ارزشهاي حياتوحش در مقالهاي كارگشا
مقالهاي با عنوان ارزشهاي حياتوحش را منتقد-خواننده آتشنوشت ارسال كرده كه به نظر فصلي از يك كتاب يا نشريهاي است كه به اين موضوع اختصاص دارد.
شش نويسنده آن مقاله كوشيده اند منافع حياتوحش را از منظرهاي مختلف مورد بررسي و بازبيني مجدد قرار دهند. تا جايي كه دستشان رسيده تلاش كردهاند مواردي كه به آن ميپردازند را كمي كنند و با عدد و رقم مثالهايي از گوشه و كنار دنيا بياورند. طبيعي است نميتوان مقالهاي 37 صفحهاي را كامل و شامل دانست و انتظار داشت تمام گرهها را از كار فرو بسته اقتصاد حياتوحش باز كند اما كوشش نويسندگان دست كم براي ساكنان مرزهاي پرگهر آريايي اسلامي چراغ راهي است هدايتگر و وسيلهاي است گرهگشا.
منافع حيات وحش در اين مقاله به دو دسته كلي مستقيم و غير مستقيم تقسيم شده است. منافع مستقيم خود در دو دسته قرار ميگيرد؛ يكي استفادههاي غيرمصرفي كه بيشتر با تفرج در ارتباط است و ديگري استفادههاي مصرفي و بهرهبرداري از آن. اما بخش عمده نوشتار مورد اشاره به استفادههاي مصرفي ميپردازد. دامداري حياتوحش (Wildlife Husbandry)، پرورش حياتوحش (Wildlife Ranching)، پرورش براي شكار(Game Ranch). در اين مقاله شكار خود به سه زير شاخه دستهبندي شده است؛ شكار براي بقا و زيستن، شكار تجاري و شكار ورزشي.
توليدات حياتوحش، پتانسيل حياتوحش به عنوان فرآوردههاي غذايي، نقش اكولوژيكي حياتوحش و اهميت اجتماعي-فرهنگي حياتوحش از ديگر بخشهايي است كه اين مقاله به آنها پرداخته است.
مطالب قابل توجه و برجسته در اين مقاله بسيار زياد است از جمله:
- فعاليتها گوناگون در زمينه حياتوحش سودآور است و ارزش افزودهاي به همراه دارد كه در توليد ناخالص ملي(GNP) سهم خواهد داشت. اين رقم ميتواند قابل مقايسه با توليد ناخالص ملي در بخش كشاورزي باشد.
- ارزشگذاري حياتوحش در كشورهاي شمال و جنوب دشوار است در كشورهاي موسوم به شمال حياتوحش به عنوان صنعت در كنار صنايع ديگر شناخته ميشود. اما در كشورهاي موسوم به جنوب فعاليت در زمينه حياتوحش غيررسمي و بياهميت است.
- در سال 1996 ساكنان بالاي 16 سال در آمريكا كه 38 درصد جمعيت (معادل 77 ميليون نفر) را تشكيل ميدادند در فعاليتهاي مربوط به حياتوحش شركت داشتهاند. اين فعاليتها شامل ماهيگيري، شكار، يا تماشاي جانوران بوده است. هزينههاي صرف شده براي چنين فعاليتهايي در همان سال 101 ميليارد دلار بوده است.
-90 درصد از يك ميليون و 52 هزار گردشگر آفريقاي جنوبي در سال 1995 از پاركهاي ملي اين كشور بازديد كردهاند كه درآمد حاصل از آن 13 ميليون راند (واحد پول آفريقاي جنوبي) بوده است، يعني رقمي بيش از يك ميليون و 700 هزار دلار امروز.
- گردشگري حياتوحش در تانزانيا در سال 1999 ميلادي 570 ميليون دلار درآمد به همراه داشته است.
- دو پارك ملي در سريلانكا ظرف يكسال 250 هزار بازديد كننده داشتهاند و رقمي معادل 600 هزار دلار درآمد كسب كردهاند (يعني سالي 600 ميليون تومان، مقايسه كنيد با پاركهاي ملي وطني).
- از پارك ملي چيتوان نپال خلال سال 98 و 99 تعداد 105 هزار و 899 نفر ديدن كردهاند كه درآمد آن 750 هزار دلار بوده است.
خواندن مقاله نكات آموزندهاي را در بر دارد و خواننده را بيدرنگ به مقايسه با سرزمين آريايي-اسلامي وا ميدارد. كشورهاي توسعه يافته را بايد يكسره از اين مقايسه كنار گذاشت اما كشورهايي توسعه نيافته و فقير (شايد به اين دليل كه از پول بادآورده نفت بيبهرهاند) روشهايي را به كار گرفتهاند براي كسب درآمد و اشتغالزايي و نه تاراج و مصرف داشتههاي طبيعي. هوش ايراني كه زبان زد همگنان وطني است در اين يك فقره تا امروز راه به جايي نبرده است جز چپاول حياتوحش به شيوه ظلالسلطاني يا براي خود يا مسافران رنگين چشم.
حفاظت حياتوحش و درآمدزايي از آن نيازمند برنامهريزي و مديريت خلاق و كارآزموده است كه حتي نشانههاي آن را نميتوان در امالقراي شيعيان جهان ديد.
اگر علاقمند هستيد كل مقاله را بخوانيد اينجا را كليك كنيد.