ملانصر‌الدين را فيلسوفي پوپوليست معرفي‌ كرده‌اند. گاه سخنان اين شخصيت شخيص كشور همسايه، ما به ازاي امروزي دارد. مردي از ملا پرسيد مركز زمين كجاست و او گفت درست همين جا كه جنابعالي ايستاده‌ايد، باور نمي‌فرماييد برويد اندازه بگيريد! حالا حكايت شمار يوزهاي آسيايي در ايران است. به مجردي كه صحبت جمعيت يوز مي‌شود عده‌اي طوطي‌وار مي‌گويند 60 تا 100 اما معلوم نيست مبناي آن چيست و بر اساس كدام مطالعه جامعي چنين برآوردي صورت گرفته است.

هومن جوكار از مبرزان حوزه حيات‌وحش بيش از ده سال پيش براي تكميل پايان‌نامه دوره كارشناسي‌اش بيابان‌هاي ايران را به دنبال يوز درنورديد. او در پايان‌نامه‌اش تخمين زد جمعيت اين گربه نادر 60 قلاده است. همين عدد ملاكي شد براي آنان كه بدون منبع به پخته‌خواري و برداشت محصول ديگران عادت دارد. مدتي بعد پروژه يوزآسيايي كليد خورد و دوربين‌هاي تله‌اي چند عكس از يوز گرفتند و جمعيت ناگاه از نگاه كارشناسان وطني افزايش يافت. اما واقعيت اين است كه كسي تا كنون نتوانسته برآورد دقيقي از جمعيت يوز در ايران به دست دهد. 

روش‌هاي گوناگوني براي تخمين جمعيت حيات‌وحش وجود دارد. استفاده از دوربين‌هاي تله‌اي يكي از آنهاست. يك كارشناس ژاپني در مالزي بعد از مدت‌ها مرارت و سختي با بررسي گزارش‌هاي مختلف و جانمايي آنها روي نقشه به تخميني غيرعلمي دست يافته است. تلاش او براي يافتن زيستگاه‌هاي موجود و احتمالي جالب توجه است (مقاله را از اينجا دريافت كنيد). او مدت‌ها از دوربين تله‌‌اي استفاده كرد و علاوه بر بررسي ببر متوجه شد در منطقه‌اي حد فاصل مالزي و تايلند بيشترين تراكم پلنگ‌هاي سياه وجود دارد.

در ايران نيز چنين روشي براي يوزها در نايبندان (توسط انجمن بوم‌پژوهان) و پلنگ در پارك ملي بمو (توسط انجمن طرح سرزمين) انجام شد. طبيعي است نمي‌توان جمعيت آن را به تمام ايران تامين داد و نتيجه‌اي كلي گرفت. اين كار نياز به برنامه‌ريزي و روش تحقيقي دقيق دارد. اما نداشتن آمار دقيق، سلاح مناسبي است تا هر وقت هندي‌ها خواستند يوز مطالبه كنند كارشناسان وطني قال بردارند كه مگر چند قلاده داريم كه تعدادي هم به شما بدهيم! عده‌اي نيز پشت اين معركه سينه مي‌زنند غافل از اين كه وقتي موضوعي چون انقراض مطرح است بايد از تمام قابليت‌ها و پتانسيل‌ها استفاده كرد.

استادي وطني در روشي ديگر مشهور به نمونه‌گيري فاصله (Distance Sampling) فراواني طعمه‌هاي يوز در باقق و درانجير را ميليوني برآورد كرده بود. در گزارش آقاي دكتر فرمول‌هاي آماري طولاني گاه تا دو خط درج شده و انتهاي آنها به عددي نمي‌رسد. پيش از ارائه اين گزارش بي‌نتيجه، استاد گرامي از رقمي نجومي درباره طعمه‌هاي يوز در دو منطقه بياباني خبر داده بود. كل جمعيت سمداران ايران كمتر از برآورد دكتر است. اشتباه اين استاد دانشگاه كوچك بود اما نتيجه‌اش فاجعه؛ در روش مذكور نقطه‌ها بايد به صورت تصادفي انتخاب شوند اما دكتر آبشخورها و چشمه‌ها را براي شمارش در نظر گرفته بود.


جمعيت يوز و فراواني آن از معماهاي رمز‌آلود حيات‌وحش ايران است با اين حال سالي نيست كه خبر تصادف اين گونه منتشر نشود. اخبار رسمي از مرگ 10 يوز در 9 سال اخير حكايت كرده‌اند. خبر مرگ دو توله و يك مادر به فاصله يك روز در مرداد ماه امسال منتشر شد. همچنين نمي‌توان كشته‌ شدن يوز‌ها را كه هيچگاه برملا نمي‌شود، ناديده گرفت. شرايط طعمه‌هاي يوز نيز بر اساس آمار سازمان محيط‌زيست اسفبار است. يوز دشت، براي شكار راهي كوه مي‌شود. در اين ميان چرا نبايد به روشي ديگر و با همكاري كشوري چون هند اين سريعترين گربه جهان را حفظ كرد؟ هندي‌ها تصميم گرفته‌اند در سه منطقه وسيع نسل يوز را دوباره احيا كنند؛ روشي كه با پرورش در اسارت متفاوت است. مي‌توان شرايطي در نظر گرفت و با هندي‌ها همكاري كرد، جمعيت يوز را در طبيعت افزايش داد و تعدادي از آنها را به ايران بازگرداند. درصد ريسك طرح هم از نكات قابل تامل است كه بايد مد نظر قرار بگيرد. اما بهانه خرده‌كارشناسان اين است كه تعداد يوز مشخص نيست، در گفت‌وگو را مي‌بندند و خلاص!


 سال 1336 ورنر ترنزه زيست‌‌شناس آلماني يك راس گوزن زرد در خوزستان پيدا مي‌كند و آن را به كشورش مي‌برد. سال بعد دو راس ديگر توسط كانون شكار ارسال مي‌شود. اين كانون سال 1342 تعدادي ديگر گوزن زرد را زنده‌گيري و به دشت‌ناز ساري منتقل مي‌كند (براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد). اگر چه معرفي مجدد اين گونه هنوز با موفقيت روبه‌رو نشده اما نمي‌توان اين واقعيت را انكار كرد كه تلاش‌هاي چهار پنج دهه پيش سبب ماندگاري گوزن‌ها شده است.

علي‌الاصول آماده‌سازي محيط قبل از معرفي مجدد گونه‌ها از اهم امور است كه در ايران تاكنون انجام نشده با اين حال معرفي مجدد گونه‌ها را مي‌توان آخرين راه چاره –و نه بهترين راه- براي مقابله با انقراض ناميد. نمونه‌هاي موفق در دنيا كم نيست. احياي گرگ در كاروليناي شمالي يكي از آنهاست. وقتي بعد از 9 سال از شروع پروژه يوز هنوز نمي‌توان با قطعيت راجع به وضعيت آن نظر داد چرا تا فرصت هست روش‌هاي ديگر به اجرا درنياد؟ البته دليل واقعي را مي‌توان در همان پروژه‌ و رقابت ناسالم پس و پشت آن جست‌وجو كرد.