روستاييان فقير در شرق هند لاك‌پشت‌ها را به معبد مي‌برند چون عقيده دارند خداي‌شان در اين جانوران تجسم يافته است. تلاش ماموران براي متقاعد كردن خرافه‌پرستان و آزادسازي لاك‌پشت‌ها تا كنون ثمري نداشته است. در ايران اما هزاران لاك‌پشت و تخم ‌پرندگان آبزي را در تالاب پريشان به آتش مي‌كشند تا راه و جاده احداث كنند. در ماجراي اول اگر مردم نا‌آگاه و خرافاتي لاك‌پشت‌ها را اسير كرده‌اند در تراژدي دوم، عمران و آباداني كه از قضا دولت ناظر و مجري آن است توجيهي شده براي كباب‌ كردن لاك‌پشت‌ها و نيمروي تخم‌پرندگان.
مقصر دانستن مردم در ارتباط با فجايع زيست‌محيطي ايران و متهم كردن‌شان به ناآگاهي روشي كهنه و البته بي‌اساس است. بسياري از اهالي محلي در اقصا نقاط ايران مي‌دانند با طبيعت چگونه رفتار كنند تا دچار گرفتاري نشوند اما دست‌شان كوتاه است و جز بهر‌ه‌برداري از داشته‌هاي پيرامون‌شان گزينه ديگري ندارند. برخي در دل كوهستان درختان را قطع مي‌كنند تا از سرما رهايي يابند و غذايي بپزند، در جنوبِ هميشه گرم عده‌اي سرشاخه درختان حرا را مي‌زنند تا تك بزي كه دارند شيري بدهد و قوت خردسال نحيفي باشد. عده‌اي خار بيابان را قطع مي‌كنند تا در تنورشان ناني پخته شود و بي‌قاتق سغ بزنند. اينان جملگي مي‌دانند تا چه حد مي‌توان از طبيعت استفاده كرد و از مصرف‌ افزون بر آن شرمسارند اما براي بقا چاره‌ ديگري ندارند. از سوي ديگر، شماري از نسل به نسبت جوان نيز نه از روي بي‌اطلاعي كه از روي كين به اين باور غلط رسيده‌اند با برداشت مخفيانه از طبيعت، زهري مي‌ريزند به آنان كه همواره هر كاري را منع كرده‌اند؛ از شكار و هيزم‌شكني تا ماهي‌گيري و بوته‌كني. پيوسته بشير و نذير دادن البته عواقبي دارد كه واعظ غير متعظ از آن بي‌خبر است.

 

لاک پشت های سوخته در تالاب پریشان

هفتمين رييس‌ سازمان محيط‌زيست در مراسم همايش مديران اين سازمان هشدار داده است كه اگر روند تخريب طبيعت در ايران ادامه پيدا كند تا صد سال ديگر اثري از يك درخت نخواهد ماند. كلام شيواي محمد‌ محمدي‌زاده بلادرنگ يكي دو پرسش را در ذهن مخاطبِ دردآشنا پديد مي‌آورد كه عوامل اصلي تخريب طبيعت چيست و چه كساني از بهره‌برداري طبيعت سود مي‌برند؟ آيا سازمان‌هاي دولتي-نظارتي قدرت مقابله با آمران و عاملان اين تخريب‌هاي گسترده را دارند؟ تمام تخريب‌ها و فجايع زيست‌محيطي را به مردم نسبت دادن ساده‌انگارنه است و تا حدي ايز گم كردن.

مقام شامخ رياست سازمان به فرهنگ‌‌سازي نيز اشاره كرده‌ كه نياز واقعي اين روزگار است و افزوده كه بايد به مردم در خصوص زوايای مختلف و اهميت محيط زيست اطلاع‌رسانی كرد چرا كه در خصوص نحوه برخورد، نگهداری و شيوه صحيح زندگی کردن تا کنون فرهنگ‌سازی مناسب و مساعدی صورت نگرفته است.
گرچه مديران وزراتخانه‌ها و نهاد‌هاي مختلف نيز گروهي از اين مردم هستند اما هيچگاه در تك‌گويي‌هايِ طولانيِ پشت ميكروفن، اين عده كه دستي بر آتش دارند و بقا و ممات بخشي از طبيعت در كف‌شان است،  مورد خطاب و عتاب قرار نمي‌گيرند. در حالي كه به نظر مي‌رسد اين افراد بيش از مردم محلي نيازمند آموزش هستند و آنان كه در دستگاه عريض و طويل محيط‌زيست بر مسند مديريت تكيه‌ مي‌زنند البته نيازمندتر. نمونه اين نيازمندي به آموزش‌هاي زيست‌محيطي را مي‌توان در بخشنامه اخير اين سازمان مشاهده كرد؛ بخشنامه‌اي كه باعث شد طبيعت‌دوستانِ خوش‌بين كه حضور رييس جديد را به فال نيك گرفته بودند مايوس‌تر از هميشه دوباره رخت عزا از صندوقخانه‌ها بيرون‌ آورند و چهار سال ديگر آن را به تن داشته باشند.

در اين بخشنامه به ادارات كل محيط‌زيست استان‌ها دستور داده شده كه به استعلام وزارت صنايع و معادن ظرف يك ماه پاسخي روشن بدهند. درنگ و تعلل در پاسخ دادن، به معناي آن است كه وزارتخانه مزبور مي‌تواند به صلاحديد خود وارد عمل شود. بدين ترتيب راقم بخشنامه يا صادركننده آن را مي‌توان عامل نفوذي وزارتخانه‌اي دانست كه ويژگي بارزش طبيعت‌ستيزي است يا در بهترين حالت شايد كارمندي است كه شناختي از محيط‌زيست ندارد و يك‌سره دلبسته‌ي به اصطلاح توسعه و آباداني است.
اين بخشنامه‌ و امثال آن، كه بي‌ترديد به رويت رييس سازمان محيط‌زيست نيز مي‌رسد، نشان مي‌دهد دامنه بيگانگي با محيط‌زيست تا چه اندازه گسترش يافته است و مديران محيط‌زيست چون واعظان غيرمتعظ به آنچه مي‌گويند خود عمل نمي‌كنند.
 محمدي‌زاده در سخنان گوهربارش به لوله‌هاي پوسيده انتقال نفت، كشتي‌ها و نفت‌كش‌‌ها در خليج‌فارس، عدم آموزش و اطلاع‌رساني و خشك‌شدن تالاب‌ها اشاره كرده اما حرفي از چنين بخشنامه‌هايي به ميان نياورده است كه مي‌تواند تيشه به ريشه محيط‌زيست بزند. البته كسي هم به آقاي رييس نمي‌گويد كه حرمت مسجد را بايد متولي آن نگه دارد. وقتي سازمان محيط‌زيست، سنگ وزرات صنايع را چنان مشتاقانه به سينه مي‌زند و از آن حمايت مي‌كند تا طبيعت بيش از اين كاردآجين شود تكليف نهادهايي كه هميشه مصرف‌كننده محيط‌زيست بوده‌اند كاملا روشن است. اگر چندي پيش كباب لاك‌پشت و نيمروي تخم‌پرندگان آبزي در تالاب پريشان آه از نهاد دوستداران طبيعت برآورد اينك بايد در انتظار كباب قناري بود بر آتش سوسن و ياس.

با اندكي سانسور در روزنامه خبر و خبرآنلاين منتشر شده است.

برای آگاهی بیشتر درباره لاک پشت های هند اینجا و اینجا را ببینید.

برای آگاهی بیشتر درباره بخشنامه مورد اشاره اینجا را ببینید.