مشاهدات يك ايراني در مالزي 8
نشريات فارسي و جشنواره عكس در گوشهاي از استوا
بازار انتشار مجلههاي فارسيزبان كه بايد بر اساس قوانين مالزي غير سياسي باشند در اين سرزمين گرم و استوايي به شدت داغ است. هر از چند گاهي عنواني جديد كنار عنوانهاي قديميتر قرار ميگيرد و بعد از يكي دو شماره ديگر نميتوان اثري از آنها پيدا كرد. چندي پيش دوست خبرنگاري تعريف ميكرد موقع قدم زدن در مركز خريد مشهور كوالالامپور، يكي از صرافان ايراني و شناخته شده مالزي را ديده كه از او درباره راهاندازي يك مجله فارسيزبان و هزينههاي آن سوال كرده است. صراف يك راست رفته سر اصل مطلب؛ چقدر خرج دارد يك مجله راهاندازي شود؟
بسياري ميپندارند راهاندازي مجله و نشريه آن هم به زبان فارسي كار دشواري نيست؛ از يك سو، با درج آگهي ميتوان هزينهها را پوشش داد و سودي به جيب زد. از طرف ديگر، چند مطلب و عكس كنار هم قرار ميگيرد، متن آماده شده به چاپخانه ميرود، چند ساعت بعد مجلهاي رنگي دست مخاطب است، و تمام! وقتي موضوع نوشتن نيز به ميان كشيده ميشود كه دردسرهاي خود را دارد و كار سادهاي نيست، شماري ادعا ميكنند از دوران مشق و مدرسه و دبستان مينوشتهاند، پس لابد نويسندهاند و بالاخره زبان همه ما فارسي است. جالب اين كه چنين مدعياني، خود را مثلا نقاش معرفي نميكنند كه در عنفوان طفوليت ديوارهاي خانه را خط خطي ميكردند.
امروز در اين سرزمين استوايي هفت-هشت نشريه رايگانِ فارسيزبان تقريبا به صورت منظم در دسترس هموطنان مالزينشين قرار ميگيرد. بيشتر آنها مملو از تبليغات است و شكل و شمايلي نظير پيكبرتر دارند كه در ايران منتشر و مجاني توزيع ميشود. محتواي اكثر اين نشريات نيز مطالبي گزينش شده از اينترنت است كه گاه به صورت فلهاي براي بسياري ايميل ميشود. شايد دشوارترين كارِ گردانندگانِ اين نشريات انتخاب مطالب رسيده به صندوقهاي پست الكترونيكيشان باشد. اما تمام نشريات فارسيزبان از اين قاعده پيروي نميكنند. مجلهاي در مالزي منتشر ميشود كه هم هيئت تحريريه دارد و هم ميزان آگهيهايش در مقايسه با ساير مجلات كمتر است. هر شماره سوژهاي را دستمايه قرار ميدهد و بخش عمده مطالب حول و حوش آن سوژه تهيه ميشود. معلوم نيست چرا نام مونوريل را براي آن انتخاب كردهاند. لابهلاي خطوط سرمقاله شماره اول اين مجله تلاش مذبوحانهاي صورت گرفته تا اين نامگذاري توجيه شود. در اين سرمقاله آمده است: «...اما مونوريل چطور از ميان خيابانها ميگذرد؛ چطور ميآيد و ميرود و در بين ماست. اين همان است كه مونوريل را مونوريل ميكند. از راهي به راهي ديگر و از جايي به جاي ديگر. آدمها در اين راه كوتاه همسفر و همدل ميشوند. مونوريل ميآيد و ميرود و هست...»

اين روزها تبليغهايي ديده ميشود كه مونوريل قصد راه اندازي جشنواره عكس را دارد. در خبري كه به اين مناسبت منتشر شده آمده است شركت براي عموم آزاد است، فقط موضوع عكسها بايد مالزي باشد. از ميان آثار ارسالي 25 عكس به مدت چهار هفته در پنج رستوران و كافيشاپ ايراني به نمايش در ميآيد و به صاحبان عكسهاي برگزيده نيز جوايزي تعلق ميگيرد.
برخي هموطنان غيور و البته خارج از صحنه به اين جشنواره عكس نگاهي پر از شك و ترديد دارند كه البته بايد دلايل آن را جاي ديگري ريشهيابي كرد. يكي از خوانندگان مونوريل در صفحه فيسبوك اين مجله نوشته است: «نخستین جشنواره عکس منوریل!! این هم روش خوبی واسه جمع کردن عکس بصورت رایگان بدون پرداخت هیچگونه وجهی .. واقعا منوریلیها آدمهای زرنگ و موقعیتشناسی هستند.... اینجوری هم خوراک مجلتون درمیاد که دیگه پول کپیرایت و خرید عکس نمیدید ، هم دو تا برگه میدید دست چهارتا بچه که مثلا ازتون تقدیر کردیم... اونا هم کیف میکنن... اونوقت حق استفاده از عکسها برا خودتون .. چه صفایی خواهید کرد... میگن هیچ گربهای محض رضای خدا موش نمیگیره اینه. در هر حال موفق باشید و حالشو ببرید این مردم که از همه طرف دارن میخورن شما هم روش.» گردانندگان صفحه فيسبوك مجله هم به اين اظهار نظر جواب دادهاند و نوشتهاند كه حق مولف را مونوريل همواره رعايت كرده است.
نگاه توام با شك و سوظن را ميتوان يك ويژگي فرهنگي تلقي كرد كه كموبيش ايرانيان به آن دچار شدهاند. بسياري از هموطنان كه براي تحصيل يا كار قصد عزيمت از كشور را دارند با اين جمله روبهرو ميشوند كه «تا حد امكان از ايرونيها فاصله بگير!» در اين ميان كمتر كسي ميگويد با همدلي و شنيدن صداهاي مخالف ميتوان رنگ خاكستري آينده را زدود. اينجا در مالزي، مالاييها، چينيها، هنديها، ويتناميها و حتي عربها در كارهاي گروهي چنان تشريك مساعي دارند كه چون پيكري واحد براي مثلا يك كار كلاسي يا جشني دست به دست هم ميدهند. روش و منشي كه كمتر در ميان هموطنان سرزمين آريايي اسلامي خودمان ديده ميشود و البته تاسفبار است.
منتشر شده در خبرآنلاين.