شير در پيادهروي وطن
رفيق قديمي (از خوانندگان آتشنوشت) در برج اسد لينكي ديدني و شگفتانگيز از شير ارسال كردهاست؛ فيلمي كوتاه از ايران كه در آن سلطان جنگل در پيادهرو زنجير شده و مردي با شلنگ در حال شستوشوي آن است!
مرد شلنگ به دست با چنان اعتماد به نفسي مشغول آب پاشيدن به اعضا و جوارح شير نر است كه انگار توله سگي خانگي را استحمام ميكند. شير هم تا جايي كه زنجيرش اجازه ميدهد قدم ميزند. ميرود و باز ميگردد. عابران هم شگفتزده و هراسانند.
اين كه حضور شير در پيادهرو (يا هر جانور وحشي ديگر) چقدر تعجببرانگيز است يك سوي ماجراست و سوي ديگر، بيپروايي شخص شيربان است؛ او نه از شير ميهراسد، نه از قانون منع نگهداري جانوران وحشي و نه از مجري قانون!
وقتي به اين راحتي سلطان جنگل در پيادهرو استحمام ميكند، لابد انتظار زيادي نيست كه ساير گونهها در خيابان مولوي تهران يا هر كجاي ديگر پيدا شوند. و باز تعجبآور نيست سوداگران جانوران وحشي تحويل در محل را نيز جزو خدمات هنگام فروش خود تبليغ كنند. اگر پيشتر رمهداران بر روي تكه مقوايي مينوشتند: تحويل گوسفند زنده در محل، امروز رهگذران نبايد متعجب شوند، كه با پلاكاردي مثلا اين چنين مواجه شوند: تحويل شير، ببر، پلنگ، يوز و ساير گربهسانان زنده در محل!
متولي جانوران وحشي، سازمان محيطزيست است كه براي خروج مثلا چند نمونه از پشم و مدفوع پلنگ، محققان جوان را به اصطلاح امروزيها سنگْ قلاب ميكند و با هزار بهانه سرانجام پاسخ منفي ميدهد اما چشمش را بر روي فروش جانوران وحشي در جايي چون خيابان مولوي ميبندد.

رييس سابق سازمان محيطزيست با برپايي سيرك در محوطه پرديسان موافقت كرد و گفته بود كه اسباب تفريح مردم را فراهم ميكند هيچ بعيد نيست خلف او هم به اين بهانه كه شيرنر در پيادهرو باعث انبساط خاطر رهگذران ميشود پيگيري چنين رخدادي را يكسره بيدليل بداند.
بعدالتحرير: مدتي است به جاي استفاده از عبارت سازمان حفاظت محيطزيست، به تحرير سازمان محيطزيست بسنده كردهام. چون به نظرم امور حفاظتي سالهاست از اين سازمان رخت بر بسته است!