دمچتري ابلق؛ آوازخوان سياه و سفيد
پرندهاي است پر جنبوجوش با آوازي خوش. در عرصههاي شهري و جنگلي مناطق پرباران آسيا ميتوان آن را ديد. نام انگليسياش Oriental Magpie Robin است و نميتوان آن را نعل به نعل به فارسي ترجمه كرد.Rabin را سينهسرخ و Magpie را زاغي ترجمه كردهاند. اما همان گونه كه در عكس مشهود است نه سينهاش سرخ است و نه جز رنگش شباهتي به زاغي دارد. اما با كمي اغماض شايد بتوان آن را دمچتري ابلق (شرقي) ناميد چرا كه هم سياه و سفيد است و هم مانند پرنده ديگري، كه در فارسي دمچتري ناميده شده، بسياري مواقع به خصوص هنگام تغذيه در روي زمين، دمش را راست رو به آسمان ميگيرد.
اوايل صبح و هنگام غروب آواي دلنشيناش را بيش از ساير اوقات روز ميتوان شنيد و در اين هنگام نيز دم خود را بالا نگه ميدارد.
نيمتنه پايين اين پرنده، زير دم و دو سوي آن سفيد است. بالا تنه (شامل سينه و سر) در پرنده نر سياه رنگ و در پرنده ماده خاكستري تيره است. نژادهاي مختلف كه در كشورهاي گوناگون پراكندگي دارند از تفاوت رنگ بالا تنه شناخته ميشوند كه از سياه تا خاكستري تغيير ميكند. بالا تنه پرنده نابالغ در تمام نژادها تقريبا قهوهاي تيره است.

دمچتري ابلق، بومي جنوب و جنوب شرقي آسياست و جزو گنجشكسانان طبقهبندي شده است. اين پرنده در مناطق گرمسيري آسيا زندگي از شرق پاكستان، هند، بنگلادش، جنوب چين تا اندونزي، مالزي، سنگاپور و تايلند و فيليپين گزارش پراكندگي دارد. به علاوه در طبيعت استراليا نيز معرفي و رهاسازي شده است.
از حشرات و بيمهرهها تغذيه ميكند، گاهي نيز ممكن است مارمولكي كوچك، زالو وهزارپا شكار كند. دمچتري ابلق خودش را ميشويد و در باراني كه در برگها جمع ميشود تني به آب ميزند.
از مارس تا ژوئيه در هند و از ژانويه تا ژوئن در ساير نقاط آسيا وقت توليد مثل اين مرغ خوش الحان است. در اين هنگام پرنده نر، پرهاي خود را پوش ميدهد، نوك را بالا نگه ميدارد، دم را به صورت بادبزن در ميآورد و با تبختر راه ميرود. بخش عمده لانهسازي به عهده مادههاست كه در سوراخ درختان يا فرو رفتگي ساختمانها و ديوارها آشيانهاي ميسازند. اين كار يك هفته قبل از تخمگذاري آغاز ميشود. پرنده ماده ظرف 24 ساعت چهار تا پنج تخم ميگذارد. تخمها آبي-سبز كمرنگ است و سطح آن را نقاطي قهوهاي رنگ ميپوشاند. بعد از 8 تا 14 روز جوجهها سر از تخمها بيرون ميآورند. از اين پس مادهها وظيفه نگهداري و تغذيه جوجهها را به عهده ميگيرند. نرها نيز بيكار نيستند و هوشيارانه و كمي عصبي از قلمروشان محافظت ميكنند. بيشترين زمان صرف نگهباني از لانه ميشود و به آواز رقبا واكنش نشان ميدهند. اين واكنش وقتي مشهودتر است كه لحن و آوازِ دمچتريِ همسايه تغيير ميكند؛ تغييري كه نشان ميدهد آن كه در همسايگي آمده قبلن محل ديگري بوده و تازه وارد است. مادهها نيز گاهي كنار جفت خود آوازي سر ميدهند كوتاه و موجز. اما به غير از آوازخواني، صداي دمچتري معاني ديگري دارد و نشانهاي از وضعيت موجود است؛ ملوديهاي نشستن بر شاخه براي استراحت، استرس، تهديد، درخواست، اطاعت و فرمانبرداري متفاوتند.

اين پرنده آوازخوان را در آسياي جنوب شرقي همانند قناري و سهره در قفس نگهداري ميكنند و خريد و فروش آن امري عادي است. دمچتري ابلق نماد ملي كشور بنگلادش شناخته ميشود و آن را دوئل مينامند. در مالزي نيز به راحتي ديده ميشود. در هر جايي كه مقداري فضاي سبز وجود داشته باشد با كمي دقت ميتوان آن را يافت. مثل گنجشك با زندگي شهري خو گرفته و با حفظ فاصله مجاز به انسان نيز نزديك ميشود. اما مثل تمام پرندگان در فصل زاد و ولد اين فاصله را چندان رعايت نميكند و نزديكتر هم ميآيد.
منتشر شده در شماره 14 مجله مونوريل.