معنای جدید موافقِ شکار
رادیو ایرانصدا سلسله برنامههایی دارد به عنوان مناظره علمی. یکی از این برنامهها به شکار اختصاص داشت و تیتر آن هم بود « آیا شکار حیوانات موضوعی انسانی است یا غیرانسانی؟»
دو تن از کسانی که در این برنامه به عنوان موافق و مخالف شکار رو به روی هم قرار گرفتند نظرات جالبی داشتند. فرد مخالفِ شکار (پرکارترین فعال محیطزیست در فضای مجازی)، در میانه این به اصطلاح مناظره با شکار برای حفظ زیستگاه و امرار معاش جوامع محلی موافق بود. اینجاست که تناقض میان سخنان گوینده دیده میشود: با شکار برای امرار معاش موافقیم اما با شکار ورزشی هرگز! آیا حضور شکارچی ورزشی نمیتواند در معیشت جامعه محلی اثرگدار باشد؟
اما حرفهای کسی که در برنامه به عنوان موافق شکار معرفی شد، نگاهی بود مدیریتی به مقوله شکار و نخجیرداری برای حفظ و نگهداری داشتههای طبیعت ایران و عدم آموزش در شرایط حاضر. کوشان مهران صراحتا در این برنامه گفت که موافق شکار نیست. اما برای برونرفت از وضع موجود هم باید راه حلی ارائه داد. مدیریت شکارگاه و استفاده از شکارچیان برای حفاظت داشتههای طبیعت خلاصه نظر او بود. برای نگارنده عجیب است که در نیرنگستان اهورایی، شنونده یا مخاطب (و لابد این روزها برنامهساز) به گوینده گوش نمیکنند و انگار قرار است همه چیز بر مدار همان پیشفرض بگردد. وقتی مهمان/کارشناس برنامه خود میگوید موافق شکار نیست عجیب است که رادیو (که قرار است راستگو باشد و آموزشدهنده) این چنین او را دوستدار شکار معرفی میکند.
آنچه کوشان مهران گفت به طور خلاصه حتی در سایت وزارت منابع طبیعی اونتاریوی کانادا آمده است: «شکارِ قانونی، جمعیت جانوران را به خطر نمیاندازد. در واقع، این کار میتواند نقش مهمی داشته باشد در نگهداری از جمعیت پرشمار با توجه به ظرفیت برد آن در یک زیستگاه. گونههایی که به طور پایدار مدیریت میشوند مورد شکار قرار میگیرند. این مدیریت بر اساس روشهای علمی و پایش بلند مدت صورت میگیرد. فشار بر جمعیتهای حیاتوحش ما امروزه شامل افتراق و تخریب زیستگاه، آلودگی، گونههای مهاجم و استفادههای غیرپایدار است.» (عین متن در پایین صفحه کپی شده*).

اگر آموزش و مدیریت درستی بود چنین فجایعی را شاهد بودیم؟
در واقع اخلاقی بودن یا نبودن، یا انسانی بودن یا نبودنِ شکار یک مبحث است و حفاظت طبیعت مبحثی دیگر. آیا این اخلاقی است که میهمان برنامهای رادیویی موافق شکار معرفی میشود و در خلال برنامه خود میگوید مخالف شکار است؟ در جامعهای که دروغگویی و تضییع حق دیگران، زرنگی است و دمبهدم مدیران بیکفایت محیطزیست دادن توجیههای آنچنانی دارد از اخلاق گفتن، آب در هاون کوبیدن است.
با مقوله اخلاق در چنین سرزمینی نمیتوان طبیعت را حفاظت کرد. بهتر است به همان بحث مدیریت زیستگاه پرداخت و البته نمیتوان شرایط نیرنگستان اهورایی را با هیچ کجای دیگر مقایسه کرد اما میتوان از روشهای مدیریتی سایر نقاط جهان برای بهبود وضعیت زیستگاهها بهره برد. این عمل با سانسور مطالب نخیرداری و شکار شدنی نیست و مقوله آموزش که بسیاری از آن دم میزنند در نطفه خفه میشود. چگونه میتوان شکارچیان بیاطلاع و آموزش ندیده را از عمق کاری که میکنند آگاه کرد؟ با سانسور مطالب مربوط به شکار و قاتل خطاب کردن شکارچیان؟ همه میدانیم و میدانند که وضعیت گونههای چهارپا در ایران چگونه است اما سوال این است که چرا رسانهها به جای آموزش دادن، اعتمادسازی و نشان دادن سره از ناسره، یا مطالب را سانسور میکنند یا شکاف بینِ دو گروه مختلف شکارچی و غیرشکارچی ایجاد میکنند؟ چرا ما ایرانیان غیور، همیشه مطلقگرا هستیم؟ چرا نمیتوانیم اختلاف و تفاوتها را ببینم؟ چرا به اجبار میخواهیم عدهای مثلا گیاهخوار بشوند؟ چرا میخواهیم با فحاشی عدهای را از شکار منع کنیم و اعتمادسازی نمیکنیم؟ چرا از مدیران محیطزیست که با لابی و رانت به سازمانهای بینالمللی راه یافتهاند تعریف و تمجید میکنیم؟ مگر نه این که وضع موجود محیط زیست ثمره سو مدیریت این افراد است؟ این تعریف و تمجیدها چه سودی برای طبیعتمان دارد؟
کاش میشد برای این سوالها جوابی در خور پیدا کرد. پاسخ به ۱۰ سوال فوق شاید بتواند راه را برای حفاظت زیستگاهها و مدیریت نخجیر در ایران باز کند. و ای کاش با خود صادق بودیم.
* Legal hunting does not endanger wildlife populations. In fact, it can play an important role inmaintaining an abundant population within the carrying capacity of its habitat. Those species that are hunted are managed sustainably. This management is based on sound science and long-term monitoring. The pressures on our wildlife populations today include habitat fragmentation and destruction, pollution, invasive species and unsustainable use.