صدوق، صداقت، سابقه
مثلي كهنه است كه آزموده را آزمودن خطاست. اين گزاره همچنان در سرزمين ما كاربردي ندارد. اختراع دوباره چرخ شوكآور و تاسفبار است اما هر بعيدي درون مرزهاي پرگهر محقق ميشود. چندي پيش محمدباقر صدوق در مصاحبهاي گفته بود كه در سازمان عريض و طويل محيطزيست به پروژههايي مانند احياي ببرمازندران يا شيرايراني به چشم يك تجربه نگاه ميشود و ممكن است اين پروژهها موفق باشد يا نباشد كه زمان 10 تا 15 ساله اين موفقيت يا شكست را اثبات ميكند. سالها تجربه و مطالعه ديگران يعني كشك! به دست توانگر خودمان چرخ ميسازيم و به زور هم كه شده ببر را احيا ميكنيم. گيريم كه همچنان در حبسِوحشِ ارم باشند بدون آيندهاي روشن.
در مقايسه با عمر زمين البته 10-15 سال عمر درازي نيست اما اين زمان تقريبا سه چهارم عمر شير و ببر در اسارت است. افاضات دكتر چونان اوامر مطاع است كه عندالاقتضا بايد اجرا شود. غافل از اين كه عمر جانوران بيچاره كفاف نميدهد دستورهاي پشت ميز دكتر را عملي كنند.

عجيبتر اين كه رسانههاي مستقل و وابسته و تخصصي محيط زيست و متخصصان امور حيات وحش و بيابان و خاك و آب و آدم و باد و ريزگرد و تالاب و جنگل و دريا و كوهستان به آهستگي از كنار سخنان نغز و گهربار دكتر گذشتند كه مبادا آب از آب تكان بخورد و مورد غضب او واقع شوند. چندي پيش نگارنده يادداشتي به سبزپرس ارسال كرد. همكاري در آن تارنما خبر آورد، يادداشت بايد تعديل شود. چون ممكن است به آقاي دكتر «بر» بخورد. نقل به مضمون آن گفت وگوي نوشتاري چنين ادامه يافت كه بايد ملاحظاتي را در نظر گرفت. او به اين پرسش كه مگر شما براي دكتر كار ميكنيد و اساسا چه كسي چنين نظري داده گفت: دبير تحريريه، آقاي علي شفيعي. و باز در پرسوجوي بيشتر روشن شد دبير معزز سابقه چنداني در مطبوعات و رسانه نداشته در عوض در تشكلهاي مردم نهاد، بسبسيار فعال بوده است. خبرآنلاين آن يادداشت را بدون سانسور منتشر كرد و سبزپرس از چنين اقدامي تن زد. اين كه رسانهاي مطلب وارده را منتشر كند يا نه، البته همواره حق با مسولان رسانه است اما اين كه به خاطر رعايت ملاحظاتي (!) و حفظ مصلحت، تيغ سانسور را آخته ميكنند نكته قابل تاملي است و نشان از استقلال و صداقت رسانه ندارد.

در حياتوحش واژه (Grooming) معنايي ميدهد كه در فارسي معادل آن بايد ساخته شود. معني سر راست آن كلمه اين است: پشتم را بخاران تا پشتت را بخوارانم. اين رفتار در بسياري جانوران ديده ميشود مثال بارز آن نخستيها هستند كه يكديگر را ميجورند و به ازاله انگلها ميپردازند. وقتي مطلبي منتشر نميشود فقط به اين دليل كه دكتر ممكن است رو ترش كند لابد دكتر هم هواي كار را دارد كه چهره رفقا در هم نرود.
نگارنده جزو نخستين كساني بود كه اشغال شدن صندلي معاونت محيططبيعي در سازمان محيطزيست توسط محمد باقر صدق را به فال نيك گرفت. بالاخره بعد از سالها دردآشنايي اين پست را احراز ميكرد. همان زمان صاحب اين قلم/كيبورد در مصاحبهاي تاكيد كرد با يك گل بهار نميآيد. افسوس و دريغ فقط از نيامدن بهار نيست، خزان پرغبار قصد عزيمت ندارد.
در صحبت با دوستان دور و نزديك به بيماري معاون محيط طبيعي اشاره ميشود و اين كه نميخواهد كسي از او آزرده و ناراضي باشد تا ملائك، عقوبتي سخت دشوار را به حسابش ننويسند. عذر بدتر از گناهي كه بيشتر به معني تخريب گذشته درخشان اوست. اگر كسي نميتواند منشا خيري باشد، دست كم حفظ آبرو كند و همان سابقه قابل اعتناي پيشين را محفوظ بدارد. خوانندهاي كه شاهماهي موسيقي پاپ ايران لقب گرفته سالها سكوت كرد و در ذهن مخاطبانش به شكل اسطورهاي تمام قد نقش بست. بعد از بيست و چند سال روي صحنه رفت، خواند و همه ديدند گرد پيري چه بلايي است. اما سيماي اسطورهاي او زماني شكست كه با آهنگهاي ضعيف و ترانههايي ضعيفتر چهرهاي كاسبكارانه از خود به نمايش گذاشت.
دكتر در مصاحبهاش از نياز سازمان حفاظت محيطزيست به سه هزار محيطبان خبر داده و گفته است حد نرمال جهاني براي نگهداري از مناطق حفاظت شده بين يك هزار تا يك هزار و 500 هكتار براي هر محيطبان است كه در حال حاضر ما با اين حد نرمال بسيار فاصله داريم.
چه خبر خوشي! اما همچنان بهتر است دكتر عزيز، قاچ زين را بچسبد و با پاسخ به اين پرسش از تاختنِ صرفنظر كند كه محيطبانهاي پروژه يوز سر وقت حقوق ميگيرند؟ ساير محيطبانها جيره خوراك و پوشاك و پوتين و بنزين را دريافت ميكنند؟ آيا آنان كه هم اكنون شاغلند در اين شغل شريف، انگيزهاي برايشان باقي مانده است؟
مصاحبههاي جنجالي و گاه صادقانه معاون طبيعي و اظهاراتش درباره سدسازي و تخريبهاي سازمانيافته محيطزيست سوت و كف زدن شماري از ناظران را به دنبال دارد. اما همين ناظران با نگاهي دقيقتر پرسشهايي از دكتر دارند. از همان موضوعهايي كه گاه سلف او دلاور نجفي حاجيپور نيز به آن اشاره ميكند. آيا دكتر كه در فكر باقيات و صالحات است براي عدم رنجش اين عده و راضي نگه داشتنشان پاسخهايي سر راست ميدهد؟