مشاهدات يك ايراني در مالزي
مالزي سرزمين عجيبي است. گوناگوني در همه جا ديده ميشود؛ طبيعت شگفتانگيزش همان قدر متنوع است كه زندگي مردمانش. سه نژاد مختلف مالايي، چيني و هندي در اين كشور زندگي ميكنند. مردماني كه ممكن است مسلمان، بودايي، مسيحي يا هندو باشند با اين حال اسلام دين رسمي اين كشور شناخته ميشود. جز اعتراضاتي كه گاه و بيگاه افراطيون مسبب آن هستند، آرامش و صلح ميان مردم احساس ميشود. در اين بين گفتوگو با مردم كوچه از واقعيتي پنهان پرده بر ميدارد؛ مسلمانان مالايي از تسهيلات و امكانات بيشتري در ميان 25 ميليون نفر ساكن اين كشور برخوردارند.
سيستم حكومتي آن پادشاهي مشروطه است و بخش عمده اداره كشور به عهده مالاييهاي مسلمان است اما چينيهايِ بودايي اقتصاد و بازار را در دست دارند. صنعت نفتوگاز به عنوان نخستين منبع درآمد اين كشور شناخته ميشد اما دو سه سالي است كه توريسم جاي آن را گرفته و براي تمام سليقههاي گردشگري ميتوان جاذبهاي در اين كشور پيدا كرد.
مالزي پيشتر تحت استثمار انگليس اداره ميشد تا اين كه در 31 اگوست 1957 اعلام استقلال كرد. به همين دليل هر سال 31 آگوست هم تعطيل رسمي است و هم مراسم جشن و شادي برگزار ميشود. شادي حضور برجسته و پررنگي در زندگي مردم اين كشور دارد. جشنوارهها و نمايشگاههاي مختلف بهانهاي است براي شادي كردن و شاد زيستن. حتي از رنگهاي متنوع لباسها هم ميتوان اين سرخوشي و شادابي را احساس كرد.
كوالالامپور عنوان پايتخت كشور را يدك ميكشد اما مراكز اداري و دولتي به شهري به نام پوتراجايا منتقل شده است؛ شهري كه پايتخت اداري ناميده ميشود. مالزي حتي بر روي نقشه نيز كشوري عجيب است. شامل دو تكه جدا از هم شبيه شاخ كه ميان آن درياي چين قرار گرفته است. اين دو تكه را بخش شرقي (صبا و ساراواك) و بخش غربي (شبه جزيره) مالزي ميگويند.
مالزي كشوري در حال توسعه است و گامهاي بلندي براي پيشرفت ميدارد. همين شتاب باعث شده ظرف دو دهه بيش از 40 درصد از جنگلهاي خود را نابود كند. به نظر ميرسد روندي كه اين كشور براي ساختمانسازي و احداث مراكز خريد پيش گرفته، توسعه شهرنشيني و كوچ دادن روستاييان به شهر را دنبال داشته باشد.

آب و هوای گرم و مرطوب مناطق حاره، درجه حرارت بین ۲۱ تا ۳۲ درجه سانتیگراد و ریزش باران بین دو هزار تا دو هزار و 500 میلیمتر درسال از خصوصیات آب و هوایی اين سرزمين گرمسيري است. با اين همه هوا در ارتفاعات و حتي تپهاي نه چندان مرتفع دلپذير ميشود. ورود به جنگلهاي انبوه آن به راحتي امكانپذير نيست. تراكم پوشش گياهي و لغزنده بودن زمين تردد را در اين مناطق دشوار ميكند. ببر يكي از گونههاي مورد توجه ساكنان اين كشور است كه در نشانهاي رسمي بعضي سازمانهاي دولتي و شركتهاي خصوصي ديده ميشود. برخي گزارشها نشان ميدهد كه حدود 300 قلاده ببر در اين سرزمين زندگي ميكند و برنامههايي براي حفاظت آن به مورد اجرا گذاشته ميشود. اما چگونه ميتوان به آينده اين برنامهها اميدوار بود وقتي از يك طرف جنگلها نابود ميشود و از طرف ديگر برنامه حفاظتي به اجرا در ميآيد؟
چند سالي است كه شمار ايرانيان در مالزي افزايش يافته است. گرچه آمار دقيقي در دست نيست اما گفته ميشود بيش از 50 هزار ايراني در اين سرزمين زندگي ميكنند و ايرانيان دانشجو بيش از 5 هزار نفر هستند. طرح «خانه دوم من مالزي» از ديگر ترفندهايي است كه سرمايهگذاري را به اين كشور ميكشاند. اين طرح به شهروندان كشورهاي ديگر امكان مي دهد تا بتوانند با همسر و فرزندان خود براي اقامت به مالزي سفر كنند. متقاضيان موفق، ابتدا يك دوره ويزاي 10 ساله ميگيرند كه بر اساس مدت اعتبار گذرنامه افراد قابل تمديد است. اين اقامت به صورت خودکار قابل تمديد بوده و مزايايي نظير خريد خودرو با تخفيف ، اخذ و وام مسکن جهت خريد آپارتمان ، خانه ، مغازه و يا ساير املاك تا حدود 70 درصد ( و یا بیشتر ) و بيمه درماني را پوشش داده و همچنين امکان سرمايهگذاري ، تاسيس و ثبت شرکت را در اختيار متقاضيان قرار ميدهد. طرح «مالزي خانه دوم من» از سال 2002 ميلادي معرفي شده است. تاکنون بيشترين خارجيهايي که براي اين برنامه اقدام کردهاند شهروندان انگلستان، بنگلادش، آمريکا ، اسکانديناوي، کره جنوبی، ژاپن و کشورهای عربي و ايران بودهاند.
آنچه رفت نگاهي بود گذرا به مالزي؛ كشور دوست، برادر و مسلماني كه مدتي است بيش از گذشته مورد توجه ايرانيان قرار گرفته است چه براي سفر و چه براي اقامت. زندگي در اين سرزمين گرمسيري به دليل ويژگيهايش شايد شبيه به هيچ كجاي دنيا نباشد. در قسمتهاي بعد تجربههاي يك ايراني از زندگي كردن در مالزي به اشتراك گذاشته ميشود؛ شاديها و غمها، ترديدها و اميدها از تحصيل و زندگي در مالزي فرصتي را براي ديگران به وجود ميآورد تا آزموده را دوباره به بوته آزمايش نكشانند.
پينوشت: قرار است از اين هفته، يك گزارش كوتاه با سوژه مالزي بنويسم براي خبرآنلاين. البته اگر پيشامد مهمتري اين قرار را به هم نزد و هر هفته 600 -700 كلمه