همان گونه كه در مطلبي با عنوان «كش لقمه، پرنده‌نگران و ..» نيز بیان شد تب فارسي نويسي به جان محيط‌زيستي‌هاي عزيز افتاده‌ است و براي آن كه به قول رسانه نسبتاً ملي، فارسي را پاس بداريم پيشنهادي براي جايگزيني كلمه Bird Watching   در ذيل ارائه خواهد شد اما پيش آن ذكر يك نكته ضروري است.

نكته‌اي كه پيش‌درآمد پيشنهاد مورد اشاره در بالااست، البته چندان هم قابل و به قولي دندانگير نيست، اما مثلكي در زبان فارسي داريم كه از سفت چسبيدن كلاه در هنگام وزش باد (و به تعبيري نسيم پرسرعت) سخن مي‌گويد. چنانچه به اين مثل،‌ استناد شود لازم است يك نفر به حضراتي كه واژگان فارسي را چندان صحيح به كار نمي‌برند و گاه با اضافاتي آن را به تمامي نابود مي‌كنند، بگويد بروند و فارسي را بياموزند و سپس در فكر واژه‌گزيني باشند. اين افراد هنوز و با آسودگي خيال، هنگام جمع بستن كلمه «استاد» مي‌گويند «اساتيد» و يا جمع واژه «كارخانه» در ادبيات اين افراد مي‌شود«كارخانجات»  و افعالي نظير «گرديدن» و «نمودن» را به جاي «شدن» و «كردن» به كار مي‌برند. از اين مثال‌ها بسيارند پس ذكر چند نمونه همان حكايت مشت و خروار معروف است و تو حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

... و اما پيشنهاد، بي‌ترديد واژه پرنده‌نگري به جاي Bird Watching   بسيار دلپذير و دلچسب است اما كمي از ظرايف و قابليت‌هاي زبان كهن پارسي در اين ساختار دريغ شده است، بگذريم كه مدعيانِ بسياري، كپي‌رايت اين ساختارِ جديد را از آن خود مي‌دانند و خود را مبدع آن.

براي پرهيز از هر گونه اختلاف و در راستاي واژه‌گزيني و به منظور مقابله با فرهنگ منحط غرب و با عنايت به اين كه در تمام زبان‌ها كلمات مترادفي وجود دارد، پيشنهاد مي‌كند براي مترادف «پرنده‌نگري» از واژه «مرغ‌ْ‌بيني» استفاده شود. نگارنده البته به دنبال هيچ نوع كپي‌رايتي در اين ارتباط نيست و تنها براي آن كه فارسي را پاس بدارد چنين واژه‌اي را پيشنهاد داده است.

 

بعدالتحرير: منتقداني ممكن است به اين پيشنهاد نگارنده خرده‌ بگيرند كه  واژه «بيني» لكه‌هاي سبز رنگي را در شهرهاي مدرن ايران امروز به ياد آورد كه گاهي  برخي با دست درختان را با آن تزيين مي‌كنند و چنين مناظري براي كودكان بدآموزي دارد، و يا اين كه بهانه‌جويي كنند اين واژه تداعي كننده بيني به جاي منقار براي پرندگان است. به هر حال در ارتباط با مورد اول بايد از شهرداري مدد خواست که «بيني‌زدايي» كند تا ذهن كودكان دلبند اين مرزوبوم دچار تشويش و آشوب نشود،‌ و در مورد دوم لازم است منتقدان در كلاس‌هاي پرنده‌نگري يا مرغ‌بيني مبتدي  ثبت نام كنند تا ملكه ذهن‌شان شود كه مرغ، بيني ندارد!