گردهمايي وبلاگنويسان؛ آري يا نه؟
گردهمايي وبلاگنويسان محيطزيست تا چه حد ميتواند براي طبيعت و محيطزيست مفيد فايده باشد؟ اين اولين پرسشي است كه به ذهن هر دلمشغول محيطزيست راه مييابد. اين بار به دعوت مركز صلح و محيطزيست قرار شده آنان كه دستي بر قلم (بخوانيد تايپ) و وبلاگنويسي دارند با هيات مديره مركز مذكور دور هم جمع شوند. اين خبر را سيد محمد مجابي در وبلاگش نوشته است كسي كه 8 سال در سازمان محيطزيست و قريب به 5/2 سال در سازمان شيلات عهدهدار پست معاونت بوده است و در وبنوشتهايش نيز ميتوان به اين سابقه دست يافت. آنچه او به طور خلاصه و البته بسيار كلي بيان كرده است آشنايي حقيقي با وبلاگ نويسان است.
اين در حالي است كه بسياري از كارشناسان رسانه، دليل رواج وبلاگنويسي را جاذبههاي دنياي مجازي و فضاي سايبر ميدانند كه محدوديتي در ابراز عقايد شخصي وجود ندارد؛ نه سردبير، نه سانسور (جز خودسانسوري) و نه مدير مسول. در اين فضا هر كس ميتواند آن گونه كه مايل است بنويسد و مطالب خود را ويرايش كند. همچنين اين افراد ديدهباناني بر اتفاقات رخ داده پيرامون خود هستند و به سرعت ميتوانند آن را منتشر كنند. به همين دليل نيز (با توجه به رويكرد نگارش و تنظيم مطالب) اين فعاليت را روزنامهنگاري شهروندي ناميدهاند: هر شهروند ميتواند با زاويه نگاه خود يك خبر را منتشر و يا آن را تحليل كند. اين آزادي به ويژه در جامعه حقيقي ما كه در بخشهايي از آن هنوز «تعارفات» و «ملاحظات آشنايي» نقشي اساسي دارد، محدود نخواهد شد؟
نبايد فراموش كرد كه رييس اين مركز، معصومه ابتكار است؛ كسي كه 8 سال رياست سازمان محيطزيست را به عهده داشت و عليرغم زحمات فراوانش، نقدهاي بسياري نيز بر عملكرد او وارد است. در عين حال او رييس كميته محيطزيست شوراي شهر تهران است، شهري كه در روز درختكاري و هفته منابع طبيعي، درختان بسياري را از دست داد. اين آشنايي، گردهمايي و چشمدرچشم شدن باعث نخواهد شد وبلاگنويساني كه از ابتكار، اين عضوي شوراي شهر تهران (و يا هر كس ديگري كه مسوليتي در سيستم مديريتي به عهده گرفته و با محيطزيست مستقيم و غير مستقيم مرتبط است) توقع بيشتري دارند تا حافظ محيطزيست باشند، اندكي نگاه نقادانه خود را به سويي ديگر تغيير دهند و نقش ديدهباني خود را كمرنگتر كنند؟

البته در اين ميان ميتوان حساب روزنامهنگاران را جدا كرد. اين افراد آموختهاند كه براي اطلاعرساني صحيح، تعارفات معمول و وعدههاي رنگبهرنگ را به سمتي وانهند و رسالتی كه به عهده گرفتهاند را به انجام برسانند (بگذريم از آنان كه به اصطلاح قلم به مزد هستند و ممكن است در روزنامهها و خبرگزاريها هم حضوري فعال و ناميآشنا داشته باشند و براي دفاع از محيطزيست نيز گريبان چاك دهند در ظاهر).
از سوي ديگر، دستور اين جلسه و هدف غايي و نهايي آن را معاون پيشين ابتكار در وبلاگ خود به تمامي بيان نكرده است. يك آشنايي مختصر ممكن است هدف اوليه باشد اما پس از اين آشنايي قرار است چه اتفاق ويژه و مباركي براي محيطزيست ايران رخ دهد؟
البته اين جلسه فرصت مناسبي است براي نگارنده اين سطور (كه ديگر خود را نه از اهالي محيطزيست ميداند و نه روزنامهنگار) تا با آقاي مجابي ديداري تازه شود، مردي كه براي سازماندهي و اصلاح نظام مديريت محيطزيست تلاش كرد؛ تلاشهايي لازم اما ناكافي كه اصلاح شيوههاي اداره يك سازمان مرتبط با ساير نهادها به اصلاح نگاه تكتك افراد نيازمند است.
پرسش اين است: پس از آشنايي با وبلاگنويسان محيطزيست، عملكردشان و نگاه انتقاديشان و نوشتههايشان تغيير جهت نخواهد داد؟ و روزنامهنگاري شهروندي در حوزه محيطزيست كه آزادانه در حال توسعه يافتن است، به سوي ديگر گرايش پيدا نخواهد كرد؟
مطالب مرتبط: