بازگشت ابتکار؛ فرصتی برای جبران مافات
چالشهای بسیاری پیشاروی معصومه ابتکار در کسوت رییس سازمان حفاظت محیطزیست است. اگرچه او شاید بهترین انتخاب برای این پست نباشد، اما در مجموع (و با نگاهی به فهرست مدیرانِ محیطزیست ستیز ِ نظام اسلامی) گزینه به نسبت مناسبی است. چرا که هشت سال در دوران اصلاحات و اصطلاحات بر همین مسند تکیه زده و به هزینه ملت و کشور کولهباری از تجربه و دانش در این حوزه را برای خود ابتیاع کرده است.
اینک او دست کم ۴ سال (و شاید ۸ سال) دیگر فرصت دارد تا با آن کولهبار تجربه، کاستیهای گذشته را جبران کند. در زمان مدیریت ابتکار سنگبنای بسیاری از کارها گذاشته شد اما هیچ کدام به نتیجه مطلوب نرسید. طراحی، برنامهریزی و پایهگذاری طرحها و پروژهها و ایدههای جدید در سازمان(ها)، یک طرف ماجراست و طرف دیگر مراقبت و نگهداری و رسیدن به نتیجه مطلوب است؛ نتیجهای که تقریبا در زمان ابتکار یا حتی بعد از او در هیچ زمینهای به دست نیامده است.
شماری از کارهایی که زمان ابتکار سنگبنای آنها گذاشته شد یا دست کم به صورت جدیتری مورد توجه قرار گرفت:
- جدیتر شدن گزارشهای ارزیابی زیستمحیطی
- گنجاندن مفاد زیستمحیطی در قانون برنامه چهارم توسعه
- ورود پروژههای بینالمللی حفاظت از حیاتوحش و طبیعت به ایران
- افزایش تشکلهای زیستمحیطی مردمنهاد (از نظر کمی)
- توجه به مساله آلودگی هوای تهران با راه اندازی کمیته آلودگی هوای تهران
- افزایش مناطق حفاظت شده و استخدام محیطبانها
- توجه به مطالعات محیطزیستی (نظیر گزارش وضعیت محیطزیست SOE) و ارتباط با دانشگاهها
اما هر کدام از این کارها به نتیجهای که باید نرسیدند. شاید یکی از اولویتهای رییس اخیر محیطزیست پاسخ به این سوال باشد که چرا آن همه تلاش به ثمر نرسید یا دست کم آنچه در دوران او پایهگذاری شد، نهادینه نگردید. نگاهی گذرا نشان میدهد:
- ارزیابی زیستمحیطی همچنان کاری مازاد تلقی میشود و در بسیاری موارد گزارشها فاقد کیفیت لازم هستند (مقالهای بسیار خواندنی از علیرضا رحمتی، معاون دفتر ارزیابی سازمان محیطزیست).
- بسیاری از مفاد زیستمحیطی قانون برنامه چهارم توسط دولت بعدی اجرا نشد.
- پروژههای بینالمللی به اهدافی که در اسنادشان درج شده بود، نرسیدند (و ناگزیر مرتب تمدید شدند)
- بیش از ۳۰۰ تشکل مردمنهاد محیطزیستی در زمان مدیریت ابتکار به وجود آمد. به جز شماری که همچنان فعال هستند از باقی اثر و خبری نیست. سازمانهایی که میتوانستند بازوهای اجرایی محیطزیست باشند برای همیشه از صحنه روزگار محو شدند.
- کمیته کاهش آلودگی هوای تهران نتوانست گره کور پایتخت را حل کند. امروزه آلودگی هوا تقریبا در سراسر ایران فراگیر شده است.
- استخدام محیطبانها منوط شد به داشتن مدرک فوق دیپلم. شماری از این فوقدیپلمهها صرفا به این دلیل که کاری پیدا کردهبودند راهی سازمان محیطزیست شدند و علاقهای به کار کردن در کوه و دشت و بیابان و دریا نداشتند.
- مطالعات بسیاری در آن هشت سال انجام شد. اما ماحصل آن چه شد؟ آیا این مطالعات به کار گرفته شدند تا مشکلی را حل کنند؟ به عنوان مثال، نتیجه طرح جامع مدیریت مناطق حفاظت شده به کجا انجامید؟

اگر معصومه ابتکار بتواند شورایعالی حفاظت محیطزیست را دوباره احیا کند شاید بخشی از چالشهایی پیشرویش کاسته شود. از جمله چالشی که میراث دولت گذشته است مبنی بر تاراج مناطق حفاظت شده دارای معادن (بر اساس ماده ۳ قانون حفاظت و بهسازی محیطزیست صدور هر گونه پروانه در داخل مناطق چهارگانه منوط به تصویب شورایعالی محیطزیست است).
اما همه گرفتاریها با احیای شورایعالی حل نخواهد شد. ماده ۷ قانون حفاظت و بهسازی محیطزیست نیز نیاز به بازبینی دارد، آنجا که دست متجاوزین به عرصههای طبیعی را به بهانه توسعه باز گذاشته است و در صورت عدم توافق، رییس جمهور اختیاردار است (و طبیعی است رییس دولت، همواره حامی طرحهای به اصطلاح صنعتی و عمرانی باشد).
شاید هنوز هم بتوان امیدوار بود که محیطزیست را میتوان نجات داد. شاید خیالی خام باشد اما تصورش خالی از لطف نیست اگر اقدامات زیر انجام شود:
- نیروهای مختصص، واقعبین و با تجربه (به جای شعاردهندگان خیالپرداز) به کار گرفته شوند.
- کادر ستادی و استانی سازمان آموزش ببیند و با دانش روز در حوزههای مربوط آشنا شوند.
- محیطبانان حمایت شوند و وسایل مورد نیاز برای گشتزنی و حفاظت در اختیارشان قرار گیرد.
- همکاری بینبخشی بین سازمانها و ارگانهای ذیمدخل محیطزیست صورت بگیرد و کمیتههای مشترک برای حل مشکلات محیطزیستی تشکبل شود (مثلا کمیته احیای دریاچه پریشان، کمیته احیای تالاب گاوخونی و ...).
- تشکلهای مردمنهاد اعم از شکارچی و غیر شکارچی به کار گرفته شوند و وظیفه آموزش مردم را نیز به عهده بگیرند.
- نظام ارزیابی محیطزیست توانمند شود (برای جزییات بیشتر ر.ج. مقاله علیرضا رحمتی).
- لکنتهای قانونی و مغایر با حفظ محیطزیست برطرف شود.
اما ابتکار قادر خواهد بود در دوران مدیریتش همه چالشهای پیش روی محیطزیست را بردارد؟ با چپاولگری سازمان یافته میتواند مقابله کند؟ مقابله با همانها که برای بالا رفتن قیمت زمینهایشان مشوقان جاده سازی و سدسازی هستند؟ آیا او میتواند معدن کاوی در مناطق چهارگانه را متوقف کند؟ ابتکار آیا خواهد توانست سازمان محیطزیست را از ورطه انفعال و اضمحلال کامل بیرون بکشد؟ آیا میتواند یورشگران به مناطق چهارگانه را عقب براند؟ میتواند از نیروی نهادهای مدنی برای برون رفت از وضع موجود کمک بگیرد؟ میتواند نظر کارشناسان با تجربه و صاحبنظر را برای همکاری جلب کند؟ در یک کلام، آیا ابتکار میتواند از این فرصت دوبارهای که نصیبش شده استفاده کرده، جبران مافات کند و ضعفها و کاستیهای گذشته را برطرف کند؟
آنان که دل در گرو سرزمین ایران دارند، سعی میکنند امیدوار باشند...اما ...
پینوشت ۱: مصاحبهای با رادیو فردا داشتم درباره بازگشت مجدد معصومه ابتکار. وقتی دوباره آن را خواندم و شنیدم به نظرم رسید باید مسایل مطروحه را به شیوه دیگری بیان میکردم که اصطلاحا سرنخ گم نشود. شاید این پست، بار آن مصاحبه را به دوش بکشد.
پینوشت۲: تا زمانی که کارفرمایان صرفا گزارش ارزیابی تهیه میکنند تا از شر سازمان محیطزیست خلاص شوند و محیطزیست هم گزارشها را تصویت یا مشروط قبول کند، در بر روی همین پاشنه خواهد چرخید.