گزارش وضعیت محیط‌زیست، به همت ژاپن و آمریکا در دهه ۷۰ میلادی پایه‌گذاری شد. مدتی بعد برنامه محیط‌زیست سازمان ملل دستورالعملی برای تهیه این نوع  گزارش تدوین و در دسترس قرار داد. سوال این است که آیا ایران چنین گزارش‌هایی را تهیه کرده است؟ و اگر پاسخ مثبت است آیا کیفیت آنها با نمونه‌های مشابه قابل مقایسه است؟


با جست‌وجویی کوتاه در اینترنت می‌توان نمونه‌های بسیاری از گزارش وضعیت محیط‌زیست (SOEمناطق، کشورها و شهرهای مختلف را به انگلیسی به دست آورد، مثلا گزارش‌ استرالیا، آفریقای جنوبی، نامیبیا و یا افغانستان. اما وقتی نوبت به مرزهای پرگهر ایران اسلامی می‌رسد، داستانی کمدی تراِژیک رقم می‌خورد. از گزارش وضعیت محیط‌زیست ایران (نه به انگلیسی و نه به فارسی)، هیچ رد و اثری یافت نمی‌شود. اما پایتخت ام‌القرای جهان تشیع، گزارش وضعیت محیط‌زیست دارد، آن هم چه گزارشی: آلبوم  عکسی است از شهردارِ مشهدیِ تهران و شماری از کارمندان بلدیه پایتخت. در عین حال، نوشته‌هایی از قالیباف (شهردار)، ابتکار (رییس وقت کمیته محیط‌زیست شهر تهران) و عسکری آزاد (رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران) همراه با عکس‌هایی از ایشان در صفحات ابتدایی آن آلبوم عکس درج شده است. این مجموعه عکس هیچ شباهتی به گزارش‌های وضعیت محیط‌زیست سایر ممالک و مناطق ندارد. چند صفحه‌ای هم که با کلمات سیاه شده، هیچ اطلاعاتی مفیدی به خواننده نمی‌دهد. این کمدی‌-تراژدی گزارش‌نویسی و انجام مطالعات زیست‌محیطی، وقتی روی اینترنت و در دسترس همگان (به ویژه اهل نظر) قرار می‌گیرد، بیش از آن که مایه تفاخر و سربلندی باشد، باعث ننگ و خجالت است. 

گزارش وضعیت محیط‌زیست کشور

بر اساس اطلاعات به دست آمده، نخستین گزارش وضعیت محیط‌زیست کشور را دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران در سال ۷۹ و ۸۰ تهیه کرد؛ این گزارش هیچ گاه منتشر نشد. در سال ۸۴ وقتی معصومه ابتکار هنوز رییس سازمان محیط‌زیست بود، یک گزارش از وضعیت محیط‌زیست ایران منتشر شد؛ گزارشی پر از غلط‌های فاحش از هر نظر. با این که برای چاپ چهاررنگ این کتاب هزینه بسیاری شده بود اما از حوزه ریاست همان سازمان دستور آمد که جمعش کنید! مجلدی دیگر بیرون آمد با اشتباه‌های کمتر اما همچنان اطلاعاتش قدیمی بود و مهمتر آن که با آنچه برنامه‌ محیط‌زیست سازمان ملل به  عنوان گزارش وضعیت محیط‌زیست معرفی کرده، تفاوت داشت.

در زمان مدیریت فاطمه واعظ‌جوادی بر سازمان محیط‌زیست، یک شرکت مهندسی مشاور قرارداد تهیه گزارش وضعیت محیط‌زیست را با آن سازمان منعقد کرد. قرار بود این گزارش که طبق استانداردهای بین‌المللی تهیه شده بود در سال ۸۷ منتشر شود. اما تا کنون یک سطر از آن بیرون نیامده است.


معلوم نیست چرا با هزینه‌های میلیونی سابق و میلیاردی امروز باید قراردادهایی بسته شود اما مردم از ماحصل و عاقبت آن قراردادها بی‌خبر باشند. این وظیفه بر عهده تشکل‌های مردم‌نهاد است که از سازمان محیط‌زیست چند و چون ماجرا را جویا شوند. دست‌کم بپرسند این گزارش‌ها کجاست و آنها را با کمک اهالی دانشگاه، نقد و بررسی کنند. با شناسایی نقاط ضعف و قوت این گزارش‌ها، نهاد‌های دولتی را که عموما مدیران‌شان فاقد سواد و تخصص و تجربه کافی هستند یاری دهند. 

سوال اینجاست که چرا تشکل‌ها و دانشگاه‌ها چنین کاری نمی‌کنند؟ جواب ساده است. بند ناف تشکل‌ها و شماری از اعضای دانشگاه‌ها به سازمان‌های دولتی وصل است. تشکل‌هایی که مثلا از سازمان محیط‌زیست پروژه می‌گیرند چگونه جرات می‌کنند به کارفرمای خود خرده بگیرند و عملکرد آن را نقد کنند؟ و مهمتر این که اعضای هیات‌ علمی ِپروژه‌بگیر از سازمانی نظیر محیط‌زیست آیا می‌توانند استقلال علمی و حرفه‌ای خود را به خاطر چند ریال پول بیشتر زیر سوال نبرد و نقادانه به ماجرا نگاه کنند؟