ناكامي در يافتن منبع اصلي
در خبرها آمده بود كه تمامي كارشناسان تراز اول ايراني، احياي نسل ببر را غير ممكن ميدانند، و روزنامه پول هم نوشت WWF كه پيشتر اعلام كرده با طرح احياي پلنگ همكاري ميكند به خاطر غيرعملي بودن اين طرح انصراف داده و آبروي خود را حفظ خواهد كرد. هر چه گشتم كه كجا و كي چنين موضوعي را صندوق جهاني حياتوحش منتشر كرده است، كمتر يافتم. خوشبينانه اميدوارم چنين موضوعي درست باشد و جايي بتوان اصل منبع را پيدا كرد و يك گاف رسانه اي نباشد يا به قول روزنامهنگاران منبع سوراخ نباشد.
اين موضوع مرا ياد خاطرهاي هر چند نامرتبط انداخت. چند سال پيش موضوع ماهيهاي قرمز سفره هفت سين مطرح شد و كار به روزنامهها كشيد. با يكي از مخالفان خريدن ماهي قرمز گفتوگو ميكردم و دليل مخالفتش را جويا شدم. ميگفت ماهيها، مارهاي آبي و لاكپشتهايي كه مردم ميخرند، بيماري سالمونلا دارند. پرسيدم بر اساس كدام مرجع و منبع و مطالعه؟ گفت مهم اين است كه مردم نخرند چون مرگ و مير آنان زياد است، ما ميگوييم بيماري دارد، هر كس باور نميكند برود آزمايش كند. بعد اضافه كرد كه ماهي قرمز سنتي است چيني.
او درباره قاطرهاي دركه هم همين نظريه را داشت و ميگفت وقتي كوهنوردان به خانههايشان برميگردند بيماري سالمونلا را از طريق كشفهايشان كه آغشته به فضولات اين جانوران است به محيط خانه منتقل ميكنند. در همين ايام خبرگزاري آسوشيتدپرس با او مصاحبهاي انجام داد و نوشت در حالي كه حقوق انسانها در ايران رعايت نميشود زني هنرمند به دنبال حقوق حيوانات است. همين مصاحبه سبب شد تا مدتها اين زن نقاش درباره جانوران سكوت اختيار كند اما او به راستي دوستدار حيوانات بود؛ تابلويي از سهراب سپهري را آن زمان هشت ميليون تومان فروخت و در حالي كه خود گياهخوار بود تمام پول آن تابلو را با خريد كله مرغ و پختن آنها وقف گربههاي كوچه كرد. مدتي گذشت و معلوم شد كه هيچ كدام از جانوران مورد نظر ناقل سالمونلا نبودند. جلب مجدد اعتماد افراد كار دشواري است و به راحتي نميتوان در اين عرصه موفق بود.
اي كاش دوستان علاقمند به موضوع حياتوحش نگارنده را ياري ميكردند و نشاني از اصل موضوع و انصراف قطعي صندوق جهاني حيات وحش درباره احياي نسل پلنگ در روسيه به دست ميدادند. چه در غير اين صورت، بايد يك سره فاتحه مطالب فارسي را حتي در حوزه محيطزيست خواند و يك راست سراغ منبع اصلي رفت تا اذهان مشوش و پريشان نشود.
