آنگاه که جنوب پا جای پای شمال بگذارد
افزون بر سه میلیارد نفر از ساکنان کشورهای در حال توسعه ناگزیرند برای پختوپز از روشهایی سنتی (نظیر سوزاندن درختان یا فضولات دام) استفاده کنند، حدود یک میلیارد و 500 میلیون نفر در سراسر جهان از الکتریسته بیبهرهاند و میلیونها نفری که از برق استفاده میکنند توان پرداخت هزینههای آن را ندارند. آماری این چنین ساده، ابعادی به مراتب پیچیده و نگرانکننده دارد که گهگاه از نظرها پنهان میماند: مصرف مفرط داشتههای طبیعی و تخریب شتابان کره مسکون، راه را برای دستیابی به توسعه پایدار سد میکند.
شاید به همین دلیل مجمع عمومی سازمان ملل متحد سال 2012 را سال «انرژی پایدار برای همه» نامیده است. عبارتی آرمانگرایانه که قصد دارد توجه جهانیان را به نکتهای پراهمیت جلب کند؛ بدون انرژی با ثبات و در دسترس ِهمگان، دستیابی به توسعه پایدار، کاهش فقر و افزایش سطح رفاه و کیفیت زندگی رویایی بیتعبیر است. بدین ترتیب برای بقا و حیات چارهای جز بلعیدن طبیعت وجود ندارد و این چرخه باطل همچنان ادامه خواهد داشت.
انرژی پایدار در هزارتوی توسعه
نمونه بلعیدن مفرط طبیعت را میتوان در ایران مشاهده کرد. پس از اجرای طرح هدفمندی یارانههای انرژی، قطع درختان در جنگلهای غرب، شمال غرب و شمال کشور به شدت افزایش یافت. ساکنان این مناطق گرچه زبان آب و خاک و گیاه را میدانند و از عواقب تخریب جنگل و درخت و سبزینه به درستی آگاهند، اما برای کاهش مصرف نفت و گاز و نیز حفظ مبالغ یارانهها به عنوان پسانداز جز هجوم به منابع طبیعی چارهای پیشاروی خود نمیبینند. واقعیت این است که نمیتوان ساکنان آن نواحی را از قطع درختان منع کرد در حالی که گاه حتی همان سوخت فسیلی بدون یارانه نیز در دسترسشان نیست.

افزایش بهرهوری در استفاده از سوختهای فسیلی و نیز استفاده هر چه بیشتر از انرژیهای نو و تجدید شونده از راهحلهایی است که سازمان ملل هنگام نامگذاری سال 2012 به آنها اشاره کرده است. برای عملیاتی شدن این راهحلهای به ظاهر آسان باید از هزارتوهای پیچدرپیچ و خم اندر خم گذر کرد و تکنولوژی مورد نیاز را از کشورهای توسعه یافته (موسوم به شمال) به کشورهای در حال توسعه (معروف به جنوب) انتقال داد. گرفتاری زمانی مضاعف میشود که شماری از کارشناسان کشورهای در حال توسعه، مدعی شدند کاهش مصرف انرژیهای فسیلی، سیاستی است مهارکننده و سانسوری و تحمیلی از سوی جهان پیشرفته برای عقب نگاه داشتن کشورهای در حال توسعه. اوج این دیدگاه در اجلاس تغییرات اقلیمی کپنهاگ در سال 2009 نمایان شد. زمانی که انتشار نامههای یک موسسه تحقیقاتی در انگلستان نشان داد اطلاعات مربوط به تغییرات اقلیمی از سوی دانشمندان دستکاری شده است. انتشار این نامهها بزرگترین رسوایی علمی نسل حاضر را رقم زد و کلایمتگیت (climategate) نام گرفت.
با این حال، فقط کشورهای در حال توسعه نیستند که با اکراه در راستای کاهش مصرف انرژیهای فسیلی قدم برمیدارند. در آستانه سال 2012 -که سال غاییِ پیمان کیوتو برای کاهش تولید گازهای گلخانهای است- نه تنها آمریکا به عنوان مهمترین کشور مصرفکننده سوخت فسیلی و تولید کننده گازهای گلخانهای همچنان به این معاهده جهانی ملحق نشده که کانادا نیز به طور رسمی از همکاری در آن پیمان جهانی کنارهگیری کرده است. در چنین شرایطی است که شعار انرژی پایدار برای همه بیش از هر زمان دیگر فانتزی، پرطمطراق و آرمانگرایانه مینماید.
یک دهه نامگذاری نمادین
ظرف یک دهه گذشته، این هفتمین بار است که سازمان ملل با نامگذاری سال پیشرو، مسایل اثرگذار در حوزه محیطزیست را در کانون توجه جهانی قرار میدهد. اکوتوریسم، آب شیرین، بیابان و مهار بیابانزایی، سیاره زمین، تنوع زیستی و جنگلها عناوینی هستند که از سوی آن سازمان بینالمللی برای سالهای مختلف انتخاب شدهاند. آیا این نوع نامگذاریها باعث شده که اوضاع کره مسکون اندکی بهتر شود؟ آیا کشورهای مختلف برای چنان شعارها و هشدارهایی به اصطلاح تره خرد کردهاند؟ یا این که سازمان ملل ساز خود را میزند و کشورها هم مشغولند با شلتاق و منازعه بر سر بهرهبرداری بیشتر از منابع؟ تنها یک تحقیق همهجانبه و نه چندان دشوار میتواند به این پرسشها پاسخ دهد؛ تحقیقی که نتیجه آن با توجه به شرایط محیطزیست جهانی چندان شگفتآور نخواهد بود.
منتشر شده در وبسایت بیبیسی فارسی:
http://www.bbc.co.uk/persian/science/2012/01/120106_fr_sefa_khosravifard.shtml