چندي پیش فعالان محیط زیست در ایران خبر پیدا شدن لاشه بی‌جان دو توله یوزپلنگ و مادرشان در جاده تهران مشهد را به یکدیگر منتقل می‌کردند.


اهمیت این خبر وقتی بیش‌تر می‌شود که بدانیم یوزپلنگ ایرانی از چند سال قبل در گروه جانوران در معرض انقراض جای گرفته است و تخمین‌هاي كلامي از وجود تنها ۷۰ تا ۱۰۰ قلاده دیگر از این جانور حکایت دارد.
علاوه بر یوزپلنگ،81 گونه دیگر از جانوران ایران با خطر انقراض مواجه هستند و اگر شرایط زیستی برای حیات‌وحش تغییر نكند 56 گونه دیگر نیز به این فهرست اضافه خواهد شد.


هشت ماه از سالی كه سازمان ملل متحد به عنوان «سال تنوع‌زیستی» نامگذاری كرده می‌گذرد اما در عمل هیچ اقدام چشمگیری در ایران برای نجات تنوع زیستی به اجرا در نیامده است.
بان‌كی مون، دبیر كل سازمان متحد، به مناسبت نامگذاری امسال از همه کشورهای جهان خواست که در این سال برای حفاظت از گونه‌های مختلف زیستی، تلاش بیشتری کنند. به گفته دبیرکل سازمان ملل، اهدافی که در سال ۲۰۰۲ برای حفاظت از تنوع زیستی تعیین شده بود تا در سال ۲۰۱۰ به بار بنشیند دستاوردی نداشته است. او افزوده: برای مواجهه با دلایلی اصلی آسیب زننده به تنوع زیستی، همگی باید به این موضوع درصدر اولویت های خود در همه زمینه های تصمیم‌گیری و بخش‌های اقتصادي بپردازند.
گزارش «چشم‌انداز تنوع‌زیستی جهان» هشدار می‌دهد: گونه هایی که پیشتر تشخیص داده شده بود در مسیر انقراض قرار گرفته‌اند اکنون بطور میانگین به انقراض نزدیکتر شده‌اند. 

ایران نیز که از سال ۱۹۹۶ با تصویب مجلس به عضویت در كنوانیسون بین‌المللی تنوع زیستی درآمده سرنوشتی متفاوت با آنچه در جهان می‌گذرد ندارد. حفاظت از محیط زیست در ایران با وجودی که دارای بیش از ۱۳۰ منطقه حفاظت شده است، با چالش‌های جدی روبه روست.
در ایران که هجدهمین سرزمین پهناور جهان، و مساحتش بیش از شش برابر بریتانیا است تاكنون بیش از هشت هزار گونه گیاهی، ۵۰۰ گونه پرنده، ۱۶۰ گونه پستاندار و ۱۰۳۵ گونه ماهی (از جمله ۱۰۰ گونه متعلق به دریای خزر و ۷۵۰ گونه متعلق به خلیج فارس و دریای عمان) شناسایی و ثبت شده و انتظار می رود که دایره این تنوع زیستی با مطالعات بیشتر فزونی یابد.


با اتكا به این آمار محمدجواد محمدی‌زاده، رییس سازمان محیط‌زیست ادعا کرده که ایران از نظر تنوع زیستی، دومین كشور جهان است. البته هوشنگ ضیایی كه در مقام مشاور همین سازمان مشغول به کار است می‌گوید ایران از نظر تنوع زیستی جزء پنج یا در نهایت ۱۰ کشور اول دنياست.
هیچ یک از این دونفر البته در اظهارات خود به منبع و سندی اشاره نمی‌كنند. مطالعه‌اي که در سال ۱۹۹۴ میلادی از سوي مرکز نظارت بر حفظ محیط زیست دنیا انجام شد ايران را از نظر غنا و تنوع زيستي در ميان ۵۳ كشور جهان در جايگاه سيزدهم قرار داده بود. به نظر نمی‌رسد ایران خودش را بالاتر کشیده باشد.
در ایران که سایه سیاست و تبلیغات بر همه چیز سنگینی می‌کند وضع حفظ محیط زیست و آمارهای داخلی مرتبط با آن هم تابعی از همین شرایط است.
علاوه بر فقدان مطالعات بی‌طرف و مستند درباره مسایل زیست محیطی در ایران، معدود گروه‌های ایرانی حامی محیط زیست از ارتباط داشتن با فعالان محیط زیست در دیگر مناطق جهان بی‌بهره‌اند و اخبار فعالیت‌های آن‌ها کمتر مجالی برای راه یافتن به رسانه‌ها می یابد.
سازمان محیط زیست ایران تاکنون حتی برنامه‌ چشمگیر تبلیغاتی برای جلب توجه افکار عمومی به موضوع تنوع زیستی نداشته است.


از قضا وبسایت ایرانی‌ای هم که قرار است اخبار فعالیت‌های ایران را به مناسبت سال تنوع زیستی پوشش دهد توسط یک گروه غیردولتی با نام کانون گردشگری آراد با همکاری کانون محیط زیست دانشگاه شهید رجایی راه افتاده اما دریغ از آن که حتی یک نوشته درون آن دیده شود.
در وب‌سایت رسمی بین‌المللی که به مناسبت سال تنوع زیستی طراحی شده تنها خبر از چند گردهمایی کوچک از سوی تشكل‌های مردمی در ایران است. مثلا گروهی از ایرانیان علاقمند به تنوع زیستی در اقدامی خودجوش راهی كویر مركزی ایران شده‌اند.

برخلاف تصور، کویر مرکزی ایران یکی از مناطق پرتنوع زیستی به لحاظ گونه‌های گیاهی و جانوری است. پیش از انقلاب ایران، بخشی از این منطقه به یک پارك ملی تبدیل شد که در آن از یوزپلنگ و گورخر گرفته تا گله‌های آهو راحت دیده می‌شد. این پارک خیلی زود در میان فعالان محیط زیست به سرنگیتی (‪(‬Serengiti ایران مشهور شد. پارک ملی سرنگیتی در کشور آفریقایی تانزانیا یکی از بزرگترین زیستگاه‌های حیات وحش دنیا به شمار می‌رود. 

اما دولت احمدی‌نژاد حالا قصد دارد چاه‌های نفت و گاز در این پارک حفاری کند. توسعه اقتصادی در ایران در عمل به کابوس حیات وحش دارد تبدیل می‌شود. وقتی زیستگاه حیوانات تخریب شود، طبیعتا نسل آن‌ها هم منقرض خواهد شد.

در مناطق کوهستانی البرز مرکزی و زاگرس در ایران تخریب جنگل‌ها امنیت زندگی جان‌داران را در معرض خطر قرار داده است. فقط مردم بومی نیستند که درختان را قطع می‌کنند، بلکه شرکت‌های کوچک و بزرگی که در کار احداث جاده، خانه و یا طرح‌های کوچک و بزرگ اقتصادی هستند این بلا را سر جنگل می‌آورند.
بیژن فرهنگ دره‌شوری، اكولوژیست و عكاس طبیعت که سال‌ها به عنوان كارشناس سازمان محیط زیست خدمت كرده، تخریب زمین را از مهم‌ترین عوامل نابودی تنوع زیستی می‌داند: همه‌جا سفره‌های آب زیرزمینی را خراب كردیم، پوشش گیاهی و خاک حاصلخیز را با خانه‌سازی از بین بردیم. کافی است عكس‌های هوایی و ماهواره‌ای از سراسر كشور را ببینیم تا ابعاد گسترده این فاجعه را بفهمیم.

آن‌طور که دكتر برهان ریاضی، استاد رشته محیط‌زیست در دانشگاه آزاد می‌گوید، بالاترین ركورد فرسایش خاك در جهان متعلق به ایران است. «عوامل تخریب‌كننده محیط‌زیست و در رأس آنها چرای مفرط دام در مناطق بیابانی ایران همچنان ادامه دارد. دیم زارهای كم بازده كه بخش عمده‌ای از اراضی كشور در غرب، شمال‌غرب و شمال شرق را شامل می‌شوند همچنان شخم زده می‌شوند. در این اراضی كه اغلب شیبدار هستند و هیچ تناسبی با كشت‌وكار ندارند، گندم و جو كشت می‌شود و بعد از چند سال هم رها می‌شوند.»
به گفته این استاد دانشگاه، این اراضی توان حاصلخیزی خود را به‌طور كامل از دست می‌دهند.

اما نگرانی‌ها تنها مربوط به فرسایش خاك نیست، ریاضی می‌گوید: «سرازیر شدن آلودگی‌ها به منابع آبی و خشكاندن تالاب‌ها، صدها گونه گیاهی و ده‌ها گونه جانوری را با تهدید جدی مواجه ساخته است به‌طوری كه بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری كه ارزش اكولوژیك و علوفه‌ای بالایی دارند كمیاب شده‌اند؛ نمونه بارز آن گور ایرانی است كه روزگاری همه دشت‌های وسیع كشور جولانگاهش بود اما امروز زیستگاهش به پارك ملی بهرام گور در استان فارس و ذخیرگاه زیستكره توران در استان سمنان محدود شده است.»

او همچنین از دیگر نمونه‌های حیات وحش ایران که در معرض انقراض هستند به جبیرو یوز اشاره می‌کند.

چالش‌های پیش روی ایران برای حفظ گونه‌های حیات وحشی که در معرض خطر هستند در شرایطی است که تاکنون چهار پروژه بین‌المللی در ایران اجرا شده اما دستاوردهاي آنها چندان اميدوار كننده نيست: پروژه حفاظت از درنای سیبری به مبلغ یك میلیون دلار برای شش سال، پروژه حفاظت از یوز آسیایی به مبلغ ۷۵۰ هزار دلار برای چهار سال، پروژه حفاظت از تالاب‌ها به مبلغ ۱۲ میلیون دلار برای هفت سال و پروژه حفاظت از تنوع زیستی زاگرس به ارزش سه‌میلیون و ۸۵۰ هزار دلار برای پنج سال.


علاوه بر دلارهایی كه برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) و برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) برای اجرای این پروژه‌ها در ایران صرف كرده، دولت ایران نیز به همان میزان به صورت غیرنقدی (In-kind) درآنها سهیم بوده است.
هیچ بانک اطلاعاتی منسجمی که حاوی اطلاعات مستند درباره نحوه عملکرد این پروژه‌ها باشد در دسترس نیست.
نگاهی به فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت، حقیقتی تلخ را بازگو می‌كند؛ حلقه انقراض گلوی بسیاری از گونه‌های سرزمین خشك و نیمه‌خشك ایران را فشار می‌دهد. ۸۱ گونه در ایران در خطر انقراض قرار دارند؛ چهار گونه دوزیست، ۱۲ گونه خزنده، ۲۹ گونه ماهی، ۲۰ گونه پرنده و ۱۶ گونه پستاندار هر یک در فهرست سرخ جای گرفته‌اند و اگر از روند تخریب زیستگاه‌ها و شكار در ایران كاشته نشود شمار گونه‌های در معرض انقراض افزایش می‌یابد.
در فهرست سرخ، دسته‌ای زیرعنوان «روبه تهدید» قرار دارد كه نشان می‌دهد ۵۶ گونه فاصله اندکی دارند تا به جانوران در معرض انقراض و تهدید بپیوندند.

دكتر اسماعیل كهرم، پرنده‌شناس و استاد دانشگاه آزاد در تهران معتقد است: «امروز از یك سو، تخریب زیستگاه، حیات وحش كشور را تهدید می‌كند و از سوی دیگر شكار بی‌رویه همین اندک باقی‌مانده جانوران را در معرض انقراض قرارداده است. وقتی شكاركشان به پلنگ كه در راس هرم اكولوژیك است و تعداد كمی از آن در ایران باقی مانده رحم نمی‌كنند، دیگر چگونه می‌توان انتظار داشت گونه‌هایی از این دست برای نسل‌های آتی حفظ شود.»

هوشنگ ضیایی مشاور معاون سازمان محیط‌زیست می‌گوید به علت وضعیت بحرانی جمعیت اكثر جانوران، باید در برنامه‌های كوتاه مدت خیلی سریع شكار ممنوع شود و ممنوعیت‌ها قاطعانه به اجرا درآید. 

برنامه ضربتی ضیایی این است: «درمدتی که شكار ممنوع است، باید زیستگاه‌هایی كه تخریب شده و آبشخورها و چشمه‌هایی كه به وسیله دام اشغال شده‌اند پاكسازی شود. دربرنامه‌های بلندمدت نیز اطلاع رسانی، آموزش و علاقه‌مند كردن افراد به حفاظت از محیط زیست باید مدنظر قرار گیرد.»
البته فعالان محیط‌زیست چندان امیدوار نیستند. دکتر برهان ریاضی می‌گوید که هر وقت درباره طبیعت ایران صحبت می‌كنیم حرف‌های‌مان رنگ مصیبت می‌گیرد. 

وقتی که در سال تنوع‌زیستی اخبار چندان مهمی درباره حفاظت از گونه‌های حیات گیاهی و جانوری ایران منتشر نشده به نظر نمی‌رسد که در سال‌های عادی بعدی اوضاع بهتر شود. به خصوص که اتفاقات سیاسی و فشارهای اقتصادی، فرصتی برای پرداختن به این موضوع باقی نمی‌گذارد.

منتشر شده در سايت ميانه
نسخه انگليسي را اينجا بخوانيد.