بين ظاهر افراد و شغل‌شان همواره تناسبي بوده است، تصور كنيد پزشكي را با دست‌هاي روغني و سياه و يا مكانيكي با كراوات، اتو كشيده و با دستاني نرم و پاك. شايد به نظر كمي طنزآلود باشد اما به راستي ظاهر افراد و مشاغلي كه به اجبار يا اختيار برمي‌گزينند رابطه‌اي مستقيم دارد. البته سال‌هاست كه در ايران بايد منتظر تصاوير متضاد و آغشته به طنز بود. لازم نيست براي ديدن اين چنين مناظري، ذره‌بين دست گرفت و رفتار و يا شمايل افراد را به دقت بررسي كرد نگاهي اندك كافي است تا براي مدتي دستمايه تفكر و تفريح فراهم شود. در اين ارتباط ذكر مثالي خالي از لطف نيست.

كميته‌اي تشكيل شده است از كساني كه سنگ اكوتوريسم در ايران را به سينه مي‌زنند. جلساتي ماهانه برگزار مي‌كنند و براي اين كه چگونه جلب سياحان كنند به بحث و تبادل نظر مي‌پردازند، شور و مشورت مي‌كنند و با طرح مساله‌اي خودساخته و خودخواسته، به دنبال راه حل مي‌گردند. اين افراد با احساسي خاص از طبيعت و ايران سخن مي‌گويند، اين احساس را البته مي‌توان به دو گروه تقسيم كرد. گروه نخست كساني هستند كه سخنان‌شان سبب مي‌شود عشق به طبيعت در ديگران نيز پديد آيد و فكر ديدن نقاط ديدني ايران در دل‌وجان‌شان شعله بكشد. اما گروه دوم ... بگذريم.

به هر حال اكثر اين عده كه برادرانه كنار هم مي‌نشينند، در يك ويژگي شريك هستند: اگر از نيم‌رخ در آيينه‌اي قدي نگاهي به اندام خود كنند مي‌بينند كه اندكي پايين‌تر از سينه گنبدي مدور، بزرگ و زائده مانند سبز شده است و هر روز كه مي‌گذرد بر گستردگي سطح دوراني آن افزوده مي‌شود. حساب آنان كه مويي سفيد كرده‌اند را مي‌توان با كلي اغماض جدا كرد اما سايرين...؟ مشاهده اندام اين افراد البته با پوشش كامل و ملبس به كت‌، پالتو و هر لباس زمستاني ديگر، يك سوال‌هايي را به ذهن متبادر مي‌سازد: « اين افراد (با اين هيكل ورزشكاري) چگونه توانسته‌اند برش‌هايي از طبيعت ايران را ببينند؟ از درون خودرو؟ و چگونه دريافته‌اند كه گردشگري در طبيعت چه مشكلات و نيازهايي دارد و راه حل آن كدام است؟ براي بازديد از جانوران، چشم‌اندازها، برگزاري تورهاي ورزشي، كويرنوردي و ... چگونه بايد برنامه‌ريزي كرد؟»

وقتي پرسش‌هايي مشابه سوالات فوق از يك نفر به اصطلاح دانش‌آموخته مقطع دكتري محيط‌زيست خارج از كشور،‌ سوال كردم، گفت مگر بايد پزشك دچار بيماري شده باشد كه بتواند درمان كند؟ او متخصص است و بايد تشخيص دهد درد و درمان چيست؟ پاسخ قانع كننده‌اي بود اما باز من ماندم و بسياري سوال‌هاي ديگر، اين متخصصان كه تشخيص بيماري‌شان و تجويز درمان‌شان اين چنين كارآمد است چرا اوضاع طبيعت و طبيعت‌گردي تاكنون از حالت احتضار خارج نشده است؟