بيمهري به محيطزيست در حوزه نشر
وضعيت محيطزيست در دنيا رو به وخامت است و البته ايران در اين ميان جزو كشورهاي پيشرو محسوب ميشود. صرف نظر از آمارهايي كه سازمانهاي بينالمللي در اين ارتباط منتشر ميكنند با نگاهي به گوشه و كنار ايران ميتوان نشانهاي از بيتوجهي به محيطزيست را در هر نقطهاي از اين سرزمين مشاهده كرد. تخريبهاي بيامان اين سرزمين به بهانه توسعه، احداث سد و ايجاد جاده در هر گوشه، افزايش بار آلودگيها در شهرها و كشتار بيرحمانه جانوران، خشك كردن تالابها براي توسعه كشاورزي كمبازده و به خطر انداختن رودخانهها و حيات آبزيان با انواع محصولات شيميايي و صنعتي، قطع درختان و تخريب پوشش گياهي، توليد روز افزون زبالههاي سمي و خطرناك، فشار مضاعف بر روي مراتع به منظور توليد گوشت قرمز با روشهاي سنتي قرنها پيش و وارد كردن تكنولوژيهاي فرسوده كشورهاي صنعتي به بهانههاي پوشالي از مواردي است كه نشانههايي از بيتوجهي به محيطزيست در ايران تلقي ميشود.

در چنين شرايطي تعجب آور نيست اگر به اخلاق، آموزش، فرهنگ و كتابهاي زيستمحيطي توجه چنداني نشود و باز نبايد تعجب كرد اگر شمار رشتههاي دانشگاهي مرتبط با محيطزيست و تعداد پذيرفتهشدگان در اين رشتهها تصاعدي افزايش يابد و اين افراد پس از پايان تحصيلات از علم روز و وضعيت محيطزيست كشور خود بيخبر باشند، مگر آن كه به همت عالي خود و بركت برخورداري از شبكه جهاني موسوم به اينترنت بخشي از خلاهاي آموزشي خود را برطرف كرده باشند، چرا كه در ايران پهناور سالهاست كه تاليفي قابل تامل –به ويژه در مباحث مربوط به حياتوحش و محيططبيعي ايران- راهي بازار نشر نشده است. با اين حال آثاري كه در چند ساله اخير منتشر شدهاند ترجمه كتابهايي است كه چند دهه پيش در كشورهاي ديگر چاپ شدهاند.
اين كاستي و خلا حتي باعث شده امسال دبيرخانه جايزه مهرگان براي انتخاب كتاب برتر با مشكلي جدي مواجه شود. مهرگان حدود شش سال است كه آثار محيطزيستي را به داوري ميگذارد و از ميان كتابهاي چاپ شده در يك سال گذشته (با در نظر گرفتن دو ويژگي: تاليفي بودن اثر و علم براي همه) دست به قضاوت ميزند و جوايزي به آثار برتر ميدهد. صرف نظر از دير برگزار شدن مراسم مهرگان كتاب در سالهاي اخير و نوع داوري آن –كه تنها در اولين دوره اثري ارزنده انتخاب شد كه حائز دو ويژگي پيشگفته بود- شنيده ميشود امسال در بخش محيطزيست هيچ اثري برتر اعلام نخواهد شد.
به نظر ميرسد بسياري از استادان و كساني كه دستي به قلم داشتهاند، امروزه به دليل مشغلههاي حرفهاي يا شخصي مجالي براي نگارش اثري در خور توجه ندارند و بيشتر وقتشان شايد مصروف نوشتن گزارشهايي ميشود كه يك پروژه صنعتي، عمراني و مانند آن را از نظر فني و زيستمحيطي توجيه كند. البته نميتوان در اين ارتباط تنها نويسندگان و مترجمان را مقصر دانست. اكثر ناشرين خصوصي از چاپ آثار زيستمحيطي و برگشت سرمايه خود بيمناكند و ناشرين دولتي نظير سازمان حفاظت محيطزيست، جنگلها و مراتع و آبخيزداري، ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي و دانشگاهها نيز مدتهاست كه اثري در خور توجه را به دست مخاطبان تشنه دانستن نرساندهاند.
بدين ترتيب ملاحظه ميشود كه محيطزيست در تمام زمينهها مقولهاي فراموش شده است، چه در حوزه عمل و چه در حوزه آموزش. در اين شرايط چگونه ميتوان اميد داشت كه روند تخريب طبيعت و محيطزيست كاهش يابد يا از ميزان انواع بيماريهاي پوستي، قلبي و ريوي، مسموميتها، تخريب سيلها و زلزلهها، روند انقراض گياهان و جانوران كاسته شود؟ بايد طرحي نو در افكند و چشمها را شست، ادامه اين بيتوجهي به محيط بيگمان باعث خواهد شد سكونتگاههاي انساني و خود او در ايران پهناور با چالشي جدي مواجه شود.