محیطبانی دیگر زیر تیغ
محیطبان دیگری از دنا به اتهام قتل عمد، حکم اعدام گرفته است. گفته میشود علامحسین خالدی در ارتفاعات دنا با شماری شکارچی درگیر شده و یکی از آنان در خلال این درگیری جان به جانآفرین تسلیم کرده است.
خالدی پس از اسد تقیزاده دومین محیطبان دنا به شمار میرود که به اتهام قتل عمد زیر تیغ است و وکلای او به حکم صادره اعتراض کردهاند.
درگیریهای محیطبانان با شکارچیان را گویی پایانی نیست. اگر این درگیریها به کشته شدن بیانجامد فاجعهای رقم میخورد بیپایان. فرقی هم نمیکند که کشته به کدامیک از دو گروه تعلق داشته باشد. خون ریخته را نمیتوان با آب زمزم هم شست و غبار غمی که به دل مینشیند پاک کردنی نیست.
این وقایع تلخ هر بار که تکرار شود نشان میدهد آن به اصطلاح سازمان محیط زیست با دشواری به حیات نباتی خود ادامه میدهد. سازمانی که نتواند با وقایع روز هماهنگ و منطبق باشد، یعنی پویایی خود را از دست داده و دیگر سازمان نیست. مردهای است در قالبی به ظاهر زنده. چرا این وقایع تلخ مرتب تکرار میشود؟ آیا میتوان راهی برای کاهش این روند درگیری محیطبان و شکارچی پیدا کرد؟
جواب سوال دوم بیتردید مثبت است اما پاسخ به سوال اول په سادگی امکانپذیر نیست. در شرایطی که قیمت گوشت (و سایر اقلام اساسی) روز به روز بالا میرود نمیتوان انتظار داشت که مثلا ملت کل و بز یا قوچ و میش را شبیه کباب در حال حرکت نبینند یا مثلا از همه خواهش کرد که گیاهخوار بشوند. به علاوه تمام شکارچیان هم مرفهین بیدرد شهری نیستند که برخی از به اصطلاح فعالان و دوستداران محیطزیست احساساتی میشوند شروع میکنند به لنترانیپرانی به این افراد. برخی شکار میکنند برای معاش و این بخشی از واقعیتی است که در آن لنترانیپرانیها فراموش میشود. راه برونرفت از چنین وضعیتی بیتردید فحاشی و پرخاش نیست.

آن به اصطلاح سازمان اگر مدیریت لایقی داشت بیتردید با تمام تنگناهایی که کل جامعه امروز با آن روبهروست برای هر منطقه (با توجه به شرایط اقتصادی-اجتماعی) طرحی نو میریخت تا چنین درگیریهایی به حداقل برسد.
اوج بیکفایتی آن به اصطلاح سازمان را میتوان لابهلای خبرهای دیگری هم جستوجو کرد: نماینده سازمان محیطزیست در کسوت حامیان سلاخان خرسهای سمیرم کم و بیش از این قاتلان دفاع کردهاست. به گفته جاوید آلداوود، رییس انجمن حمایت از حیوانات: «نماینده این سازمان تمام اظهارات قبلی مدیر کل محیط زیست استان اصفهان در خصوص سابقهدار بودن متهمان را تکذیب کرد و با بیان این که متهمان سابقه تخلف نداشته، اسلحه آنها مجاز بوده و منطقه شکار ممنوع نبوده است به دفاع تمام قد از متهمان پرداخت.»
میتوان فرض کرد نماینده آن به اصطلاح سازمان، خلاف واقع نگفته است و از فرد مسلمان ارزشی هم انتظاری جز راستگویی نمیرود اما آن چه حاجآقای نماینده گفته سخنانی نیست که شاکیان یک پرونده بر زبان میآورند. این واکنشها هم میتواند نمایشی از مدیریت بحران و نمونهای از مدیریت جهان باشد: حاج دکتر ممدآقا (محمدیزاده) و مدیرکلاش حاجآقای لاهیجانزاده فرموده بودند از محضر دادگاه اشد مجازات را برای سلاخان خرسها تقاضا میکنند اما نماینده ارزشیشان تا به دادگاه میرسد آن کار دیگر میکند. بدینترتیب گفتارمان مثل کردارمان و کردارمان هم شبیه سیاستمان و سیاستمان هم شبیه دیانتمان میشود.
اگر سخنانی که درباره اعتراض به حکم اعدام محیطبان غلامحسین خالدی گفته شد مثل همان اظهارات و عمل متناقض درباره دادگاه خرسهای سمیرم باشد، از هماکنون باید فکری برای محیطبان زیر تیغ کرد که بعید است آبی از آن به اصطلاح سازمان گرم شود. همانطورکه مردم در زلزله آذربایجان کمک کردند شاید بتوانند به این محیطبان هم کمک کنند.
اگر میخواهیم شرایطی که برای اسد تقیزاده رقم خورد، برای خالدی تکرار نشود، بهتر است از احساساتی شدن و بد و بیراه گفتن و تهمت زدن پرهیز کنیم. صبر کنیم و با احتیاط در این باره بنویسیم و بگوییم. به هر حال انسانی جان خود را از دست داده است چه شکارچی و چه غیرشکارچی اکنون خانوادهاش داغدارند، با رفتار نابخردانه نباید نمک به زخمشان پاشید و شرایط را برای محیطبان زیر تیغ دشوارتر کرد.
پینوشت۱: آن صندوق حمایت از محیطبانان و جنگلبانان که پیشنهاد دادم در چنین مواردی حضورش لازم است. بیشک حقوق محیطبان دربند قطع شده و خانواده بیگناهش در مضیقه هستند. آن صندوق اگر بود میتوانست کمکی بیدریغ و منت باشد برای آنان.
پینوشت۲: محمد درویش خبر داده است که به زودی صندوق حمایت از محیطبانان و جنگلبانان کارش را آغاز خواهد کرد.