درويش حق سکوت کردن ندارد، دارد؟
مهار بیابانزایی به محاق رفت، نویسندهاش دلگیر شد و اعلام کرده دیگر نمینویسد. محمد درویش که همواره همگان را تشویق به نوشتن میکرد اینک پا پس کشیده است. دلیل چنین سکوت به اجبار یا به اختیار او میتواند سردی وبلاگستان سبز را مضاعف کند. بسیاری او را الگو قرار میدادند و میدهند برای اطلاعرسانی و نوشتن و به اشتراک گذاشتن دانستههایشان در حوزه محیطزیست. شماری حتی او را «استاد» خطاب کرده و میکنند. برای همین درویش حق ندارد پا پس بکشد، دارد؟
نگارنده با شماری از نگرشهای نویسنده مهار بیابانزایی موافق نبوده و نیست که مهمترین آن روش تعامل با شکار و شکارچی بود و هست. همچنان معتقدم با نسخه تجویزی درویش و رفقا کار به سامان نمیشود. همچنین نویسنده این سطور، بسیاری از فعالیتهای درویش در حوزه رسانه را در خور او و مخاطبانش نمیداند که از آن جمله میتوان به همکاری با رسانه دروغپرداز دویچهوله، گفتگو با روزنامه جوان/کیهان، مصاحبه و همکاری با صدا و سیمای نیرنگستان اهورایی اشاره کرد. او البته برای تمامی این فعالیتها توجیهی درخور دارد: باید به همه ابزار متوسل شد برای آموزش و اطلاعرسانی در حوره محیطزیست! اما این هدف، قادر نیست وسیله دستیابی به آن را توجیه کند.
پرکاری درویش در ارتباط با نوشتن که پیش از سال «همت مضاعف» آغاز شده بود نیز از نکات قابل تامل کارنامه اوست. اکثر پستهای او در روزهای هفته از صبح تا ساعت پنج و شش عصر نشانه تعهد نویسنده مهاربیابانزایی و حساسیت او به محیطزیست است اما بد نیست گاهی هم متوجه بود که «سخن کم گوی تا در کار گیرند/که از بسیار بد بسیار گیرند.»
شاید به همین دلیلِ بسیار نوشتن، ناخواسته واژگانی کنار هم قرار گرفته که به مذاق عدهای خوش نیامده است و همین امر سبب شده مهار بیابانزایی به محاق برود. اما مهاربیابانزایی فقط متعلق به درویش نیست.
اختلاف دیدگاه نگارنده با محمد درویش شاید تا سالیان سال ادامه داشته باشد، اما به محاق رفتن رسانهای قابل اعتماد در حوزه محیطزیست که تنها روی شاخ یک نفر میچرخد، هر فرد علاقمند به محیطزیست را متاثر میکند. درویش بارها سعی کرد دلسردی را از وبلاگستان سبز بزداید، حالا خود به چنین احساسی دچار شده، نشده؟
درویش حق چنین کاری را ندارد. دارد؟ یک بار برایم نوشته بود که اگر اروندش بعدها پرسید برای محیطزیست وطن چه کرده مهار بیابانزایی را نشانش خواهد داد (نقل به مضمون). اگر بعدها اروند بپرسد که پدرش برای یک اخم و پشت چشم نازک کردن، چرا این چنین پا پش کشیده، چه جوابی خواهد داشت؟
کسی باید به درویش بگوید، مهار بیابانزایی دیگر متعلق به شخص او نیست. متعلق به کسانی است که همواره خواننده مطالبش بودند و او حق سکوت کردن ندارد. دارد؟
