انتخابات مجلس هشتم نزديك است. تب‌وتاب ناشي از آن نيز در رسانه تقريبا ملي بيش از هر زمان ديگري ديده و شنيده مي‌شود. در وبلاگ‌ها و سايت‌هاي مختلف نيز بحث بر سر شركت كردن و شركت نكردن در اين انتخابات است. حتي وبلاگ‌هايي كه از محيط‌زيست مطالبي را به نمايش مي‌گذارند اما اين بار نيز آن چه كمتر مورد توجه قرار گرفته است «محيط‌زيست» است. كانديداها در تمامي انتخابات كمترين توجه را به اين مقوله داشته‌اند. در واقع واژه محيط‌زيست براي خيل عظيمي از مردم يادآور سازماني است كه بي‌دليل و با دليل مقابل فعاليت‌هايي ايستاده است. حال آن كه معناي فراگير آن هميشه مغفول بوده و كمتر به اهميت آن پرداخته شده است. براي اكثر كانديداها در تمامي انتخابات انجام شده در كشور، مسائل ديگر نظير اشتغال، اقتصاد، فرهنگ، هنر، توسعه و آباداني مهمتر از محيط‌زيست بوده است حال آن كه اساس هر پيشرفتي در هر زمينه‌اي محيط‌زيست است.

عدم توجه به محيط‌زيست در افرادي كه كانديدا مي‌شوند در هر حزب و دسته و گروه را مي‌توان تاسف‌بار تلقي كرد. به عبارت ديگر، گروهي كه قرار است نقشي جدي در سرنوشت ملت داشته باشند از اصلي‌ترين ركن حيات، غافلند و دليل آن نيز روشن است. محيط‌زيست به عنوان يك علم كه با تمامي اقشار و گروه‌ها ارتباط دارد آن گونه كه بايد به جايگاه حقيقي خود دست نيافته است. آلودگي هوا در تهران و شايد آلودگي آب رودخانه‌ها مهمترين مسائلي بوده كه تصميم‌گيران و تصميم‌سازان به آن هر از گاهي واكنش نشان داده‌اند. در اين شرايط است كه لزوم آموزش براي آموزش‌دهندگان و سياست‌گزاران به ميان مي‌آيد. اما بسياري از اين افراد پس از آن كه خود را پشت ميز دلخواه يافتند و بر كرسي بزرگي تكيه زدند خود را فارغ از هر نوع آموزشي مي‌بينند و ز گهواره تا گور دانش جستن  و ياد يادگيري علم حتي در چين را از ياد مي‌برند.

محيط‌زيست هميشه غايب است؛ چه در برنامه‌هاي انتخاباتي و چه در برنامه‌هاي توسعه كشور. گاهي اين واژه از زبان برخي شنيده مي‌شود كه گويي براي دلخوشي ساده‌انديشان بوده است و بس.