آنچه دلاور میگوید و آنچه نمیگوید
دلاور نجفی حاجیپور همچنان از محیط طبیعی مینویسد و با کدگذاری نکاتی را عیان میکند که البته دردآور است و آه از نهاد خواننده بر میآورد. آخرین مطلبش درباره نگاه محیطزیستی استاندار سابق خراسان و گلستان است که اینک شدهاند رییس سازمان محیطزیست و قائم مقام آن.
اما ای کاش این علاقمند به حوزه اسبق فعالیتش برای همگان روشن میکرد که در فارس چه گذشت و وقتی برگشت چرا اجازه احداث جاده در پریشان صادر شده بود. خبر کوتاه است و البته لابهلای سیاهی کلماتی، متنی روشن و شفاف صورت خواننده پیگیر و علاقمند را چون سیلی نوازش میدهد.
در سبزپرس که البته تعریف و تمجیدهای معاون سابق محیط طبیعی چندان نصیبش نشده آمده است که مسعود باقرزاده کریمی، کارشناس مسئول تالابها گفته است: آقای دلاور نجفی، معاون وقت سازمان محیط زیست زمانی که به منطقه (یعنی پریشان) رفت با ساخت جاده بنابر شرایطی اعلام موافقت کردند و ما در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتیم.
معاون سابق محیططبیعی برای همگان روشن نکرده که آن شرایط چه بوده و لابد برای دوستداران توسعه نیز نگفته که در پارک ملی جادهسازی، خلاف نص صریح قانون است. بیتردید او اعتراض و تجمع گروهی مقابل سازمان محیطزیست که دلنگرانِ پریشان بودهاند را به خاطر دارد و البته وعدههایی که داد و هیچگاه عملی نشد.

به هرحال روشنگری دلاور نجفی حاجیپور هم جالب است و هم در نوع خود بینظیر. اما زمانی میتوان صداقت او را به تمامی باور کرد که کاستیهای دوران مدیریتی خود را نیز عیان بگوید. تشریح کند که چرا انتشار خبر یوز در بیبیسی و سیانان را مذمت میکرد، چرا اتهام ناراستی به خبرنگاری زد که با او گفتوگو کرده و گفته بود که میخواهد تمام پروژههای زیستمحیطی را تعطیل کند، بگوید چه الطافی به خبرنویس یکی از خبرگزاریها داشت که برایش وبلاگ راهاندازی کرد و الخ...
مدیریت محیطزیست در ایران اسلامی، معجون در هم جوشِ غریبی است که تفسیر و تعبیر آن به سهولت انجام نمیشود. به هر حال نباید تعجب کرد اگر روزی کسی بر مسند مدیریت محیطزیست تکیه زند که در طیاره و در راه برگشت از آفریقا، نماز سر وقت میخواند (که البته معلوم نیست چنین کاری مفهوم ریا میدهد یا نه؟) و یا در همان سفر دو هفتهای به دروغ اعلام کرده بود که گیاهخوار است. نگارنده از رسیدن چنان روزی تعجب نخواهد کرد.