وعدههاي امروز معاون سابق
اهل سياست به قداست زندگي نميانديشد بلكه
زندگان را تنها به مثابه وسائلي ارزيابي ميكند كه
عندالاقتضا بايد بيدرنگ فداي پيروزي او شوند.
احمد شاملو
زندگان را تنها به مثابه وسائلي ارزيابي ميكند كه
عندالاقتضا بايد بيدرنگ فداي پيروزي او شوند.
احمد شاملو
حدود يك سال از تغيير معاونت محيططبيعي سازمان محيطزيست ميگذرد. وقتي محمد باقر صدوق بر كرسي معاونت تكيه زد، سلف او دلاور نجفي حاجيپور گفت از سازمان ميرود اما محيطزيست را فراموش نميكند. معاون سابق همان زمان در مصاحبهاي وعده داد با تشكلي مردمنهاد باز ميگردد و به محيطزيست خدمت ميكند. مدتي بعد نيز خبر داد كه به زودي با يك بسته پيشنهادي باز ميگردد.
در اين مدت نه از تشكل معاون سابق خبري شد و نه از بسته پيشنهادي او. در عوض در وبلاگ شخصياش وعدهاي ديگر داده: در حال تهيه گزارشي است از محيطزيست در يكسال گذشته.
معاون سابق را ميتوان از معدود مديران محيطزيست دانست كه هم وبلاگ مينويسد و هر از گاهي هم نسبت به مسايل حوزه مديريتش واكنش نشان ميدهد. به جز معصومه ابتكار رييس اسبق محيطزيست و معاونش سيد محمد مجابي، ساير مديرانِ ارشدِ حاضر، سابق و اسبق اين سازمان انگار با محيط سايبر و دنياي رسانه بيگانهاند.
دلاور نجفي حاجيپور، معاون سابق و نه اسبق، درباره صدور مجوز معدن در وطن نوشته است: «واگذاري معدن به حرم حضرت امام داستان طولاني دارد. اين معدن در پناهگاه حياتوحش موته و در استان مركزي قرار دارد كه واگذاري و فعاليت آن كاملا غيرقانوني است و تنها با مصوبه شورايعالي حفاظت محيط زيست ميسر بود... فكر ميكنم دوستان ما در سازمان حفاظت محيط زيست و دولت از سيلي زدنهاي مجدد سيدحسن ترسيدهاند. همين جا يادآوري ميكنم كه اين موضوع در منطقه با واكنش مردم بومي و متقاضيان سابق روبرو خواهد شد.»

حساسيت معاون سابق به شدت ستودني است. مروري كوتاه بر سابقه مديريتي سه ساله دكتر نيز نشان ميدهد همواره چنين حساسيتهايي داشته است. زماني كه كارشناسان نسبت به بررسي يك ساله وضعيت محيطزيست در زمان اشغال كرسي معاونت توسط او در گفتوگو با همشهري دست به انتقاد زدند، دكتر پاسخهاي دندانشكني داد و خطاب به مجيد مخدوم نوشت: اجازه نمیدهم مثل گذشته قراردادهای بیحساب و کتاب ببندید و مفتخوری بکنید! دكتر رياضي و كهرم نيز از نوازشهاي او در امان نماندند. نگارنده در گفتوگويي حضوري با معاون وقت گفت، شان استاد دانشگاه را بايد حفظ كرد. وقتي از كلمه اساتيد (كه البته غلط است) براي اين افراد استفاده شده به ساحت دانشگاه توهين ميشود. روزي نيز فرا ميرسد كه دانشجوي مقطع دكتري و معاون امروز در كسوت استادِ فردا ظاهر شود و ديگران نيز به خود حق ميدهند هر گونه كه صلاح ميدانند و با هر ادبيات ناروا واكنش نشان بدهند. خلاصه كلام اين بود كه حرمتِ حرمِ دانشگاه را متوليِ دانشجو بايد نگه دارد. معاون البته از انحصارطلبي در حوزه محيطزيست گفت و دلايلي كه صحيح مينمود اما روش برخورد برخلاف تصور او نه آوانگارد كه هتاكي به فضاي نقد و انتقاد بود.
همان روحيه پاسخگويي دكتر باعث شد، در ارتباط با كشف و استخراج نفت در پارك ملي كوير نيز جوابيهنويسي بين معاون اسبق و سابق درگيرد و به موضوعات مس سونگون، جاده پرديس، فاضلاب نيشكر و ... نيز اشاره شود.
پيشتر برخورد مستقيم معاون با منتقدان در ارتباط با پارك ملي نايبند چنان بود كه جانشين سردبيري ايرن نوشت: دقيق و موقر باشيد آقاي دكتر نجفي!
اما جانشين سردبيري ايرن، وقار آقاي دكتر را در جشن تالابها نديده بود؛ زماني كه تمامي مدعوين داخلي و خارجي در هتل رامسر حضور داشتند، معاون همراه بانو از ساحل درياي خزر ديدن ميكرد و ميزباني را به ديگران وانهاده بود.
معاون سابق، زماني كه هوشنگ ضيايي را از سمت مديريت پروژه يوز خلع كرد به مژگان جمشيدي گفته بود قصد دارد پروژه يوز و تمام پروژههاي بينالمللي را تعطيل كند. اين حرف باعث تجمع 100 نفر مقابل سازمان محيطزيست شد. او اندكي بعد مدعي شد كه خبرنگار حوزه محيطزيست با جانبداري چنان موضوعي را رسانهاي كرده و اساسا چنان سخني نگفته است. پيش از اين رويداد وقتي شش تن از دستاندركاران پروژه يوز با معاون وقت جلسه داشتند عليرغم قرار قبلي، آقاي دكتر براي اقامه نماز نيمساعت بعد در جلسه حاضر شد و هنگام تشريح وضعيت محيطبانان نايبندان با موبايل خود مشغول بود. چند بار نيز به بهانه صحبت كردن تلفني با يك سردار سپاه جلسه را ترك كرد. در نهايت هم وعده داد محيطبانان طرح يوز، سر موقع حقوق و مزاياي خود را دريافت خواهند كرد. وعدهاي كه تا امروز نيز عملي نشده است.
تكذيب و وعده به روشهاي مديريتي ايران امروز بدل شده است. در حالي كه مهر سال گذشته گندمان در شعله ميسوخت، معاون سابق در آخرين روز كارش آتشسوزي در اين تالاب تفته را منتفي دانسته و از مهار آن خبر داده بود.

حمله به پارك ملي كوير، فاجعه تالاب پريشان، خشك شدن تالابهاي فارس، تخريب 300 هكتار از تالاب انزلي، نامه به رييس دولت در ارتباط با حفاظت اورميه، تعريض جاده گلستان، آتشسوزي در خجير، فروش يا مرگ توله شيرهاي دارآباد، قطع درختان كهنسال به بهانه خرافهپرستي، دستگيري شكارچي متمول كويتي براي هفتمين بار در ايران، قطع 300 درخت كنهسال به بهانه جايگزيني با درختان مثمر در منطقه كوير، ورود پساب سمي به درياچه اورميه و ... از جمله اخباري بود كه تنها در دوره يك ساله آخر تصدي سه ساله معاونت سابق منتشر شده است.
پاسخ او كم و بيش به تمامي تخريبها مشابه و كوتاه است: اتفاقات زيستمحيطي امروز ريشه در گذشته دارند و مديران قبلي مقصر بودهاند.
بهتر بود معاون سابق به جاي فرافكني، پاك كردن صورت مساله و ارسال مطالب جديد در وبلاگ خود، با تمسك به موضوعاتي كه اين روزها به شدت باب شده نظير مديريت محيطزيست و مديريت استراتژيك آن مسايل را حل و فصل ميكرد؛ مروري بر وبلاگ او كه بيشترين پستهاي آن در زمان معاونتش ارسال شده نشان ميدهد در ساعات اداري بسياري از مطالب خود را منتشر كردهاست.
با اين حال به مصداق بيت: تو بشنو که گفتار گوینده چیست/چه حاجت بدانی که گوینده کیست، بايد در انتظار نوشتارِ معاون سابق نشست شايد نكته آموزنده و دندانگيري در مرور او به دست آيد.
در اين مدت نه از تشكل معاون سابق خبري شد و نه از بسته پيشنهادي او. در عوض در وبلاگ شخصياش وعدهاي ديگر داده: در حال تهيه گزارشي است از محيطزيست در يكسال گذشته.
معاون سابق را ميتوان از معدود مديران محيطزيست دانست كه هم وبلاگ مينويسد و هر از گاهي هم نسبت به مسايل حوزه مديريتش واكنش نشان ميدهد. به جز معصومه ابتكار رييس اسبق محيطزيست و معاونش سيد محمد مجابي، ساير مديرانِ ارشدِ حاضر، سابق و اسبق اين سازمان انگار با محيط سايبر و دنياي رسانه بيگانهاند.
دلاور نجفي حاجيپور، معاون سابق و نه اسبق، درباره صدور مجوز معدن در وطن نوشته است: «واگذاري معدن به حرم حضرت امام داستان طولاني دارد. اين معدن در پناهگاه حياتوحش موته و در استان مركزي قرار دارد كه واگذاري و فعاليت آن كاملا غيرقانوني است و تنها با مصوبه شورايعالي حفاظت محيط زيست ميسر بود... فكر ميكنم دوستان ما در سازمان حفاظت محيط زيست و دولت از سيلي زدنهاي مجدد سيدحسن ترسيدهاند. همين جا يادآوري ميكنم كه اين موضوع در منطقه با واكنش مردم بومي و متقاضيان سابق روبرو خواهد شد.»

حساسيت معاون سابق به شدت ستودني است. مروري كوتاه بر سابقه مديريتي سه ساله دكتر نيز نشان ميدهد همواره چنين حساسيتهايي داشته است. زماني كه كارشناسان نسبت به بررسي يك ساله وضعيت محيطزيست در زمان اشغال كرسي معاونت توسط او در گفتوگو با همشهري دست به انتقاد زدند، دكتر پاسخهاي دندانشكني داد و خطاب به مجيد مخدوم نوشت: اجازه نمیدهم مثل گذشته قراردادهای بیحساب و کتاب ببندید و مفتخوری بکنید! دكتر رياضي و كهرم نيز از نوازشهاي او در امان نماندند. نگارنده در گفتوگويي حضوري با معاون وقت گفت، شان استاد دانشگاه را بايد حفظ كرد. وقتي از كلمه اساتيد (كه البته غلط است) براي اين افراد استفاده شده به ساحت دانشگاه توهين ميشود. روزي نيز فرا ميرسد كه دانشجوي مقطع دكتري و معاون امروز در كسوت استادِ فردا ظاهر شود و ديگران نيز به خود حق ميدهند هر گونه كه صلاح ميدانند و با هر ادبيات ناروا واكنش نشان بدهند. خلاصه كلام اين بود كه حرمتِ حرمِ دانشگاه را متوليِ دانشجو بايد نگه دارد. معاون البته از انحصارطلبي در حوزه محيطزيست گفت و دلايلي كه صحيح مينمود اما روش برخورد برخلاف تصور او نه آوانگارد كه هتاكي به فضاي نقد و انتقاد بود.
همان روحيه پاسخگويي دكتر باعث شد، در ارتباط با كشف و استخراج نفت در پارك ملي كوير نيز جوابيهنويسي بين معاون اسبق و سابق درگيرد و به موضوعات مس سونگون، جاده پرديس، فاضلاب نيشكر و ... نيز اشاره شود.
پيشتر برخورد مستقيم معاون با منتقدان در ارتباط با پارك ملي نايبند چنان بود كه جانشين سردبيري ايرن نوشت: دقيق و موقر باشيد آقاي دكتر نجفي!
اما جانشين سردبيري ايرن، وقار آقاي دكتر را در جشن تالابها نديده بود؛ زماني كه تمامي مدعوين داخلي و خارجي در هتل رامسر حضور داشتند، معاون همراه بانو از ساحل درياي خزر ديدن ميكرد و ميزباني را به ديگران وانهاده بود.
معاون سابق، زماني كه هوشنگ ضيايي را از سمت مديريت پروژه يوز خلع كرد به مژگان جمشيدي گفته بود قصد دارد پروژه يوز و تمام پروژههاي بينالمللي را تعطيل كند. اين حرف باعث تجمع 100 نفر مقابل سازمان محيطزيست شد. او اندكي بعد مدعي شد كه خبرنگار حوزه محيطزيست با جانبداري چنان موضوعي را رسانهاي كرده و اساسا چنان سخني نگفته است. پيش از اين رويداد وقتي شش تن از دستاندركاران پروژه يوز با معاون وقت جلسه داشتند عليرغم قرار قبلي، آقاي دكتر براي اقامه نماز نيمساعت بعد در جلسه حاضر شد و هنگام تشريح وضعيت محيطبانان نايبندان با موبايل خود مشغول بود. چند بار نيز به بهانه صحبت كردن تلفني با يك سردار سپاه جلسه را ترك كرد. در نهايت هم وعده داد محيطبانان طرح يوز، سر موقع حقوق و مزاياي خود را دريافت خواهند كرد. وعدهاي كه تا امروز نيز عملي نشده است.
تكذيب و وعده به روشهاي مديريتي ايران امروز بدل شده است. در حالي كه مهر سال گذشته گندمان در شعله ميسوخت، معاون سابق در آخرين روز كارش آتشسوزي در اين تالاب تفته را منتفي دانسته و از مهار آن خبر داده بود.

حمله به پارك ملي كوير، فاجعه تالاب پريشان، خشك شدن تالابهاي فارس، تخريب 300 هكتار از تالاب انزلي، نامه به رييس دولت در ارتباط با حفاظت اورميه، تعريض جاده گلستان، آتشسوزي در خجير، فروش يا مرگ توله شيرهاي دارآباد، قطع درختان كهنسال به بهانه خرافهپرستي، دستگيري شكارچي متمول كويتي براي هفتمين بار در ايران، قطع 300 درخت كنهسال به بهانه جايگزيني با درختان مثمر در منطقه كوير، ورود پساب سمي به درياچه اورميه و ... از جمله اخباري بود كه تنها در دوره يك ساله آخر تصدي سه ساله معاونت سابق منتشر شده است.
پاسخ او كم و بيش به تمامي تخريبها مشابه و كوتاه است: اتفاقات زيستمحيطي امروز ريشه در گذشته دارند و مديران قبلي مقصر بودهاند.
بهتر بود معاون سابق به جاي فرافكني، پاك كردن صورت مساله و ارسال مطالب جديد در وبلاگ خود، با تمسك به موضوعاتي كه اين روزها به شدت باب شده نظير مديريت محيطزيست و مديريت استراتژيك آن مسايل را حل و فصل ميكرد؛ مروري بر وبلاگ او كه بيشترين پستهاي آن در زمان معاونتش ارسال شده نشان ميدهد در ساعات اداري بسياري از مطالب خود را منتشر كردهاست.
با اين حال به مصداق بيت: تو بشنو که گفتار گوینده چیست/چه حاجت بدانی که گوینده کیست، بايد در انتظار نوشتارِ معاون سابق نشست شايد نكته آموزنده و دندانگيري در مرور او به دست آيد.
+ نوشته شده در 2010/8/20 ساعت 14:8 توسط سام خسرويفرد
|