بعيد است پرسش درباره مطلبي كه نه خط قرمز حكومتي است و نه خط قرمز عرفي، جرم محسوب شود. به ويژه آن كه سوال كردن به روشنگري بيشتري مي‌انجامد و زواياي تاريك موضوعي را روشن مي‌كند.

در ارتباط با پست قبلي، از تمام دوستان جوان و اهل فن استعلام به عمل آمد اما پاسخ‌ها چندان كه بايد راه به جايي نبرد. سرانجام مشخص شد وب‌سايت صندوق جهاني حيات‌وحش از احتمال قطع همكاري با روسيه در پروژه سوشي 2014 خبر داده است. در وب‌سايت اين سازمان، دلايلي مستدل مبني بر موفق نبودن اين پروژه درج شده اما عدم همكاري قطعي با پروژه احياي پلنگ مورد اشاره قرار نگرفته است.



اين كه چرا پس از اين مدت نگارنده دنبال اصل مطلب مي‌گشت و همان موقع جويا نشد يك دليل ساده داشت. موضوع در گزارشي به همين قلم مورد اشاره قرار گرفت اما چون اصل مطلب بايد بدون كم و كاست به رشته تحرير درمي‌آمد، عبارت WWF + پلنگ در گوگل جست‌وجو شد. دبير وب‌سايتي كه گزارش نگارنده را دريافت مي‌كرد اصرار داشت كه موضوع به اين مهمي بايد جاي ديگري به جز رسانه‌هاي فارسي‌زبان منتشر شده باشد. خلاصه آن كه نتيجه اين بود: گشتم نبود،‌ نگرد نيست. 

خانم مژگان جمشيدي خبرنگار پرآوازه حوزه محيط‌زيست يكي از كساني بود كه نگارنده درباره قطع همكاري صندوق جهاني حيات‌وحش با روسيه از او سوال كرد. آشنايي نگارنده با نويسنده وبلاگ ديده‌بان محيط‌زيست به سال 82 باز مي‌گردد. زماني كه براي استخدام در قلم ‌سبز آمده بود و پس از مصاحبه‌اي چند دقيقه‌اي دريافتم كه جواني است پرانگيزه و پرانرژي و راست كردار. با توجه به مضيقه مالي قلم سبز، حوزه كاري آن يعني بهينه‌سازي مصرف انرژي و سابقه خانم جمشيدي كه معطوف به مقالات و گزارش‌هايي در حوزه محيط‌طبيعي بود، دكتر ناصر كرمي مدير عامل آن موسسه، در مواجهه نخست با استخدام خبرنگار جوان مخالفت كرد. اما با اصرار نگارنده و نيز ويژگي مثبت‌انديشي و خيرخواهي دكتر كرمي،‌ خانم جمشيدي در قلم سبز مشغول به كار شد. اين موضوع هم‌زمان شد با استعفاي نگارنده از قلم سبز و پس از آن هيچگاه فرصت همكاري با او به وجود نيامد.


خانم جمشيدي به ايميل نگارنده البته در بخش نظرات وبلاگ آتش‌نوشت پاسخ قابل تاملي داده است؛ لينكي فرستاده‌ است كه مرتبط با خبر مورد بحث نيست و مي‌توان آن را نشانه تعجيل در پاسخگويي دانست. به درستي اشاره مي‌كند كه منبع، سبزپرس است. دوستان مطبوعاتي مي‌دانند كه وقتي موضوع بحث يا جزييات آن تغيير مي‌كند، ذكر مجدد منبع ضروري است تا خواننده به اصطلاح سرنخ را گم نكند. براي همين در يك متن ممكن است چند بار نوشته شود: به «گزارش فلان منبع» يا «بر اساس اين گزارش» يا «اين گزارش مي‌افزايد» و هكذا. اما در خبر تنظيمي روزنامه پول چنين نشده است. به علاوه، دوستاني كه در اين كار استخوان خرد كرده اند پيوسته مي‌گويند پيگيري صحت خبر بر عهده دبير و سردبير است و تا جاي ممكن بايد به منابع دست اول رجوع كرد.


خانم جمشيدي سوال كرده است كه چرا پس از سه‌ ماه نگارنده ياد چنان موضوعي افتاده كه جواب آن روشن است: براي نوشتن گزارشي مستدل از ماجرا. بر خلاف نظر خانم جمشيدي، نگارنده نه قصد «ضايع كردن» كسي را داشته و نه سونيتي در كار بوده است. موتور جست‌وجوي سبزپرس چندان كارساز نبود و مطلب مورد نظر را در آن زمان پيدا نكرد. اما جست‌وجو در گوگل نتيجه داد، ركورد اول مربوط به عصر ايران و ركورد دوم مربوط به روزنامه پول بود. طبيعي است به دليل حضور خانم جمشيدي، روزنامه پول براي نگارنده قابل اعتمادتر بوده و از آن طريق ماجرا را جويا شود.


به هر حال بعيد است سوالي ساده باعث تغير شود، خاصه آن كه در فضاي ضد محيط‌زيستي امروز و به قول خانم جمشيدي «وادي ناآگاهي» هر سوال مي‌تواند روشنگر باشد و زكات علمي تلقي شود كه بايد نشر يابد. تئوري توهم توطئه، تنها جبهه محيط‌زيستي‌ها را درهم مي‌شكند و تخريب‌چي‌ها را دلشاد مي‌كند.