سازمان‌هاي بزرگ و صاحب‌نامي كه در تخريب و آلودگي محيط‌زيست سهم به‌سزايي دارند با شركت در فعاليت‌هاي زيست‌محيطي تلاش مي‌كنند چهره‌اي موجه از خود ارائه دهند. آنها در پروژه‌هاي مطالعاتي، بهسازي و حفاظت طبيعت شريك و سهيم‌ مي‌شوند و خود را دوستدار محيط‌زيست معرفي مي‌كنند. از سوي ديگر، كارشناسان و فعالان محيط‌زيست چنين موقعيتي را غنيمت مي‌شمرند و آن را چون مرهمي براي درمان يكي از زخم‌هاي طبيعت به كار مي‌گيرند.


شركت توتال فرانسه، تشكيلاتي كه در زمينه انرژي فعاليت مي‌كند، علي‌رغم رعايت استانداردها يكي از همان سازمان‌هاي آلاينده و مخرب محيط‌زيست است. در عين حال توتال در صنايع بالادستي نفت (اكتشاف،‌استخراج نفت و گاز و توليد ال‌ان‌جي)، صنايع پايين دستي (پالايش و بازاريابي، حمل‌ونقل نفت‌خام و محصولات نفتي) و صنايع شيميايي وابسته نقشي اساسي بازي مي‌كند. شركتي چند مليتي با 96 هزار 950 پرسنل در 130 كشور جهان، علاوه بر نفت و گاز در صنايع مربوط به زغال سنگ نيز فعال است. اين شركت در ابوظبي يكي از هفت امارت كشوري كه امارات متحده عربي ناميده مي‌شود سال‌هاست فعاليت خود را آغاز كرده است. آنچه توتال را نسبت به ساير رقباي نفتي در اين امارت متفاوت مي‌كند، همكاري براي نجات گونه‌اي پستاندار دريايي است كه دوگونگ يا گاو دريايي ناميده مي‌شود.

چرا كردن در دريا
دوگونگ، پستانداري است كه ويژگي‌هاي خاصي دارد. آن را گاودريايي و خوك‌دريايي نيز ناميده‌اند. در طبقه‌بندي‌هاي علمي، اين گونه به راسته‌اي به نام پري‌‌هاي دريايي (Sirenia) تعلق دارد و تنها عضو خانواده دوگونگ است. در اين راسته سه گونه ديگر به نام ماناتي نيز وجود دارد كه شباهت‌هاي بسياري به هم دارند؛ اين جانوران هرگز از آب خارج نمي‌شوند و تنها پستانداران آبزي هستند كه به طور عمده از گياهان تغذيه مي‌كنند. زيست‌شناسان معتقدند گاو دريايي از پستانداران خشكي‌زي نشات گرفته است. پستانداراني كه زماني دور (شصت ميليون سال قبل) در باتلاق‌ها و مرداب‌هاي علفي و كم‌عمق چرا مي‌كردند. اين پستانداران علفخوار به تدريج وابستگي بيشتري به آب پيدا كردند و در طول دوره تكاملي به تمامي آبزي شدند.

دوگونگ يك گياه‌خواري غيرنشخواركننده است؛ درست شبيه اسب‌ها و فيل‌ها. معده اين جانور ساده است و قسمت هاي مختلف ندارد. علف‌هاي دريايي غذاي مورد علاقه دوگونگ است كه در بستر‌هاي گلي درياها مي‌رويد. دوگونگ برخلاف ماناتي‌ها (همه سه گونه) كه در آب‌هاي شيرين نيز زندگي مي‌كنند،  فقط در درياها به سر مي‌برد. درواقع دوگونگ تنها پستاندار گياهخوار كنوني است كه سرتاسر عمرش را در دريا زندگي مي‌كند. پوزه دوگونگ كوتاه، پهن و پيچ خورده است و در يك ناحيه صفحه‌اي انعطاف‌پذير با شيبي به سمت پايين و دهاني كه شبيه يك شكاف است به انتها مي‌رسد. دوگونگ‌ها معمولا در نواحي كم عمق ساحلي (در اعماق بين ۲ تا ۶ متر) به تغذيه مي‌پردازند. اين جانوران از انتهاي يك علف دريايي بوته‌اي شكل به نام (Amphibolis antarctica) تغذيه مي‌كنند. ناحيه دهاني دوگونگ كه به شكل يك صفحه انعطاف‌پذير است در تغذيه به اين جانور كمك زيادي مي‌كند. دوگونگ‌هاي در حال تغذيه هر ۴۰ تا ۴۰۰ ثانيه يك بار به سطح آب مي‌آيند؛ در آب‌هاي عميق اين فواصل طولاني‌تر نيز مي‌شوند.


حركات دوگونگ و ماناتي‌ها در آب بسيار آرام بوده و مصرف انرژي آنها بسيار اندك است. محاسبه شده كه مصرف انرژي در ماناتي يك سوم پستانداران هم وزنش است. حركات آرام و نرم اين جانوران در آب سبب شد كه دريانوردان قديم به آنها پري دريايي  افسونگر بگويند.

دوگونگ تا كنون در سواحل 37 كشور جهان در منطقه‌اي كه زيست‌شناسان آن را ايندوپاسفيك (Indo- Pacific) ناميده‌اند، شناسايي‌ و مشاهده شده است. اين منطقه شامل آب‌هاي گرم جنوب اقيانوس آرام و اقيانوس هند است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد جمعيت دوگونگ در صخره‌هاي مرجاني استراليا در خليج كوسه (Shark bay) و در جنوب گينه‌نو در منطقه‌اي به نام تروس استريت (Torres Strait) يك صد هزار راس برآورد شده است. گزارش‌ها حاكي است اين جانوران در فصل سرد از خليج كوسه 150 كيلومتر مهاجرت مي‌كنند تا به محلي گرمتر برسند. رديابي راديويي نشان داده است كه دوگونگ‌ها اغلب در يك ناحيه ساكنند و گستره خانگي اين جانوران از چند كيلومتر مربع فراتر نمي‌رود. هر چندگاهي آنها اقدام به مهاجرت‌هاي چند صد كيلومتري مي‌كنند.

 پيش از دهه 70 ميلادي جمعيت پرشماري از اين جانور در سواحل كم‌عمق موزامبيك و كنيا زندگي مي‌كرد كه به تدريج كاهش يافت. كارشناسان به دليل شفافيت، پاكيزگي و عمق مناسب آب خليج‌ مورتون در بيريسبان استراليا را منطقه‌اي مناسب براي زيستن دوگونگ مي‌دانند. دوگونگ‌هاي اين منطقه همچنين قادرند با سرد شدن هوا به مناطق گرمتر مهاجرت كنند.
جمعيت دوگونگ در سواحل جوهور مالزي، اندونزي، سنگاپور، فيليپين، تايوان، ويتنام، چين، تايلند، مالديو، ژاپن سريلانكا، هند، پاكستان، كشورهاي حاشيه خليج‌فارس و درياي سرخ و ...تا كنون مشاهده و ثبت شده است. برخي گزارش‌ها از حضور هفت هزار دوگونگ در سواحل درياي سرخ و خليج‌فارس حكايت دارد.


دشمن طبيعي دوگونگ‌ها به دليل جثه‌ بزرگي كه دارند كم شمار است. از كوسه، نهنگ قاتل و تمساح آب شور به عنوان شكارچيان طبيعي دوگونگ نام برده مي‌شود. اما مهمترين تهديد اين جانور شكار توسط انسان و نيز تخريب مناطق تغذيه آنها در اثر آلودگي‌هاي مختلف است. تورهاي ماهيگيري نيز برخي مواقع باعث مرگ و مير اين جانوران دريايي مي‌شود. به علاوه دوگونگ ها معمولاً هر ۳ تا ۷ سال يك بار آبستن مي‌شوند و شايد اين موضوع، يكي از دلايل كاهش جمعيت گاو دريايي در بيشتر نقاط باشد. در مناطق گرمسيري فصل توليد مثل دوگونگ به درازا كشيده و حتي به بيش از ۴ تا ۵ ماه نيز افزايش مي‌يابد و پس از يك دوره آبستني 13 ماهه تنها يك بچه به دنيا مي‌آورد كه اين نوزاد تا دو سالگي همراه مادرش باقي مي‌ماند.

همكاري براي نجات
اطلاعات زيادي درباره گاو دريايي در سواحل خليج‌فارس و درياي عمان در دست نيست هرچند اين گونه از سواحل ايران نيز گزارش شده است. بيشترين اطلاعات در اين منطقه را سازمان محيط‌زيست ابوظبي گردآوري كرده و با همكاري شركت توتال فرانسه مطالعات و حفاظت اين پستاندار دريايي را از سال 1999در دستور كار خود قرار داده است. اين مطالعات نشان داده كه 40 درصد از جمعيت هفت هزار راسي دوگونگ در سواحل ابوظبي زيست مي‌كنند. 


مطالعات در مرحله اول، يك دوره چهار ساله را شامل مي‌شد و تمركز آن بر فراواني، پراكندگي و حفاظت دوگونگ در آب‌هاي امارات متحده عربي  بود. پس از پايان يافتن فاز يك، سازمان محيط‌زيست ابوظبي تصميم گرفت تلاش براي نجات اين جانور دريايي را متوقف نكند. از اين رو با جلب همكاري توتال، فاز دوم مطالعات دوگونگ آغاز شد. اين فاز به طورمشخص به بررسي‌هاي اكولوژيكي و بيولوژيكي گاو دريايي اختصاص داشت. نتايج مطالعات، زيربناي تهيه سند حفاظت دوگونگ بود. به علاوه برون‌داد آن براي تنظيم توافقنامه‌اي منطقه‌اي كاربرد داشت؛ توافقنامه‌اي كه به موجب آن كشورهاي منطقه براي حفاظت اين پستاندار دريايي با يكديگر همكاري كنند.

در اين دوره، چشم‌انداز براي نجات و حفاظت دوگونگ اميدواركننده مي‌نمود. از يك‌سو افزايش چشمگير اطلاعات و مستندات درباره اين پستاندار دريايي و از سوي ديگر رشد اقتصادي امارت ابوظبي و به خصوص توسعه مناطق ساحلي آن سبب شده بود اميدواري براي نجات دوگونگ افزايش يابد. همان زمان فاز سوم طرح در سال 2007 آغاز شد و همچنان شركت توتال از نظر مالي آن را حمايت مي‌كرد.
فاز سوم طرح بر شش محور استوار بود؛ ادامه ارزيابي جمعيت و زيستگاه، جمع‌آوري دوره‌اي اطلاعات درباره زيستگاه و جمعيت، بهبود و به‌روز رساني اطلاعات جمع‌آوري شده پيشين در ارتباط با پراكندگي فصلي و ارتباط آن با پارامترهاي زيستگاه، اجراي برنامه مديريت و حفاظت دوگونگ و بالاخره جلب همكاري كشورهاي حاشيه خليج‌فارس در قالب تفاهم‌نامه‌اي منطقه‌اي براي حفاظت اين پستاندار دريايي.

اما ميانه‌هاي فاز سه، اوضاع اقتصادي جهان وخيم شد و رسانه‌ها از آن به عنوان بحران اقتصادي بي‌سابقه‌اي ياد كردند. در چنين شرايطي، حفاظت از حيات‌وحش و دوگونگ به حاشيه رفت. اقتصاد حرف اول و آخر را مي‌زد و ديگر خبري درباره حفاظت يك علفخوار دريايي منتشر نشد. سكوتي فراگير آينده دوگونگ را در هاله‌اي از ابهام فرو مي‌برد. تنها اخبار مربوط منتشر شده از ابوظبي نه درباره دوگونگ و حيات‌وحش كه به موضوعات اقتصادي اختصاص داشت.


با اين حال مي‌توان خوش‌بين بود با بهبود شرايط كسب‌وكار و پول و تجارت، بار ديگر نام اين جانور كمياب در سرخط خبرها ديده شود و كشورهاي منطقه براي نجات آن در سطحي وسيع با يكديگر همكاري كنند.

منتشر شده در مجله تازه‌هاي انرژي