اگر محيطبانها دلسرد شوند
افسران نازي بعد از جنگ جهاني دوم در دادگاه نورنبرگ استنتاق ميشدند كه چرا در كشتار مردم بيگناه دست داشتهاند. آنان نيز پيوسته ميگفتند مامور بودهاند و معذور. دستور مقام بالاتر را بايد اجرا ميكردند. با تمرد از مافوق مجازاتي سنگين نصيبشان ميشده، پس به حكم وظيفه ناچار بودند مطيع اوامر باشند. در چنين مواقعي بحث اخلاق و وظيفه بيش از پيش موضوعيت پيدا ميكند. در اين ارتباط هانا آرنت، فيلسوف و نظريهپرداز آلماني اشاره كرده برخي از آنان كه بعد از جنگ گناهكار شناخته ميشدند كساني بودند كه شغل خود را حفظ ميكردند تا اوضاع وخيمتر نشود و تنها کساني ميتوانستند از وخامت اوضاع بکاهند و دست کم به بعضي افراد کمک کنند که در داخل نظام باقي مي ماندند.
مشابه آن چه در اروپاي بعد از جنگ گذشت، در ايران نيز دو بار تكرار شد؛ پس از خلع رضا شاه از سلطنت در شهريور 1320 و بعد از انقلاب اسلامي. هر دو بار عدهاي بازخواست شدند كه بر مسند قدرت و مكنتي تكيه زده بودند و مسوليتي داشتند اما نحوه عملكردشان نامناسب بوده است. فارغ از نحوه محاكمه در هر دو جريان پاسخها كم و بيش يكي بوده است: اطاعت اوامر! رجوع به تاريخ نشان ميدهد كه چه در دادگاه سرپاس مختاري و هم قطارانش و چه آنجا كه شيخ صادق خلخالي حاكم شرع بود، متهمان گناه را بر گردن مقام بالاتر انداختهاند.
نگاهي اجمالي به هر سه محكمه، يكي اروپايي و دو تا وطني، نشان ميدهد كه هر يك از بستر هيجانهايي آذرخشوار پديد آمدهاند و محصول شرايط ناآرام و غيرعادي بودهاند. در جوي متعادل حكم اعدام براي آنان كه حين انجام وظيفه و حفاظت ميراث طبيعي ملتي دست به اسلحه بردهاند بسيار تعجببرانگيز است.
خبر همين قدر كوتاه است: دو محيطبان به اعدام محكوم شدهاند يكي در هرمزگان و ديگري در كهگيلويه و بوير احمد. اين دو تن در پاسداري از مناطق تحت حفاظتشان با شكارچيان متخلف درگير و مرتكب قتل غيرعمد شدهاند. رييس سازمان محيطزيست با آيتالله لاريجاني رييس قوه قضاييه در ارتباط با صدور اين حكم ديدار كرده است در حالي كه ماده 15 قانون حفاظت و بهسازيمحيط زيست محيطبانان دوره ديده را ضابط قوه قضاييه لقب داده و انجام وظايف محوله به اين افراد نيز مشخص است. اگر ضوابط به درستي اجرا شده باشد ديگر نيازي به ديدار بين روسا نيست. اما اين رايزنيها زماني صورت ميگيرد كه يك پاي قضيه ميلنگد؛ قوانين محيطزيست به درستي معرف حضور عدلگستران نيست يا مجريان در انجام وظيفه زيادهروي كردهاند.
نكته مثبت اين خبر البته تلاش رييس سازمان محيطزيست است و شايد اندكي باعث دلگرمي محيطبانان شود. حضور در مناطق حفاظت شده و نشستن پاي درد و دل محيطبانان واقعياتي تلخ را آشكار ميكند؛ اينان از عدم حمايت و توجه لازم و كافي رنج ميبرند. در برخي استانها مدير كل سراغي از ميحيطبانانش نميگيرد و گاهي در دعواي بين محيطبان و متخلف، راي به سود فرد خاطي داده ميشود، تنها به اين دليل كه جانوران براي شكار آفريده شدهاند و گياه براي مصرف شدن.
بدين ترتيب محيطبانان سرزنش ميشوند كه به گياه، خاك، آب و جانوران بيش از انسان متخلف حرمت گذاشته است. در خيل محيطبانان البته هستند افرادي كه گاه از قانون فراتر ميروند و زيادهروي ميكنند، اما اكثر قريب به اتفاق آنان با سختكوشي و در شرايط دشوار آبوهوايي مشغول انجام وظيفه هستند. شايد باقي مانده همين ميزان اندك از عناصر طبيعت مديون تلاش آنان باشد. حكم اعدام براي آنان كه نگاهبانان ميراث طبيعي اين سرزمين هستند بيترديد باعث دلسردي بيش از پيش كل جامعه محيطبانان ميشود و آن گاه فرا ميرسد كه هيچ يك براي حفاظت از طبيعت ايران انگيزهاي نداشته باشند.
منتشر شده در سبزپرس
