سیل روان می‌شود، تعجب می‌کنیم و سوگوار می‌شویم. زلزله می‌آید، تعجب می‌کنیم و سوگوار می‌شویم. توفان خانه‌کن از راه می‌رسد، تعجب می‌کنیم و سوگوار می‌شویم. همه می‌دانیم ایران روی گسل است و هر لحظه امکان دارد هُرست آوار بلا را بشنویم اما خانه‌های‌مان را از خشت و گل می‌سازیم. می‌دانیم گیاهان را ریشه‌کن و بن‌کن کنیم باران، سیل می‌شود اما اهمیتی نمی‌دهیم و نمی‌دهند. چرای دام بیش از اندازه، چوب‌بری، بوته‌کنی، قاچاق چوب و آتش زدن جنگل و مرتع برای چند متر زمین بیشتر کماکان و البته با شتاب ادامه دارد. 

نگاهی کوتاه به این اخبار شاید چشمان‌مان را باز کند به روند تخریبی که در پیش گرفته‌ایم:


۱- سیل در کرمان؛ ۱۴ انسان (و نه برگ خشک درخت) مفقود شدند، ۷۰ خانه ویران و ارتباط ۱۶۷ روستا قطع شد. چه کسی پاسخگوست؟ یعنی باید دوباره سیل را بلای طبیعی خطاب کنیم و مسئول چنین فاجعه‌ای را آسمان بدانیم که باریده است؟


۲- زلزله در بوشهر؛ ۳۷ نفر انسان (و نه برگ خشک درخت) از ادامه حیات باز مانده‌اند، یک هزار و ۱۰۰ نفر مصدوم و سه هزار و ۱۰۰ خانه کاملا تخریب شده است. این همه ماجرا نیست. اکنون احتمال شیوع بیماری و حتی مواد سمی رادیواکتیو در میان است و کشورهای حاشیه خلیج فارس از این موضوع اظهار نگرانی کرده‌اند. ایراد از کجاست؟ از زمینی که می‌لرزد یا از ما که یادمان می‌رود کجای جهان زندگی می‌کنیم؟


۳- زلزله در سلماس و فیروزکوه؛ تا کنون خسارت و تلفات جانی گزارش نشده است. خوشحال می‌شویم، کلاه‌مان به هوا پرتاب می‌کنیم و پیشانی به خاک می‌مالیم که شکر ایزد، کسی در این دو زلزله نمرده است.


نگاهی به تصمیم‌های اخیر دولت مهرورز (که چندان تفاوت معناداری با تصمیم‌های دولت‌های سازندگی و رانندگی، اصلاحات و اصطلاحات ندارد) نشان می‌دهد قرار نیست وضعیت محیط‌زیست بهبود یابد. اخبار، کوتاه و دردآورند:

۱- حاتم‌بخشی رییس کابینه دهم؛ اعطای ۲ هزار متر مربع زمین به هر ایرانی برای برخورداری از زندگی مرفه و بی‌درد. همان طور که این مقام نسبتا معظم، نفت را سر سفره‌ها آورد قرار است زمین را هم سر سفره‌های‌مان بیاورند.


۲- تخریب پارک ملی کویر؛ قرار است به بهانه کشف و استخراج نفت، پارک ملی کویر بیش از گذشته مورد هجوم و تاخت‌وتاز قرار بگیرد. میدان عظیم‌الخلقه نفتی البته چهار دهه پیش هم کشف شده بود اما به دلایلی پذیرفتی در آن زمان، موضوع مسکوت ماند تا آن که برادران، با جست‌وجو در مدارک خاک گرفته و باقی مانده از کشو میزهای طواغیتیون به کشف بزرگ قرن نائل آمدند.


۳- بهره‌برداری سریع و راحت از معادن در مناطق چهارگانه؛ بر اساس قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست هر گونه بهره‌برداری از پارک‌های ملی ممنوع است اما بهره‌برداری از معدن به موافقت شورای عالی محیط‌زیست بستگی دارد. مصوبه جدید هیات دولت خلاصه و سر راست یعنی شورای عالی محیط‌زیست، کشک!


۴- جنگل ابر بدرود، جاده احداث باید گردد! دریای مازندران و طبیعت زیبای مازندران-سمنان خداحافظ، لوله‌کشی آب به سمنان انجام باید گردد!

این اخبار به اندازه کافی گویا هستند تا نگاه مصرفی به محیط‌زیست را نشان بدهند. سفره‌ای باز است و باید برادرانه همه چیز بین شرکا تقسیم شود. در این میان مردمی که زیر آوار جان می‌بازند یا سیل هستی‌شان را به یغما می‌برد، به انتظارند که دست پشمالویی شاید از غیب برون آید و کاری بکند. با انفعال بیش از حد و انتظار داشتن از شرکای سیری‌ناپذیر و به ظاهر رفیقِ قافله، نه تنها کاری به سامان نمی‌شود که هر روز با نحیف‌تر شدن وضعیت محیط‌زیست، احتمال تکرار و افزایش تواتر نابودی و مرگ به واسطه سیل و زلزله و توفان بیشتر می‌شود. مقابل چنان تصمیم‌ها و فرمایشات حکیم‌ْفرموده‌ای تنها مردم هستند که اگر بخواهند می‌توانند مطالبات جدی و حیاتی خود را مطرح کنند و پای آن بیاستند. اما تاریخ مرزهای پرگهرمان نشان داده ایرونی‌جماعت زیر بار زور نمی‌رود مگر آن که زورش خیلی پرزور باشد.