قلب حقيقت و غريبگي با ولينعمتان
حدود يك ماه است جنگلهاي گلستان در آتش جهل ميسوزد. بيش از يك هفته از حريق جنگلهاي ابر ميگذرد، وضعيت مشابه مرتب در غرب كشور رخ ميدهد. آلودگي بيسابقه هواي تهران، نفس شهروندان را به شماره انداخته است. به بهانه راهسازي، بخشي از باغ 35 هكتاري گياهشناسي نوشهر را نابود كردهاند. درياچه اروميه در آستانه نابودي كامل گرفته، پارك ملي كوير براي اكتشاف نفت به دوستداران توسعه واگذار شده و عكس يك پلنگ مرده بالاي دكل فشار قوي برق در بسياري از رسانهها انتشار يافته است. لاشه يوزپلنگي شكار شده مقابل اداره كل محيطزيست يزد پيدا شده است اخبار ناگوار همچنان در حوزه محيطزيست و منابع طبيعي كشور ادامه دارد و گويي پايانناپذيرند.
در چنين شرايطي آيا ميتوان سكوت كرد و يا آن گونه كه روساي سازمان جنگلها و مراتع و محيطزيست از خبرنگاران خواستهاند فقط اخبار خوش را بازتاب داد؟ چندي پيش محمد محمديزاده رييس سازمان محيطزيست در نشست صميمي با خبرنگاران از آنان خواسته بود، اخباري را كه موجب تاثر و تاسف شهروندان ميشود منتشر نكنند و مطالب آرامشبخش و اميدواركننده بنويسند. اندكي بعد علي سلاجقه، رييس سازمان جنگلها و مراتع و آبخيزداري نيز خواسته مشابهي را مطرح و اضافه كرد كه بهتر است خبرنگاران از توانمنديهاي سازمان متبوعش بيشتر بنويسند. دعوت از خبرنگاران براي انتشار اخبار خوش قلب واقعيت نيست و آيا نميتوان آن را تشويش اذهان عمومي ناميد؟

درخواست عجيب اين دو مدير را ميتوان نمونه و منحصر به فرد تلقي كرد. خبرنگاران مسولند واقعيت را همان گونه كه رخ داده گزارش كنند بيكم و كاست، و البته بدون جانبداري. انتشار اخبار غيرواقعي يا غلو كردن در وجوه مختلف يك رويداد، لغزشي است كه بسياري از دستاندركاران حوزه رسانه آن را نابخشودني ميدانند. چنان لغزشي، گناهي نابخشودني است چون پنهان كردن واقعيت يا اغراق در گزارش گمراهي مخاطباني را به بار ميآورد كه به گفته امام راحل ولينعمتان حكومت هستند. خبرنگاران به عامه مردم اطلاع ميرسانند و نظرات عامه را به کساني که در راس قدرت قرار دارند منتقل ميکنند. اينان از مهارت و دانش خود براي مطرح كردن پرسشهاي هوشمندانه به منظور كشف اطلاعات هر چه بيشتر در مورد يك ماجرا بهره ميبرند. برخي از رسانهها به عنوان رکن چهارم جامعه دموکراتيک ياد ميکنند و آن را در كنار سه قوه مجريه، مقننه و قضائيه قرار ميدهند كه نقشي نظارتي دارد.

درخواست نشر اخبار خوش را ميتوان به معني عدم انتشار اخبار ناخوشايند در حوزه محيطزيست تعبير كرد. مديران محيطزيست و منابع طبيعي مرزهاي پرگهر به جاي آن كه پاسخگوي سوالهاي مردم باشند كه از زبان خبرنگاران پرسيده ميشود، در عوض از اين گروه ميخواهند گزارشها را طوري تنظيم كنند كه مورد پسندشان است. غافل از اين كه رسانه، سازمان تحت امرشان و خبرنگاران، كارمندشان نيستند.
مدتي پس از بيان آن خواسته عجيبي، جشنواره رسانه و محيطزيست بر پا شد و بخش كثيري از روزنامهنگاران تخصصي حوزه محيطزيست و وبلاگنويسان تازه كار از تقسيم جوايز بينصيب نماندند؛ چنين مراسمي را ميتوان جلب رضايت همگاني براي اجابت احتمالي آن درخواست عجيب تعبير كرد.
اخبار خوشايند مديران محيطزيست و منابع طبيعي در يك سال گذشته چه بوده است؟ شايد خبر عوامپسندانه و مضحك آبپاشي آسمان تهران به منظور كاهش آلودگي هوا، كاشت درخت و وعده سرخرمنِ خريد ناوگان هوايي براي مقابله با آتش عرصههاي طبيعي توسط رييس سازمان جنگلها تنها اخباري باشد كه اين مدت منتشر شده و مورد پسند و علاقه مديران اين حوزه است.
در روزگاري كه وقايع خوشايند و اخبار مربوط به آن در حكم كيميا و مديريت عرصههاي طبيعي و محيطزيست شهري بدون همياري و همكاري مردم ناممكن است، غريبه دانستن ولينعمتاني كه بايد به كمك آنان براي برونرفت وضع موجود اقدام كرد علاجي براي زخمهاي كهنه و تازه محيطزيست نيست. اتكا به روشهاي سنتي و نگاه از بالا در جهان امروز نميتواند در مديريت يك عرصه چارهساز باشد. اگر براي مديريت محيطزيست در بخشهاي خرد و كلان نگاهي توام با دلسوزي و علاقه وجود داشته باشد، اطلاعرساني و دريافت مشاوره و كمك مردم تنها راه بهبود شرايط موجود است. دردي كه به جان محيطزيست ايران در هر گوشه و كنار آن افتاده، با غريبه دانستن مردم درمان نميشود.
منتشر شده در خبرآنلاين.