فراتر از دو خبرِ خوش
دو خبر به نسبت خوش در آسمان محیطزیست ایران اسلامی منتشر شده است. نخست آن که مدتی پیش معصومه ابتکار اعلام کرده بود تلاش میکند تا شورایعالی حفاظت محیطزیست را فعال کند. خبر دوم، مربوط میشود به جدی گرفتن نهادهای مدنی توسط سازمان محیطزیست پس از هشت. این دو خبر خوب البته نکاتی هم در بطن خود دارند.
همان گونه که در مطلبی با عنوان هشت سال تازیانه بر پیکر محیطزیست نوشته بودم، شورای عالی محیطزیست توسط م. احمدینژاد در سال ۸۶ تعطیل شد. بعد از مدتی دولت او اعلام کرد که شورا تعطیل نشده بلکه در کمیسیون زیربنایی کار خود را ادامه خواهد داد. اما در عمل، آبی از آن شورای عالی گرم نشد که اگر میشد آن مصوبه کذایی بهرهبرداری از معادن در مناطق چهارگانه به راحتی صادر و تصویب و ابلاغ نمیشد. این که چگونه و چه زمان، مدیران نظام درخواهند یافت محیطزیست و منابع طبیعی نیز با ارزش است مشخص نیست اما معلوم است که تعلل در حفظ داشتههای طبیعی، ایران را به پرتگاه انحطاط میبرد؛ به جایی که مثلا امروز بنگلادش ایستاده است.
فعال شدن دوباره شورایعالی محیط زیست بالنفسه بسیار با ارزش است اما پیش و بیش از آن باید اعضای آن و در راس همه رییس این شورا که رییس جمهور است دریابد که اهمیت برنامهریزی و مدیریت محیطزیست چیست و بهرهبرداری از آن لاجرم میباید منطبق بر توان و ظرفیت اکولوژیک باشد.
جدی گرفتن نهادهای مدنی را میتوان در متنی که سازمان محیطزیست در پرتال خود منتشر کرده مشاهده کرد. در این متن آمده است: «سازمان حفاظت محیطزیست در نظر دارد با توجه به اهمیت نقش تشکل های غیردولتی و فعالین محیطزیست و منابع طبیعی، گزارش وضعیت موجود کشور در این زمینه را با بهرهمندی از نظرات ایشان تهیه کند. بنابراین از همه فعالین مدنی و علمی و تشکل های مردمنهاد در عرصه طیبعت و محیطزیست دعوت میشود تا فراخوان زیر را حداکثر ظرف دو هفته پس از تاریخ انتشار آن تکمیل و از طریق پورتال سازمان ارائه دهند.»

در متن فراخوان نکته دیگری هم نهفته است: سازمان محیطزیست تصمیم دارد گزارش وضعیت محیطزیست یا همان SOE را تهیه کند و بدینترتیب سعی دارد در یک کار بزرگ، فعالان عرصه محیطزیست را به نوعی سهیم و شریک کند. اما معلوم نیست چگونه میتوان از آن پرسشنامه کلی (و تقریبا غیر استاندارد) بهره علمی و کاربردی برد (در این فراخوان خواسته شده فقط تشکلهای زیست محیطی و نهادهای علمی مشارکت داشته باشند. اما معلوم نیست اگر شخص حقیقی و یا جاعلی آن را پر کند فرق دوغ و دوشاب چگونه معلوم میشود. همچنین معلوم نیست چگونه این نظرات جمعبندی و غربال و آنالیز خواهد شد. چنین کارهای شتابزدهای باعث میشود تا اولین نکتهای که به ذهن خطور کند یک سوال ساده باشد: آیا این کارها عوامفریبی خلقالساعه است یا واقعا فکر و ایدهای پشت آن قرار گرفته؟)
به هر حال این فرصت برای سازمانها و تشکلهای مدنی غنیمت است تا ضمن ورود ِ جدی به عرصهای که ۸ سال از آن دور نگه داشته شدند، علاوه بر مشارکت، وظیفه نظارتی خود را نیز انجام دهند. اگر نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد فعالانه وارد عرصه شوند میتوان امید داشت از آهنگ انحطاط محیطزیست ایران کاسته شود.