده محترم پنهان مانده است: صنايع و سازمان‌هاي خصوصي!

 مجاب كردن اين واحدهاي غيردولتي نيز راهكاري قانوني دارد. با رجوع به مواد 4، 5، 6 و 7 از آيين‌نامه اجرايي بندهاي (ب)، (ج) و (د) ماده 45 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين، نشان مي‌دهد اگر كارخانه‌ها، كارگاه‌ها و واحدهاي صنعتي و معدني در راه حفظ محيط‌زيست هزينه كنند، چگونه از ميزان ماليات آنها كاسته خواهد شد. پس مي‌توان در يك حركت روبه جلو، بندِ نافِ ارتزاق را از سازمان‌هاي دولتي جدا كرد. بي‌ترديد اين عمل چندان ساده نيست اما شدني است و در صورت توسعه چنين نگرشي مي‌توان به استقلال يك تشكل اميد داشت.

نكته مهم و ديگري نيز در اين ميان مطرح است؛ سازمان‌هاي غيردولتي بر حسب تعريف بايد غيرتجاري و غير انتفاعي باشند. رشد قارچ‌گونه‌ تشكل‌ها در بسياري موارد با پندار نادرستِ درآمدزايي و اشتغال شدت گرفت كه نتيجه آن نيز خيلي زود روشن شد.

به هر حال نوشته‌هايي از اين دست شايد بتواند راهگشا باشد، اما تا زماني كه برخي از متفكران نامي اين عرصه، به دنبال نفع شخصي باشند، تنها مي‌توان به اظهار اميدواري بسنده كرد.