حفاظت از منابع طبيعي اين روزها با پرسش‌هاي جديدي روبه‌روست؛ آيا لازم است به هر قيمتي از طبيعت پاسداري و از دگرگوني آن جلوگيري كرد؟ اين كار آيا دست‌اندازي در نظام تكامل نيست؟

اين قبيل پرسش‌ها معمولا از جانب افرادي ابراز مي‌شود كه حفظ محيط‌زيست در كشور‌هاي‌شان با كمترين چالش‌ها روبه‌روست و به قول مشهور، نفس‌شان از جاي گرم در مي‌آيد. در سرزمين‌هايي نظير ايران، حفاظت از داشته‌هاي تاريخي و فرهنگي كه با هويت و تمدن ساكنان آنها در ارتباط است دردسرهاي عظيمي پيش‌رو دارد چه رسد به منابع طبيعي و محيط‌زيست. وقتي اشياي تمدن باستاني جيرفت به طرفه‌العيني چپو مي‌شود انتظار گزافي است كه چپوگران و شركا، نگران مثلا دلفين و نهنگ و يوز يا كهور و بلوط و كِيكُم باشند.

در چنين جغرافيايي حتي آسفالت كردن نماد ايران‌زمين به بهانه توسعه، خدمتگزاري نام مي‌گيرد. تماشاي آتشفشان خاموش دماوند براي غيركوهنوردانِ سواره به اندازه كوهنوردان پيادهْ جذاب است. اما جذابيت غنائمي كه فتح دماوند به بركت ساخت جاده، نصيب برخورداران مي‌كند قابل مقايسه با تلقي و تفكر آن دو گروه نيست. احداث جاده در دلِ اين غول سپيد پاي دربند يكي از اخبار تصرف و مصرف طبيعت ايران است كه هر از گاهي مورد توجه رسانه‌ها قرار مي‌گيرد، عده‌اي انتقاد و شماري از آن دفاع مي‌كنند، بعد تب و تاب آن فرو مي‌افتاد و پس از مدتي دوباره ماجرا تكرار مي‌شود. اين سناريو براي احداث جاده در جنگل ابر نيز كمابيش تكرار شد و سرانجام پس از انفعالِ به اصطلاحْ فعالانِ محيط‌زيستي، توسعه‌طلبان با در دست داشتن توصيه‌نامه و توجيه و دستور از بالا خواست خود را با جديت بيشتري دنبال كردند.

اخبار ناگوار اين روزها در حوزه محيط‌زيست تنها به دماوند محدود نمي‌شود. دو نهنگ مرده در آب‌هاي خليج فارس حوالي بوشهر پيدا شدند و همچنان دلايل مرگ آنها نامعلوم است. مصاحبه يكي از مسولان نيز گره از كار فروبسته اين ماجرا باز نكرده است. معاون محيط‌دريايي سازمان محيط‌زيست گفته اگر پستانداران دريايي به صورت دسته جمعي بميرند، مر‌گ‌شان دليل مشخصي دارد. نيازي به حافظه تاريخي و جست‌وجو در متون كهن نيست. مهر و آبان 86 يك بار در ساحل جاسك و بار ديگر در فاصله 60 كيلومتري آن مجموعاً 151 دلفين مرده پيدا شدند. آن زمان انگشت اتهام نخست سوي آلودگي خليج فارس نشانه رفت اما به سرعت فراموش شد. بين سازمان محيط‌زيست و شيلات اختلاف نظر بالا گرفت. محيط‌زيست عقيده داشت صيد صنعتي و غير مجاز دليل اصلي مرگ بوده و شيلات، گمان‌هايي ديگر را به ميان كشيد كه دلفين‌ها جاسوس بوده‌اند يا به مرگ ويروسي مرده‌اند.


 كارشناسي از اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي (IUCN) به ايران دعوت شد. پروفسور آنتونيو فرناندز متخصص بيماري‌ها و مرگ‌و‌مير پستانداران دريايي و دلفين‌ها نتايج بررسي‌هاي انجام شده در خصوص علت مرگ و مير 79 دلفين در دوم مهرماه 86 را بي‌هيچ شك و شبهه‌اي صيد صنعتي اعلام کرد.

كارشناسان شيلات در پاسخ به اين اظهار نظر، ادعايي عجيب را مطرح كردند و گفتند دليل شكستگي پوزه و جمجمه دلفين‌ها، شترهايي بودند كه گوشت دلفين مي‌خورند. پس از آن كارگروهي تشكيل شد و اعضا سونارهاي نيروي دريايي آمريكا را متهم اصلي معرفي كردند. اما در اين تصميم جمعي دو موضوع مغفول ماند؛ اول، سونار نيروي دريايي آمريكا سال‌ها وجود داشته و دوم، شكستگي‌ها را در مرگ گروه نخست توجيه نمي‌كرد. مگر آن كه موضوع  با اندكي تخيل درآميزد و تصور شود سربازانِ آمريكاييِ بي‌كار براي ايز گم كردن سر و پوزه دلفين‌ها را شكسته‌اند تا همگان صيد صنعتي را متهم بدانند! فاسد بودن جنازه دلفين‌هاي گروه دوم كه دچار مرگ دسته جمعي شدند عاملي بود تا اصل موضوع روشن نشود. شايد سونارهاي زير آب در مرگ گروه دوم دلفين‌ها نقش داشته‌اند اما اين كه از سيستم آمريكايي بوده يا غير آمريكايي نيز مي‌تواند عنوانِ مكاشفه‌اي ديگر باشد.

بر خلاف نظر معاون محيط‌دريايي سازمان محيط‌زيست كه اعلام كرده مرگ دسته جمعي پستاندارن دريايي دلايل مشخصي دارد و آسان‌تر مي‌توان اين دلايل را بررسي كرد، در سال 86 بين علماي اين حوزه از دانش اختلاف افتاد. اما در نهايت اجماع صورت گرفت و در يك حركت منسجم كل موضوع به فراموشي سپرده شد.

جاده‌كشي در جنگل ابر و دلايل مرگ و مير دلفين‌ها به يك جا ختم شد: سكوت دوستداران طبيعت و انفعال آنها پس از مدتي پيگيري. بعيد است آسفالت كردن اندام آن غول سپيد پاي دربند (دماوند) و روشن شدن دليل مرگ دو نهنگ در آب‌هاي بوشهر سرانجام متفاوتي با نمونه‌هاي مشابه خود داشته باشند. اگر در سرزمين‌هاي ديگر حفاظتِ صرف، مترادف با دخالت در سير طبيعي تكامل است در ايران حفاظت از طبيعت به معناي جلوگيري از چپو و چپاول و تارج ميراث طبيعي است.


منتشر شده در خبرآنلاين.