سوزاندن طلاي سياه و تخريب سبزينه
همان گونه كه جريان مشروطهخواهي پيچ و خمهاي بسياري را طي كرد، صنعت نفت ايران نيز فراز و فرود بسياري را از سر گذرانده است؛ از اكتشاف و استخراج تا قرارداد دارسي، از ترور رزمآرا تا ملي شدن نفت كه چندان هم ملي نبود، در انحصار دولت باقي ماند و به قرارداد كنسرسيوم منتهي شد.
تاريخچه نفت و نوسانات قيمت آن همواره مورد توجه بوده است. گاهي آن را طلاي سياه و گاه بلاي سياه ناميدهاند، يك صد سالگي صنعتش را در ايران گرامي داشتند و درآمد زايياش را با ذرهبين بررسي كردهاند اما خواسته يا ناخواسته اثرات مخرب آن بر محيطزيست ناديده گرفته شد؛ چه هنگام استخراج، چه موقع حمل و چه در زمان مصرف. سوزاندن اين طلاي تيرهرنگ - و نيز مصرف گاز طبيعي- شرايطي را فراهم كرده است تا ايران در ميان كشورهاي در حال توسعه، يكي از مهمترين توليد كننده گازهاي گلخانهاي باشد. گازهايي كه گرمايش زمين را رقم زده و زيستن بر كره مسكون را با چالشي جدي مواجه كردهاست.
انرژي هاي فسيلي گاهي در رسانهها بازتابي كم فروغ پيدا ميكند و مديران دولتي با تلاشي چشمگير سعي ميكنند يارانهها را مقصر اصلي روند افزايش مصرف اين انرژيها در ايران بنامند . در اين ميان آمار و ارقام واقعيتي تلخ را به نمايش ميگذارند؛ رشد شتابان مصرف نفت و گاز پنداري همچون تاختن اسبي سركش در دشتي است بيانتها كه خيال ايستادنش نيست. غافل از آن كه خزانه اين طلاي بويناك را پاياني است و بالاخره روزي كفگير به ته ديگ خواهد خورد.
زبان ارقام و اعداد
زباني كه آمار و ارقام با آن سخن ميگويند گاه ترجمان دشواري دارد. انبوهي اعداد و شاخصهاي مختلف در حوزه انرژي حتي ميتواند براي اهل فن هم غامض باشد. در مطالعهاي كه گروه مهندسين مشاور رهشهر انجام داده دادههاي مربوط به انرژي كنار هم قرار گرفتهاند و نمودارهايي ساده واقعياتي تلخ را بيان ميكنند.
در اين مطالعه آمده است: براساس نقشه عمومي صنعت نفت جمهوري اسلامي ايران) ۱۳۸۰ (تاكنون ۱۲۵ ميدان نفتي كشف شده است كه ۷۱ ميدان در خشكي و ۵۴ ميدان در دريا قرار دارند و برخي از اين ميدان ها با كشورهاي همسايه مشترك هستند. توليد نفت خام براساس آمار ترازنامه هاي انرژي) 1373-1385) و اطلاعات انرژي (موسسه مطالعات بين المللي انرژي، وزارت نفت جمهوري اسلامي ايران) طي سال هاي ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵، سالانه در حدود ۵ درصد رشد داشته است. سقوط ۷۲ درصدي توليد نفت خام طي سال هاي ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ و نوسانات آن در طول سا لهاي بعد به دليل خسارات ناشي از جنگ تحميلي به وضوح مشاهده ميشود. نوسانات سال هاي ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۱ ناشي ازسياست هاي اوپك بوده، و طي سا لهاي ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۵ توليد نفت خام در حدود يك در صد كاهش يافته است. در سال ۱۳۸۴ توليد نفت خام به طور متوسط در حدود چهار ميليون بشكه در روز بوده است.
بر اساس همين آمار توليد فرآوردههاي نفتي شامل بنزين، نفت سفيد، نفت گاز و نفت كوره طي سالهاي 1359-1385 به ميزان شش درصد رشد داشته است.
بر اساس آمار ترازنامه انرژي منتشر شده در سال 1385، مصرف فرآوردههاي عمده نفتي با بيش از 5 درصد رشد نسبت به سال پيش از آن به يك و نيم ميليون بشكه معادل نفت خام در روز رسيده است. همچنين بر اساس گزارش بانك اطلاعات انرژي، كل فرآوردههاي نفتي در همان سال 485 ميليون بشكه معادل نفت خام بوده است.
به علاوه، بر پايه دادههاي بانك اطلاعات انرژي، مصرف گاز طبيعي، طي سال هاي 1359 تا 1385 به طور ميانگين حدود 14 درصد رشد داشته است .براساس همين آمار مصرف برق طي سالهاي 59 تا 85 بيش از هشت درصد افزايش يافته است.
نكتهاي كه در گزارش مورد اشاره مد نظر قرار گرفته معادل سازي توليد و مصرف انرژي بر مبناي بشكه نفت خام بوده است. با نگاهي به نمودارهاي يك و دو به راحتي ميتوان دريافت كه توليد و مصرف انرژي در ايران از سال 1346 تا 1385 چه ميزان بوده است. در عين حال اطلاعات به دست آمده از آن مطالعات نشان ميدهد كه در دو تاريخ 1365 و 1385 ميزان مصرف فرآورده هاي نفتي،گازطبيعي، برق، زغال سنگ و بيوماس جامد به ترتيب در بخش هاي خانگي، تجاري و عمومي ۳۶ درصد ، حمل و نقل ۲۳ درصد ، نيروگاه ۲۰ درصد ، صنعت ۱۷ درصد، كشاورزي ۳ درصد و مصارف غير انرژي يك درصد بوده است، نمودار 3 شماي كلي اين وضعيت را نشان ميدهد.
همين ارقام البته نشان ميدهند سهم توليد انرژيهاي تجديدپذير كه از سال 1373 آغاز شده چندان چشمگير نيست. بر اساس ترازنامه انرژي (1373-1385) و بانك اطلاعات انرژي، سهم انرژيهاي تجديدپذير نسبت به سهم توليد ساير انرژيها بسيار ناچيز است اين در حالي است كه انرژيهاي نو طي همان بازه زماني 51 رصد رشد داشته است، (نمودار 4).
شتابان به كجا؟
روند افزايش مصرف انرژيهاي فسيلي در ايران از حد نگرانكننده هم فراتر رفته است و نقش ايران در گرمايش كره زمين از قضا چندان كمرنگ نيست. بر اساس آمار سازمان بينالمللي انرژي ایران بعد از چین بیشترین میزان افزایش تولید دی اکسید کربن را دارد، رتبه پنجم را در ميان كشورهاي در حال توسعه داراست و دهمين كشور جهان در اين زمينه شناخته ميشود.
صرف نظر از وضعيتي كه سوختهاي فسيلي در گرمايش زمين به وجود مي آورند آلودگيهايي كه منتشر ميكنند و زيستن را به خطر مياندازند موضوعي قابل تعمق است؛ اما هيچ گاه ميزان دقيق آن مشخص نميشود. از استخراج تا هنگام مصرف اين مواد در محيط رها ميشوند و هيچ بررسي و مطالعهاي تا كنون نتوانسته است حجم هدر رفت نفت و آلودهسازي آن را به طور دقيق تعيين كند. اعدادي تقريبي گاهي منتشر ميشود اما واقعيت همچون كوه يخ پنهان ميماند.
برآوردها و تخمينها نشان ميدهند هر ساله حدود 3/2 ميليون بشكه نفت (معادل 706 ميليون گالن آمريكايي) راهي اقيانوسها ميشود اما آنچه بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد حجم انبوهي از نفت است كه يك مرتبه از دست ميرود و در تاريخ نيز ثبت ميشود؛ از دست رفتن يك ميليون و 500 هزارتن در حمله عراق به كويت ژانويه 1991، 480 هزار تن بر اثر تركيدن چاه نفت در جليج مكزيك در ژوئن 1979 و 280 هزار تن سانحه نفتكش آتلانتيك اكسپرس در ژوئيه همان سال از آن جمله اند.
چنين حوادثي توجه جهانيان را به خود جلب ميكند اما كمتر كسي دلش براي منطقهاي از ايران ميتپد كه صد و دو سال پيش براي نخستين بار نفت از چاه نفتون آن جوشيد؛ شهري 240 هزار نفري كه همچنان مردمانش در فضايي بويناك زندگي ميكنند و از امكانات اوليه بيبهرهاند.
نفت اين طلاي سياه، سالهاست در درياي خزر كشف شده و ديگر همسايگان ايران با سرعتي مضاعف در حال برداشت از آن هستند بيآن كه پروايي از آلوده سازي داشته باشند. در اين ضيافت نفتي درياي خزر، ايران نيز حضور بهم رسانده است و نگراني تخريب بيشتر طبيعت خزر به ذهن دوستداران محيط زيست خليده است. تجربهاي كه مدام تكرار ميشود كشته شدن ميليونها ماهي، موجودات دريايي و پرندگان آبزي است، در واقع بخشي از فاجعهاي است كه در اثر نشت نفت به وضوح و بلافاصله ديده ميشود اما اثرات ديگر آن گاه از ديده ها پنهان ميماند. در اين غفلت عمومي حجم آلودگيهاي خاك و هوا را نيز مي توان بر شمرد اما قدرت جادويي اين طلاي بويناك ميتواند هر ذهن جستجوگري را به نقطهاي ديگر هدايت كند.
كشف نفت در تالاب هورالعظيم و كوير مركزي هم آه از نهاد دوستداران طبيعت برآورد؛ اين طلاي بويناك سياه بيترديد بلايي است براي سلامت طبيعت و در اين رهگذر توسعهگستران را پرواي آن نيست تا سلامت طبيعت از خاطرشان گذر كند. شايد در اين ميان بايد به انتظار نشست تا روزي اين بلاي سياه به پايان برسد شايد طبيعت حفظ شود و البته آن روز چندان دير نيست؛ به گفته اكبر تركان معاون سابق وزير نفت، پيشبيني شده است در صورت برداشت چهار میلیون بشکه نفت در هر روز و با احتساب 85 میلیارد بشکه ذخایر نفتی كشور،56 سال دیگر نفت ایران تمام می شود.
... و پرسش اين است: با پايان يافتن نفت ميتوان اميدوار بود توجه به طبيعت افزايش يابد؟
منتشر شده در مجله تازه هاي انرژي.
تاريخچه نفت و نوسانات قيمت آن همواره مورد توجه بوده است. گاهي آن را طلاي سياه و گاه بلاي سياه ناميدهاند، يك صد سالگي صنعتش را در ايران گرامي داشتند و درآمد زايياش را با ذرهبين بررسي كردهاند اما خواسته يا ناخواسته اثرات مخرب آن بر محيطزيست ناديده گرفته شد؛ چه هنگام استخراج، چه موقع حمل و چه در زمان مصرف. سوزاندن اين طلاي تيرهرنگ - و نيز مصرف گاز طبيعي- شرايطي را فراهم كرده است تا ايران در ميان كشورهاي در حال توسعه، يكي از مهمترين توليد كننده گازهاي گلخانهاي باشد. گازهايي كه گرمايش زمين را رقم زده و زيستن بر كره مسكون را با چالشي جدي مواجه كردهاست.
انرژي هاي فسيلي گاهي در رسانهها بازتابي كم فروغ پيدا ميكند و مديران دولتي با تلاشي چشمگير سعي ميكنند يارانهها را مقصر اصلي روند افزايش مصرف اين انرژيها در ايران بنامند . در اين ميان آمار و ارقام واقعيتي تلخ را به نمايش ميگذارند؛ رشد شتابان مصرف نفت و گاز پنداري همچون تاختن اسبي سركش در دشتي است بيانتها كه خيال ايستادنش نيست. غافل از آن كه خزانه اين طلاي بويناك را پاياني است و بالاخره روزي كفگير به ته ديگ خواهد خورد.
زبان ارقام و اعداد
زباني كه آمار و ارقام با آن سخن ميگويند گاه ترجمان دشواري دارد. انبوهي اعداد و شاخصهاي مختلف در حوزه انرژي حتي ميتواند براي اهل فن هم غامض باشد. در مطالعهاي كه گروه مهندسين مشاور رهشهر انجام داده دادههاي مربوط به انرژي كنار هم قرار گرفتهاند و نمودارهايي ساده واقعياتي تلخ را بيان ميكنند.
در اين مطالعه آمده است: براساس نقشه عمومي صنعت نفت جمهوري اسلامي ايران) ۱۳۸۰ (تاكنون ۱۲۵ ميدان نفتي كشف شده است كه ۷۱ ميدان در خشكي و ۵۴ ميدان در دريا قرار دارند و برخي از اين ميدان ها با كشورهاي همسايه مشترك هستند. توليد نفت خام براساس آمار ترازنامه هاي انرژي) 1373-1385) و اطلاعات انرژي (موسسه مطالعات بين المللي انرژي، وزارت نفت جمهوري اسلامي ايران) طي سال هاي ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵، سالانه در حدود ۵ درصد رشد داشته است. سقوط ۷۲ درصدي توليد نفت خام طي سال هاي ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ و نوسانات آن در طول سا لهاي بعد به دليل خسارات ناشي از جنگ تحميلي به وضوح مشاهده ميشود. نوسانات سال هاي ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۱ ناشي ازسياست هاي اوپك بوده، و طي سا لهاي ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۵ توليد نفت خام در حدود يك در صد كاهش يافته است. در سال ۱۳۸۴ توليد نفت خام به طور متوسط در حدود چهار ميليون بشكه در روز بوده است.
بر اساس همين آمار توليد فرآوردههاي نفتي شامل بنزين، نفت سفيد، نفت گاز و نفت كوره طي سالهاي 1359-1385 به ميزان شش درصد رشد داشته است.
بر اساس آمار ترازنامه انرژي منتشر شده در سال 1385، مصرف فرآوردههاي عمده نفتي با بيش از 5 درصد رشد نسبت به سال پيش از آن به يك و نيم ميليون بشكه معادل نفت خام در روز رسيده است. همچنين بر اساس گزارش بانك اطلاعات انرژي، كل فرآوردههاي نفتي در همان سال 485 ميليون بشكه معادل نفت خام بوده است.
به علاوه، بر پايه دادههاي بانك اطلاعات انرژي، مصرف گاز طبيعي، طي سال هاي 1359 تا 1385 به طور ميانگين حدود 14 درصد رشد داشته است .براساس همين آمار مصرف برق طي سالهاي 59 تا 85 بيش از هشت درصد افزايش يافته است.
نكتهاي كه در گزارش مورد اشاره مد نظر قرار گرفته معادل سازي توليد و مصرف انرژي بر مبناي بشكه نفت خام بوده است. با نگاهي به نمودارهاي يك و دو به راحتي ميتوان دريافت كه توليد و مصرف انرژي در ايران از سال 1346 تا 1385 چه ميزان بوده است. در عين حال اطلاعات به دست آمده از آن مطالعات نشان ميدهد كه در دو تاريخ 1365 و 1385 ميزان مصرف فرآورده هاي نفتي،گازطبيعي، برق، زغال سنگ و بيوماس جامد به ترتيب در بخش هاي خانگي، تجاري و عمومي ۳۶ درصد ، حمل و نقل ۲۳ درصد ، نيروگاه ۲۰ درصد ، صنعت ۱۷ درصد، كشاورزي ۳ درصد و مصارف غير انرژي يك درصد بوده است، نمودار 3 شماي كلي اين وضعيت را نشان ميدهد.
همين ارقام البته نشان ميدهند سهم توليد انرژيهاي تجديدپذير كه از سال 1373 آغاز شده چندان چشمگير نيست. بر اساس ترازنامه انرژي (1373-1385) و بانك اطلاعات انرژي، سهم انرژيهاي تجديدپذير نسبت به سهم توليد ساير انرژيها بسيار ناچيز است اين در حالي است كه انرژيهاي نو طي همان بازه زماني 51 رصد رشد داشته است، (نمودار 4).
شتابان به كجا؟
روند افزايش مصرف انرژيهاي فسيلي در ايران از حد نگرانكننده هم فراتر رفته است و نقش ايران در گرمايش كره زمين از قضا چندان كمرنگ نيست. بر اساس آمار سازمان بينالمللي انرژي ایران بعد از چین بیشترین میزان افزایش تولید دی اکسید کربن را دارد، رتبه پنجم را در ميان كشورهاي در حال توسعه داراست و دهمين كشور جهان در اين زمينه شناخته ميشود.
صرف نظر از وضعيتي كه سوختهاي فسيلي در گرمايش زمين به وجود مي آورند آلودگيهايي كه منتشر ميكنند و زيستن را به خطر مياندازند موضوعي قابل تعمق است؛ اما هيچ گاه ميزان دقيق آن مشخص نميشود. از استخراج تا هنگام مصرف اين مواد در محيط رها ميشوند و هيچ بررسي و مطالعهاي تا كنون نتوانسته است حجم هدر رفت نفت و آلودهسازي آن را به طور دقيق تعيين كند. اعدادي تقريبي گاهي منتشر ميشود اما واقعيت همچون كوه يخ پنهان ميماند.
برآوردها و تخمينها نشان ميدهند هر ساله حدود 3/2 ميليون بشكه نفت (معادل 706 ميليون گالن آمريكايي) راهي اقيانوسها ميشود اما آنچه بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد حجم انبوهي از نفت است كه يك مرتبه از دست ميرود و در تاريخ نيز ثبت ميشود؛ از دست رفتن يك ميليون و 500 هزارتن در حمله عراق به كويت ژانويه 1991، 480 هزار تن بر اثر تركيدن چاه نفت در جليج مكزيك در ژوئن 1979 و 280 هزار تن سانحه نفتكش آتلانتيك اكسپرس در ژوئيه همان سال از آن جمله اند.
چنين حوادثي توجه جهانيان را به خود جلب ميكند اما كمتر كسي دلش براي منطقهاي از ايران ميتپد كه صد و دو سال پيش براي نخستين بار نفت از چاه نفتون آن جوشيد؛ شهري 240 هزار نفري كه همچنان مردمانش در فضايي بويناك زندگي ميكنند و از امكانات اوليه بيبهرهاند.
نفت اين طلاي سياه، سالهاست در درياي خزر كشف شده و ديگر همسايگان ايران با سرعتي مضاعف در حال برداشت از آن هستند بيآن كه پروايي از آلوده سازي داشته باشند. در اين ضيافت نفتي درياي خزر، ايران نيز حضور بهم رسانده است و نگراني تخريب بيشتر طبيعت خزر به ذهن دوستداران محيط زيست خليده است. تجربهاي كه مدام تكرار ميشود كشته شدن ميليونها ماهي، موجودات دريايي و پرندگان آبزي است، در واقع بخشي از فاجعهاي است كه در اثر نشت نفت به وضوح و بلافاصله ديده ميشود اما اثرات ديگر آن گاه از ديده ها پنهان ميماند. در اين غفلت عمومي حجم آلودگيهاي خاك و هوا را نيز مي توان بر شمرد اما قدرت جادويي اين طلاي بويناك ميتواند هر ذهن جستجوگري را به نقطهاي ديگر هدايت كند.
كشف نفت در تالاب هورالعظيم و كوير مركزي هم آه از نهاد دوستداران طبيعت برآورد؛ اين طلاي بويناك سياه بيترديد بلايي است براي سلامت طبيعت و در اين رهگذر توسعهگستران را پرواي آن نيست تا سلامت طبيعت از خاطرشان گذر كند. شايد در اين ميان بايد به انتظار نشست تا روزي اين بلاي سياه به پايان برسد شايد طبيعت حفظ شود و البته آن روز چندان دير نيست؛ به گفته اكبر تركان معاون سابق وزير نفت، پيشبيني شده است در صورت برداشت چهار میلیون بشکه نفت در هر روز و با احتساب 85 میلیارد بشکه ذخایر نفتی كشور،56 سال دیگر نفت ایران تمام می شود.
... و پرسش اين است: با پايان يافتن نفت ميتوان اميدوار بود توجه به طبيعت افزايش يابد؟
منتشر شده در مجله تازه هاي انرژي.
+ نوشته شده در 2010/5/12 ساعت 16:44 توسط سام خسرويفرد
|



