نقاشي همه زندگيام شد
گفتوگو با خسرو عمارلويي، طراح و نقاش طبيعت
با خسرو عمارلويي، نقاش طبيعت مصاحبهاي كردم و براي چاپ به روزنامه همشهري فرستادم. بعد از حدود سه ماه منتشر شد اما در 28 اسفند سال گذشته.
آنچه در پي ميخوانيد مصاحبه كامل با اين نقاش طبيعت و حياتوحش است كه بخشهايي از آن در روزنامه همشهري به دلايلي نامعلوم و تنها به خاطر سليقه شخصي، كوتاه شد.
ااستفاده از تصوير در شناسايي جانوران و گياهان همواره نقشي كليدي داشته است. از اين رو، ركنِ جداييناپذيرِ كتابهاي راهنماي صحرايي، وجود نقاشيهايي است كه مشخصات گونههاي مختلف را به وضوح نمايش ميدهد. نويسندگان اين قبيل كتابها بيشتر شناخته شدهاند تا نقاشاني كه با چيرهدستي تصاويري از جانوران وگياهان كشيده و رموز شناسايي اين گونهها را عينيت بخشيدهاند.
خسرو عمارلويي يكي از نقاشاني است كه كمتر نامي از او در رسانهها ديده ميشود، او نقاشي از طبيعت، جانوران و گياهان ايران را از سالهاي دهه 50 با استخدام در سازمان حفاظت محيطزيست به طور جدي آغاز كرد و تصاويرش زينتبخش موزههاي تاريخ طبيعي و كتابهاي راهنماي صحرايي شد. كتاب مشهور راهنماي صحرايي پستانداران ايران، تاليف هوشنگ ضيايي با نقاشيهاي عمارلويي همراه است. كتابي كه خبرهاي از تجديد نظر اساسي و چاپ مجدد آن نيز شنيده ميشود. به اين بهانه با عمارلويي مصاحبهاي انجام شده است كه ميخوانيد:
- اگر موافق باشيد، با يك سوال كليشهاي شروع كنيم، از چه زمان به نقاشي علاقمند شديد؟
علاقه به كارهاي هنري از همان زمان كودكي در وجود افراد شكل ميگيرد. يعني اولين جرقههاي رشد ذهني در كودك نشان ميدهد كه به هنر گرايش دارد، يا به فن يا زمينههاي ديگر. البته در شروع كار، مادرم نقش ويژهاي داشت، او الفباي فارسي را با نقاشي به من ياد داد، دايي بزرگ و برادرم هم نقاشي ميكردند. آنها البته به صورت حرفهاي در اين مسير قرار نگرفتند اما نقاشي همه زندگي مرا به خودش اختصاص داد.
- اولين نقاشي كه سبب شد خط زندگي و كارتان به اين مسير هدايت شود يادتان هست؟
همان طور كه گفتم برادر بزرگم نقاشي ميكرد اما اجازه نميداد به وسايلش دست بزنم تا اين كه پدر برايم جعبهاي خريد پر از لوزام نقاشي. اولين نقاشي رنگ روغني كه با آن وسايل كشيدم هنوز دارم، منظرهاي از طبيعت بود. بعد هم شروع كردم به نقاشيِ طبيعت بيجان. كشيدن پرتره دوستان و آشنايان هم مدتي مرا به خود مشغول كرد و بعد از آن پرتره هنرمندان مشهور و بازيگران مثل بتهوون و يا جيمز دين كه بيشتر با سياه قلم كار ميكردم.
- در رشته نقاشي تحصيل كرديد؟
در سال 1351 هم رشته حقوق قضايي و هم رشته نقاشي دانشگاه تهران قبول شدم. آن زمان پدرم گفت نقاشي را كه بلدي، برو رشته حقوق قضايي را بخوان، شغل آباء اجداديمان هم كه قضاوت است! من هم خواسته پدرم را عملي كردم. گرچه رشتههاي علوم انساني تاثير بهسزايي در كار هنر دارد، اما من به هنر و نقاشي علاقمند بودم. شايد براي همين هم در زمينهاي كه تحصيل كردم موفقيت چنداني نداشتم. حقوق ميخواندم اما چشمم به نقاشي بود. از پشت ميز بلند ميشدم همكلاسيها ميآمدند ببينند چي كشيدم. بيشترسوررئال كار ميكردم و ذهنياتم را ميآوردم روي ميز. سال 54 هم از دانشگاه اخراج شدم. اما مدتي بعد به دانشگاه قم رفتم و در رشته علوم قضايي و اداري ليسانسم را گرفتم. قبل از انقلاب فرهنگي هم برگشتم به دانشگاه تهران و در رشته حقوق قضايي فارغالتحصيل شدم.
سالهاي اخير كه دانشگاه سوره راه اندازي شد، به عنوان دانشجو وارد شدم و به دليل مشغله و كار نتوانستم ادامه بدهم. به همين دليل فراگيري نقاشي را چند ترمي در دانشگاه و بقيه را به صورت آزاد ادامه دادم.
- براي يادگيري نزد استادان نقاشي رفتيد ؟
دورههايي كه در دانشگاه شروع كردم و نيمه كاره رها كردم باب مطالعه را براي من باز ميكرد. از همان ايام دنبال فراگيري و مطالعه و تجربه كردن كار هنر بودم. گرچه تحصيلات آكادميك در ارتباط با نقاشي نداشتم اما پيوسته در اين ارتباط مطالعه ميكنم.
- کی و چگونه در سازمان محيطزيست استخدام شديد؟
دانشجو بودم كه يكي از آشنايان گفت سازمان حفاظت محيطزيست، مجسمهساز و نقاش استخدام ميكند. من هم مراجعه كردم. گفتند بايد امتحان بدهي. تابلوهايي كه به عنوان امتحان كشيدم هنوز در كارگاه تاكسيدرمي سازمان هست. دو عكس دادند از قوچ بيگهورن و يك جفت روباه. در آذرماه 1352 قبول شدم و پس از شش ماه به عنوان نقاش و ديوراماساز به استخدام سازمان حفاظت محيطزيست درآمدم. سازمان محيطزيست با جذب نقاش و مجسمهساز قصد داشت پس از آموزش اين افراد، در موزههاي تاريخ طبيعي از آنان استفاده كند و بدين ترتيب هنرمندان داخلي به جاي خارجيها در اين زمينه فعال باشند.
بيشتر افرادي كه همراه من قبول شدند فارغالتحصيل رشته هنر بودند. در شروع كار محيط بسيار مناسبي براي كسب تجربه بود، از تك تك اين افراد نكاتي را ياد گرفتم. گرچه دوره خاصي نديده بودم اما هر جا كه حس ميكردم ميتوانم چيزي ياد بگيرم ميرفتم.
- در اين مدت چه تعداد نقاشي كشيديد؟
كارهاي بيشماري نبود، يعني كارهاي شاخص من بيش از 10 اثر نيست. اما كارهاي كوچك و طراحيها پراكنده خيلي زياد است.
- منظورم كارهايي است كه در كتابها چاپ شده است و ...
آن 10 مورد كه اشاره كردم كارهاي موزهاي و بزرگ و ماندگار بود. در كنارش كارهاي ديگري هم كردهام به طبيعت كه ميرفتم، چند عكس ميگرفتم، دوربينم را كنار ميگذاشتم و بعد بساط آبرنگ را باز ميكردم و شروع ميكردم به نقاشي. در سالهاي اخير فقط در حدود يك هزار تابلوي گل كشيدهام. خيلي از اتودهاي آبرنگي كه من و ساير دوستانم كار كرده بوديم در نقل و انتقال از ساختمان خارك –محل قديم موزه تارخ طبيعي سازمان محيطزيست- به ساختمان قائم مقام از بين رفت، اصلا نفهميديم چي شد.
- راجع به اين كه هر جانور چه فيگوري دارد هم آموزش دیدید؟
وقتي وارد سازمان محيطزيست شدم، آناتومي را شروع كرديم. آقاي نوري تاجبخش ( كه در مسابقات جهاني تاكسيدرمي اكثر مواقع نفر اول ميشود) آناتوميست بسيار قوي بود او اين مبحث را به ما ياد ميداد.
- به نظر شما عكس ميتواند جاي نقاشي را در كتابهاي راهنماي صحرايي بگيرد؟
در عكس يكي سري از مختصات گونهها به خصوص جانوران در سايه روشنها ديده نميشود. اما در نقاشي ميتوان برخي مشخصات را به وضوح نشان داد يا روي مشخصهاي با اغراق، تاكيد كرد. در عين حال نميتوان از برخي جانوران مثل خفاشها به گونهاي عكاسي كرد كه براي شناسايي مفيد باشد و جزئيات آن را نمايش دهد. به علاوه كار دست و نقاشي ارزش كتاب را افزايش ميدهد.
- از فتوشاپ يا ساير نرمافزارهاي مشابه استفاده ميكنيد تا تغييراتي روي نقاشيهايتان اعمال كنيد؟
طوري بايد نقاشي كرد كه احتیاج به اين گونه تغييرات نداشته باشد و من هم هيچ وقت از اين طريق نقاشيهايم را تغيير ندادهام.
- نمونههايي كه براي كتابها ميكشيد پيش از چاپها به شما نشان داده ميشود كه تاييد يا رد كنيد؟
متاسفانه تا امروز نياوردند كه ببينم. بعضي وقتها رنگها با آن كاري كه من ارائه دادم تفاوت داشته است. حتي در يك كتاب نيز رنگهاي يك نقاشي با نسخه ديگري از همان كتاب فرق ميكند. خيلي مواقع هم نقاشيهايي كه براي يك كتاب كشيدم، ديدم كه در جاي ديگر هم چاپ شده اند. درحالي كه اين كار را انحصاري براي يك كتاب انجام دادم. سوال هم كه كردم جواب درستي نشنيدم.
- شكايت يا پيگيري نكرديد؟
شكايت نكردم، فقط از چند نفري سوال كردم كه چرا از نقاشيهايم در جاي ديگري استفاده شده است، طبيعي بود كه جواب قانع كنندهاي نگيرم. وقتي صحبت از حق مولف به ميان ميآيد عدهاي گمان ميكنند كه هنرمند فقط به دنبال حقوق مادي اثر خود است در حالي كه حقوق معنوي آن اهميت بيشتري داد. با اين حال چنين شرايطي فقط مورد نقاشيهايم نيست. كار زيباسازي شهر هم انجام دادهام، طرح ميزنم و در شهرهاي مختلف تحويل ميدهم. بعد ميگويند پول نداريم اين طرح را بخريم يا اجرا كنيم. اما بعد ميبينم يا ميشنوم كه در جاي ديگر اين طرح اجرا شده است. چند سال پيش طرح دو دلفين را به به يكي از شهرهاي جنوبي ارائه دادم، به دليل كمبود اعتبارات براي اجرا موافقت نشد. مدتي بعد شنيدم در مسجد سليمان اجرا شده است. كم كم نقاط ديگر هم اين يك جفت دلفين را ساختند.
- ديوراما سازي هم ميكنيد؟
تخصص اصلي من ديوراماست، ساخت محيطي كوچك كه تداعيكننده بخشي از طبيعت باشد. طراحي و ويترينبندي و فضاي سبز موزه را انجام ميدهم. يعني كار را به طور كامل ميگيرم.
- از فاميلي شما پيداست كه اهل سرزميني هستيد كه خاستگاه سوسن چلچراغ است.چقدر اين گياه بومي ايران را كشيديد؟
زياد نكشيدم. در موزه تاريخ طبيعي رشت يك تابلوي بزرگ كشيدم كه سوسنزار است يعني منظرهاي كه اين گل و زيستگاه آن را با هم نشان ميدهد. اما خود سوسن چلچراغ را تا الان به طور مستقل نكشيدم. شايد يك زماني آن را بكشم.
- اگر برگرديد به گذشته باز هم همين راهي كه رفتيد را انتخاب ميكنيد؟
اين سوالي است كه مردم از خودشان ميپرسند. اما فكر ميكنم اگر برگردم به گذشته با همين خلق و خو و روش و انديشه در هر دورهاي از تاريخ كه به دنيا بيايم، همان راهي را ميروم كه تا امروز رفتهام.