مبادله ببرهاي سيبري و پلنگ‌هاي ايران بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي رسمي و غيررسمي داشت. از انتشار نخستين خبر در اين باره، كارشناسان ايراني و غيرايراني احياي نسل پلنگ در روسيه و ببر در ايران را غيرعملي دانستند اما دو كشور اصرار دارند كه اين كار را انجام بدهند و اعلام كرده‌اند كه موفق هم خواهند بود.

در راستاي دستيابي به همين موفقيت و در پاسخ به اين كه آيا ببر سيبري مي‌تواند هواي گرم‌تر ميانكاله را  نسبت به وطن اصلي خودش تحمل كنند مدير منطقه ميانكاله گفته است، مقرر شده براي ببرها استخري زده شود تا در آن آب‌تني كنند و درجه حرارت بدنشان را پايين بياورند،. همچنين با نصب سايبان، پنكه و كولر، هوا را خنك مي‌كنند تا به تدريج به شرايط خو بگيرد.
به عبارت ديگر، به‌فرموده ببرها بايد خنك شوند و چاره‌اي ندارند جز اين كه با دگنك توليد مثل كنند چون به هر حال دستور، دستور است. غافل از اين كه مديريت حيات‌وحش رشته‌اي علمي است كه دستاوردهاي آن پس از مطالعه و بررسي‌هاي فراوان به اجرا گذاشته مي‌شود و گاه برون‌داد يك مطالعه، اجرايي نبودن نظريه يا ايده‌اي را ثابت مي‌كند. اما چون قرار است به دست پرتوان «ايروني» با همياري كارشناسان روسي برگ زريني به تاريخ وطن پرگهر افزوده شود، به هر نحو ممكن تلاش مي‌شود تا ببرهاي سيبري در مازندران اوقات خوشي د اشته باشند.


انتقادهاي صورت گرفته در ارتباط با اين به اصطلاح احياي نسل ببر را مي‌توان در دو گروه كلي دسته‌بندي كرد؛ نخست اين كه ببر سيبري بدل گونه مازندراني است و علي‌رغم شباهت، زياد يكي نيستند. دوم، عدم وجود شرايط مناسب زيستگاهي است. اما مدير پروژه احياي ببر كه از قضا نامي شناخته شده در عرصه حيات‌وحش كشور است براي هر دو انتقاد پاسخي دارد؛ هوشنگ ضيايي در ارتباط با انتقاد نخست در چند مصاحبه با استناد به يك مطالعه گفته است ببر سيبري و مازندران بي‌اندازه به هم شبيه هستند و اختلاف اين قدر جزيي است كه مي‌توان از آن صرف نظر كرد. در مورد انتقاد دوم هم نكته جالبي را مورد توجه قرار داده است؛ به گفته او ببرها بهانه مناسبي هستند براي احياي زيستگاه رو به زوال ميانكاله. هر چند تجربه‌هاي مشابهي براي احياي نسل مرال و گوزن زرد و گور ايراني و زيستگاه‌هاي آن در ايران وجود دارد كه هيچ يك موفق نبوده‌اند. جمعيت اين گونه‌ها در اسارت افزايش يافته است اما نمي‌توان تكثير در اسارت را به معناي احياي نسل در شرايط زيستگاهي و طبيعي دانست، و آن را حيات‌وحش ناميد. سرنوشتي كه به نظر مي‌رسد در انتظار ببرهاي سيبري نيز نشسته است.


 موضوعي كه كمتر مورد توجه كارشناسان منتقد قرار گرفته در اسارت بودن ببرهاي وارداتي است. اين ببرها آن چنان كه رسانه‌هاي رسمي و وبلاگ‌ها نوشته‌اند از طبيعت زنده‌گيري نشده‌اند (همان گونه كه پلنگ‌هاي تقديمي نيز چنين بوده‌ و مدتي را در قفس گذرانده‌اند). گوشتخوار در اسارت پرورش يافته، نمي‌تواند شكارچي قابلي باشد. در واقع يكي از مهمترين رفتارهايي كه گوشتخواران و به‌ويژه گربه‌سانان از والدين خود مي‌آموزند، نحوه شكار است. جانوري كه تحت تعليم والدين قرار نگيرد، در شكار موفق نيست. به علاوه اين جانوران به طريق اولي نمي‌توانند به بچه‌هاي خود نحوه شكارگري را ياد بدهند. بدين ترتيب وابستگي به غذاي آماده هميشه وجود خواهد داشت و توقع بي‌جايي است كه گمان شود چنين گونه‌اي مي‌تواند خود را اداره كند. 



مهتر آن كه بر اساس مطالعه‌اي، مشخص شده تنها 30 درصد احياي نسل گربه‌سانان موفق بوده است. برخلاف نظر ضيايي، كه منتقدان را منفي‌باف ناميده، به نظر مي‌رسد 70 درصد شكست با استناد به پروژه‌هاي مشابه، نوعي واقع‌بيني است. سوالي اينجا به ميان مي‌آيد كه چرا چنين مطالعه‌اي مورد توجه قرار نگرفته و تنها به تحقيقي اكتفا شده كه نشان مي‌دهد ببرهاي سيبري و مازندران به هم شبيه هستند؟ نكته مورد اهميت اين كه بخش عمده‌اي از طرح‌هاي مشابه دو اختلاف عمده و اساسي با احياي نسل ببرسيبري در مازندران دارند. براي احياي نسل و معرفي مجدد يك گونه (Transplant) اولا از جانوران قفسي استفاده نمي‌شود و در ثاني پيش از هر اقدامي زيستگاه گونه مورد نظر را بهسازي و آماده مي‌سازند. به زبان ساده‌تر، اول چاله را مي‌كنند و بعد منار را مي‌دزدند. اما چون قرار است برگي زرين خيلي زود به كتابچه تاريخ وطن الصاق شود، پس بايد دست جنباند و به سرعت وارد عمل شد.



به هر حال وقتي شماري از به اصطلاح طرفداران محيط‌زيست به جاي آن كه بر علمي و عملي بودن طرح‌ها پافشاري كنند اين سو و آن سو، به ويژه در وبلاگستان سبز، تحصيل علم حيات‌وحش را با «ايروني‌بازي» به سخره مي‌گيرند و به نمايش‌هاي تك‌نفره مي‌پردازند، چرا سازماني عريض و طويلي كه ظرف سي‌سال اخير تقريبا هيچ دستاورد چشم‌گيري نداشته، چنين كاري نكند و با تبليغاتي وسيع كار خود را به نمايش عمومي نگذارد؟ كاري كه در حد مبادله دو گونه است و باغ‌وحش‌ها (با دريافت مجوز سايتيس در صورت لزوم) آن را بي‌سروصدا انجام مي‌دهند. 


منتشر شده در سبزپرس.